جستجو در مقالات منتشر شده


۱۰ نتیجه برای پیچیدگی اقتصادی


دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده

باوجود اهمیت متنوع‌سازی و توسعۀ صنعتی همگونیافتن روشی مناسب برای تعیین همگونی و ارتباط، یکی از اصلی‌ترین چالش‌ها در پیاده‌سازی این نوع استراتژی است. به همین دلیل انجام مطالعههای کاربردی با استفاده از روش‌های جدید تعیین همگونی برای حل مسائل واقعی دنیای سیاست‌گذاری و استراتژی ضروری به‌نظر می‌رسد. از همین رو هدف از انجام این پژوهش شناسایی محصولات همگون با تولیدات فعلی صنعت ساخت قطعات و تجهیزات کشور است. روش استفادهشده در این پژوهش رویکرد پیچیدگی اقتصادی است که با تکیه‌ بر داده‌های صادرات ۶۶۹ کد کالایی ذیل صنعت ساخت قطعات و تجهیزات در سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۷، به شناسایی فرصت‌های تولیدی همگون با قابلیت‌های در اختیار صنعت ساخت قطعات و تجهیزات ایران می‌پردازد. یافته‌های این پژوهش از وجود ۲۸ فرصت تولیدی همگون با وضعیت فعلی صنعت ساخت قطعات و تجهیزات ایران خبر می‌‌دهد که حرکت به سمت آنها موجب متنوع‌تر و پیچیده‌ترشدن این صنعت شده است که در صورت تولید آنها می‌توان به انباشت قابلیت‌های فنّاورانه و کسب درامد صادراتی بیشتر دست‌ پیدا کرد. براین‌اساس تولید برخی از انواع توربین، موتور، قطعههای وسایل نقلیه، تیوب، قطعههای ماشین‌آلات و لوکوموتیو بخش عمده‌ای از فرصت‌های تولیدی همگون با صنعت ساخت قطعهها و تجهیزات ایران را تشکیل می‌دهند. یافته‌ها و روش استفادهشده در این مقاله می‌تواند به‌عنوان راهنمایی کارا بهوسیله سیاست‌گذاران صنعتی و مدیران مورداستفاده قرار گیرد.


دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

چکیده:
دوره فرهنگی بانِش در جنوب ایران، یک مرحله کلیدی در افزایش پیچیدگی‌های اجتماعی- اقتصادی در نیمه دوم هزاره چهارم پ.م به شمار می­آید. تولید و توزیع تخصصیِ محصولاتِ صنعتی و غذایی در کنار تغییر الگوهای استقراری و راهبرد­های زیستی نشان‌دهنده یک تطور فراگیر منطقه­ای است که نظام متفاوتی را در جامعه بانشی حوضه رودخانه کر برقرار می­سازد. در این میان برخی شواهد باستان‌شناختی، مختصات جامعه­ای متخصص درزمینه تولید و توزیع محصولات دامی را در کنار جوامع تولیدکننده کشاورز/ صنعتگر این حوضه ترسیم می­نماید که موجودیت آن به‌عنوان یک پدیده نوین، متأثر از پیچیدگی اقتصادی در بازه زمانی و مکانی مذکور است. پژوهش حاضر شکل­گیری و توسعه دام­پروری تمام­وقت را در پیکربندی نظام اقتصادی-اجتماعی این دوره ترسیم و با بهره­گیری از رویکرد حد وسط و با قیاسی تاریخی- مردم شناختی توضیحی برای چگونگی تطور راهبرد­های تولیدی و شکل­گیری بستر­های مبادله محصولات دامی ارائه می­نماید.

دکتر هدی زبیری، دکتر مانی موتمنی،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

پیچیدگی اقتصادی، منعکس‌کننده‌ قابلیت‌های تولیدی یک کشور و تعیین‌کننده‌ سطح رشد و توسعه اقتصادی کشورها است. سرمایه‌گذاری در دانش و سرمایه انسانی و به تبع آن، افزایش قابلیت‌های کنشگران اقتصادی لازمه‌ گذار به یک اقتصاد پیچیده، شناخته می‌شود. پژوهش حاضر، به بررسی رابطه سرمایه انسانی و پیچیدگی اقتصاد در ایران طی دوره ۱۳۹۶-۱۳۵۰ پرداخته است. در پردازش داده‌ها مشخص شد که نرخ ثبت نام ابتدایی، فاقد همبستگی معنادار با شاخص پیچیدگی اقتصادی بوده، همچنین سهم مخارج تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی، رابطه‌ معناداری با شاخص پیچیدگی اقتصادی نداشته، و  امکان وجود رابطه‌ هم‌انباشتگی بین این دو متغیر در آزمون جوهانسن، رد شده،  اما مخارج دولت در آموزش عالی به عنوان یک متغیر مؤثر بر پیچیدگی اقتصادی قابل شناسایی بوده و نسبت مخارج دولت در آموزش عالی به تولید ناخالص داخلی، دارای رابطه هم‌انباشتگی با پیچیدگی اقتصادی است. بین این دو متغیر، رابطه‌ علیت یک‌سویه از مخارج انجام شده در آموزش عالی به پیچیدگی اقتصادی، تأیید و در تحلیل واکنش آنی، مشخص شده که واکنش عمده‌ پیچیدگی اقتصادی، پس از ۳ سال محقق می‌شود. همچنین با رشد ۱۰ درصدی مخارج انجام شده در آموزش عالی، شاخص پیچیدگی اقتصادی ۱۱ درصد رشد خواهد نمود.
آقای رامین سپهوند، دکتر علی سایه میری، خانم اسما شیرخانی،
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده

در سال‌های اخیر، پیچیدگی اقتصادی، نقش مهمی در تبیین و آشکارسازی حقایق نهفته تفاوت رشد اقتصادی در میان کشورهای فقیر و غنی داشته است. در پژوهش حاضر، با استفاده از داده های بازه زمانی ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۸ و روش رگرسیون حداقل مربعات دومرحله‌ای ۲SLS و EGLS، علاوه بر بررسی تأثیر پیچیدگی اقتصادی بر عملکرد زیست‌محیطی ۱۸ کشور منطقه منا، به بررسی فرضیه منحنی کوزنتس در این کشورها پرداخته ‌شده است. نتایج این پژوهش، نشان‌دهنده  وجود رابطه معکوس و معنی‌دار بین شاخص پیچیدگی اقتصادی و شاخص عملکرد زیست‌محیطی است، به گونه ای که با افزایش یک واحدی شاخص پیچیدگی اقتصادی، شاخص عملکرد زیست‌محیطی بیش از ۷ واحد کاهش می یابد. همچنین نتایج این پژوهش، نشان دهنده تأثیر معنی‌دار تحصیلات، شهرنشینی و صنعتی شدن بر شاخص عملکرد زیست‌محیطی بوده، و منحنی U وارون زیست‌محیطی کوزنتس، در این مطالعه تأیید نشده است.

دکتر منیره رفعت، خانم سعیده احمدی،
دوره ۲۳، شماره ۳ - ( ۵-۱۴۰۲ )
چکیده

اقتصادی که بر خام فروشی و تولید ساده استوار است، هر لحظه با خطر تهدید روبرو است. لذا یکی از راهبردهای محوری در تحقق رشد و توسعه اقتصادی اتکای اقتصاد به تولید و صادرات محصولات پیچیده و مبتنی بر دانش است. بر همین اساس، هدف اصلی از نگارش این مقاله بررسی تأثیر شاخص پیچیدگی اقتصادی بر تولید ناخالص داخلی ایران می‌باشد. برای این منظور از داده‌های فصلی مربوط به دوره زمانی ۱۳۹۸ـ۱۳۷۴ کشور ایران و روش خود رگرسیون برداری بیزین (BVAR) برای بررسی ارتباط میان شاخص پیچیدگی اقتصادی و سطح تولید ناخالص داخلی استفاده شده است.
نتایج مدل حاکی از آن است که شوک شاخص پیچیدگی اقتصادی بر سطح تولید ناخالص داخلی تأثیر منفی دارد زیرا پیچیدگی اقتصادی نیازمند افزایش تعداد وظایفی است که باید به صورت تخصصی در فرآیند تولید انجام شود، لذا افزایش شاخص پیچیدگی در اقتصاد ایران بدون ارتقای زیرساخت های لازم می‌تواند خطر شکست فرآیند تولید را افزایش دهد.
همچنین نتایج نشان می‌دهد شوک شاخص فساد و شوک تورم اثر منفی بر سطح تولید ناخالص داخلی دارد. شوک شاخص آزادی مالی، درجه باز بودن تجاری و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی تأثیر مثبت بر سطح تولید ناخالص داخلی دارد. در حالی که تأثیر شوک شاخص آزادی سرمایه‌گذاری بر تولید ناخالص داخلی بسیار ناچیز است.

خانم نجمه محمدی، دکتر بهرام سحابی، دکتر حسن حیدری، دکتر حسین صادقی سقدل،
دوره ۲۳، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۲ )
چکیده

با توجه به تهدیدهای فزاینده تغییرات آب و هوایی، نوآوری های فناورانه و کاهش آلودگی، به نیروهایی برای رشد اقتصادی بالاتر و محیط زیست بهتر تبدیل شده‌اند. در این پژوهش به بررسی اثرات پیچیدگی اقتصادی به عنوان شاخص تولید پیشرفته مبتنی بر دانش و مصرف انرژی تجدیدپذیر و همچنین اثرات متقابل آنها بر آلودگی محیط زیست در کشورهای در حال توسعه در دوره زمانی ‌۲۰۱۹-۲۰۰۰ با استفاده از روش GMM پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که شاخص پیچیدگی اقتصادی، تأثیر منفی و معناداری بر انتشار دی اکسید کربن در کشورهای در حال توسعه دارد. متغیرهایی مانند باز بودن تجارت و شدت انرژی، باعث افزایش انتشار دی اکسید کربن می‌شوند و فرضیه منحنی کوزنتس برای کشورهای در حال توسعه تأیید، و همچنین پیچیدگی اقتصادی در این کشورها، به حرکت رو به بالا در منحنی کوزنتس منجر می‌گردد. مصرف انرژی تجدیدپذیر، تأثیر معنادار بر کاهش انتشار دی اکسید کربن دارد و همچنین در سطوح بالاتر پیچیدگی اقتصادی، مصرف انرژی تجدیدپذیر باعث کاهش بیشتری در انتشار دی اکسید کربن می شود و از این رو باید کشورهای در حال توسعه سهم انرژی های تجدیدپذیر را با استفاده از فرایندهای نوآوری در بخش انرژی به طور قابل توجهی افزایش دهند که این امر سبب کاهش آلودگی های زیست محیطی در این کشورها می شود.
دکتر بختیار جواهری، دکتر سامان قادری، خانم نیکو قماشی، آقای رامین امانی،
دوره ۲۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده

رشد اقتصادی یکی از مهم‏ترین اهداف مشترک در کشورهای توسعه‏یافته و درحال ‌توسعه است. رشد اقتصادی می‏تواند بر ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی مانند فقر، رفاه، بیکاری و تورم تأثیرگذار باشد. شناخت عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی برای کشورهای درحال ‌توسعه بسیار ضروری است. از طرف دیگر، تجارت کالا و خدمات می‏تواند با افزایش درآمدهای یک کشور بر رشد اقتصادی، تأثیر مثبت داشته باشد. همچنین، جهان با بحران تغییرات اقلیمی و تبعات آن مانند سیل، رانش زمین، زلزله و ... روبه‌رو است که می‏تواند تأثیرات منفی و مخربی بر رشد اقتصادی در کشورهای مختلف داشته باشد. کشورهای صادرکننده نفت به علت تجارت تک‌محصولی دارای تنوع صادراتی ضعیف و به‌علت موقعیت جغرافیایی، تحت‌تأثیر بحران تغییرات اقلیمی قرار دارند. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر پیچیدگی اقتصادی به‌عنوان نمادی از تجارت بین‏المللی و ردپای اکولوژیکی به‌عنوان پروکسی از تغییرات اقلیمی بر رشد اقتصادی در کشورهای عضو اوپک طی بازۀ زمانی ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۰ و با استفاده از روش گشتاورهای تعمیم‌یافته در داده‏های تابلویی است. نتایج این پژوهش، حاکی از تأثیر مثبت و بسیار معنادار شاخص پیچیدگی اقتصادی بر رشد اقتصادی در کشورهای صادرکنندۀ نفت می‏باشد. از طرف دیگر، شاخص ردپای اکولوژیکی، رشد اقتصادی را در کشورهای اوپک، تحت‌تأثیر منفی و معنادار خود قرار می‏دهد.
 

خانم فاطمه آریان فر، دکتر زهرا (میلا) علمی،
دوره ۲۴، شماره ۲ - ( ۲-۱۴۰۳ )
چکیده

رشد چشمگیر فناوری اطلاعات و ارتباطات(ICT) جنبه ‏های مختلف زندگی ازجمله محیط ‏زیست را تحت تأثیر قرار داده است. با توجه به اهمیت کیفیت محیط ‏زیست و درهم ‏آمیختگی زندگی بشر با فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT)، این مطالعه به بررسی تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات، شاخص پیچیدگی اقتصادی، تولید ناخالص داخلی سرانه، توسعۀ مالی، صادرات و رشد جمعیت بر رد پای اکولوژیکی سرانه (EF) به‌عنوان   شاخصی جامع ‏تر برای کیفیت محیط ‏زیست نسبت به co۲ در کشورهای منتخب صادرکنندۀ نفت طی دورۀ ۲۰۰۶-۲۰۲۰ می ‏پردازد. نتایج برآورد با روش گشتاورهای تعمیم‏ یافته نشانگر وجود رابطه U معکوس بین فناوری اطلاعات و ارتباطات و رد پای اکولوژیکی سرانه است. همچنین، نتایج حاکی از رابطۀ مثبت و معنی‏ دار بین تولید ناخالص داخلی سرانه، توسعۀ مالی و رشد جمعیت با رد پای اکولوژیکی است. طبق بررسی شاخص پیچیدگی اقتصادی و صادرات کالاها و خدمات با رد پای اکولوژیکی رابطۀ منفی و معنی دار داشته است.
 

خانم نجمه محمدی، دکتر بهرام سحابی، دکتر حسن حیدری، دکتر حسین صادقی سقدل،
دوره ۲۴، شماره ۲ - ( ۲-۱۴۰۳ )
چکیده

تأثیر فناوری بر مصرف انرژی یکی از موضوع‌های چالش برانگیز در حوزه سیاستگذاری اقتصاد انرژی است. پیچیدگی اقتصادی معیاری برای محاسبه میزان فناوری در یک کشوراست. فناوری فرصتی را برای اقتصاد فراهم می‌کند تا از منابع آلوده‌کننده پرمصرف و تجدید‌ناپذیر به منابع تجدیدپذیر برای تأمین نیازهای انرژی حرکت کند. در این مطالعه تأثیر پیچیدگی اقتصادی بر مصرف انرژی تجدید‌پذیر و تجدید‌ناپذیر در کشورهای توسعه‌یافته و در‌حال ‌توسعه طی دوره زمانی ۲۰۰۰-۲۰۲۰ با استفاده از روش GMM بررسی شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که شاخص پیچیدگی اقتصادی بر توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر در کشورهای درحال‌ توسعه و توسعه‌یافته تأثیر می‌گذارد و همچنین باعث کاهش استفاده از انرژی‌های تجدید‌ناپذیر و مصرف انرژی کل در کشورهای توسعه‌یافته و افزایش استفاده از انرژی‌های تجدید‌ناپذیر و مصرف انرژی کل در کشورهای درحال توسعه می‌شود. در این پژوهش بازبودن تجارت تأثیر مثبت بر مصرف انرژی تجدیدپذیر در هر دو گروه کشورها داشته است و در کشورهای توسعه‌یافته بازبودن تجارت باعث کاهش مصرف انرژی تجدیدناپذیر و کل شده است و در کشورهای درحال توسعه عکس این نتیجه به‌دست آمده است. در هر دو گروه کشورها مصارف انواع انرژی با سطح درآمد رابطه مثبت دارد. همچنین نتایج نشان می‌دهند که اگر رشد اقتصادی، همراه با فناوری بالاتر باشد، می‌تواند به افزایش کمتری در مصرف انرژی کل در هر دو گروه کشور منجر شود.

دکتر هدی زبیری، خانم مریم احسانی،
دوره ۲۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۴ )
چکیده

پیچیدگی اقتصادی، معیار سنجش حجم دانش و فناوری به‌کار گرفته ‌شده در ساختار تولیدی کشورها است. این پژوهش با بررسی تأثیر دموکراسی (دموکراسی انتخاباتی، دموکراسی لیبرال، دموکراسی مشارکتی، دموکراسی مشورتی و دموکراسی مساوات‌طلبانه) بر پیچیدگی اقتصادی، به مطالعۀ تأثیر ابعاد نهادی اقتصادها در پیچیدگی اقتصادی می‌پردازد. به این منظور، اثر انواع دموکراسی بر پیچیدگی اقتصادی در ۱۰۹ کشور توسعه‌یافته و درحال‌توسعه، طی دورۀ ۲۰۲۱-۱۹۹۵ با استفاده از رهیافت گشتاورهای تعمیم‌یافته سیستمی (SYS-GMM) برآورد می‌شود. نتایج این پژوهش، نشان‌دهندۀ اثر مثبت و معنادار انواع دموکراسی بر پیچیدگی اقتصادی است. ضرایب انواع دموکراسی برای کشورهای توسعه‌یافته، بیشتر از کشورهای درحال‌توسعه برآورد شده است. بیشترین ضریب برآورد شده در کشورهای درحال‌توسعه، مربوط به دموکراسی مشارکتی و کمترین ضریب، برای دموکراسی لیبرال بوده، و بیشترین ضریب برای کشورهای توسعه‌یافته، برای دموکراسی لیبرال و کمترین ضریب، برای دموکراسی مشورتی برآورد شده است. تمامی ضرایب در سه الگوی پژوهش، فرضیه پژوهش را تأیید می‌کنند. همچنین تأثیر مثبت رشد اقتصادی، اندازۀ دولت و اندازۀ جمعیت بر پیچیدگی اقتصادی، تأیید می‌شود. استحکام و ثبات نتایج برآوردی نسبت به استفاده از متغیر جایگزین دموکراسی و تغییر در روش برآورد نیز تأیید می‌شود


صفحه ۱ از ۱