جستجو در مقالات منتشر شده


۶ نتیجه برای تمرکززدایی


دوره ۱، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده

تمرکززدایی سیاسی- اداری، حرکت به سمت توسعه سیاسی و اداره بهینه فضای جغرافیایی از مهم‌ترین دغدغه‌های سیستم‌های حکومتی، در کشورهای در حال ‌توسعه به‌صورت کلی و ایران به‌طور خاص برای رسیدن به دموکراسی است. چنین تمرکززدایی با توجه به خصیصه‌های جغرافیایی (طبیعی- انسانی) هر کشور و همچنین نوع سیستم سیاسی- اداری حاکم بر آن، از رویکرد ویژه‌ای پیروی می‌کند. مهم‌ترین بارزه جغرافیایی- سیاسی تمرکززدایی در هر واحد سیاسی مستقل، دولت محلی است. دولت‌های محلی با آگاهی از فضاهای جغرافیایی و حقوق انسان‌ها، نقش موثری را در اداره بهینه زیستگاه‌های انسانی بازی می‌کنند. پژوهش حاضر به‌دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش است که عناصر موثر در شکل‌گیری دولت محلی کارآمد در ایران کدام‌اند؟ روش پژوهش حاضر به‌‌صورت توصیفی- تحلیلی بود که با بررسی اسناد و قوانین بالادستی در ایران و همچنین بررسی ویژگی‌های انسانی- طبیعی ایران برای شناسایی شاخص‌ها و عناصر موثر در شکل‌گیری دولت محلی کارآمد صورت‌ گرفت. یافته‌ها نشان دادند دغدغه تمرکززدایی و تفویض اختیار به مکان‌های غیرمرکزی و پراکنش قدرت در سطح فضاهای جغرافیایی به‌صورت پراکنده در برخی قوانین و اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران اشاره شده است؛ بنابراین عناصر موثری که بایستی مورد توجه قرار گیرد شامل سیستم حکومتی، قوانین بالاسری، اراده سیاسی حکومت و غیره بایستی در چرخه اقداماتی چون رهاکردن سیستم متمرکز و پایه‌گذاری سیستم نیمه‌متمرکز؛ تدوین و اصلاح قوانین در چارچوب نظام شکل‌گرفته جدید؛ درگیرکردن مردم در اداره زیستگاه‌های خود؛ ایجاد رقابت در میان مکان‌ها؛ قدرت‌سپاری به ارگان‌های محلی؛ انتخابی‌کردن مسئولین اداره‌کننده دولت محلی؛ سهیم‌کردن مردم در سرنوشت خود؛ توجه به توانش‌های انسانی و محیطی؛ توجه به فرهنگ سیاسی و عوامل جغرافیایی ـ انسانی دیگر هستند.

دوره ۵، شماره ۱۷ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده

هیچانه‌ها گونه‌ای از ادبیات کودک به‌شمار ‌می‌روند که در گذر زمان نه ارزش خود را از دست داده‌اند و نه به فراموشی سپرده شده‌اند و همواره لذت‌بخش و شادی‌آفرین بوده‌اند. به‌راستی اسباب ماندگاری آنها در چیست که اینگونه جاودانه شده‌اند و هرگز کهنگی‌ای در آنها حس نمی‌شود و با همه‌ی ‌نسل‌ها و سنین مختلف ارتباط برقرار می‌کنند؟ پژوهش پیش‌رو به معرفی هیچانه‌های فارسی و بررسی ویژگی‌ها و شگردهای این گونه‌ی ادبی که موجب پایداری، جذابیت و فراگیری آنها در میان کودکان شده‌است، می‌پردازد.
این پژوهش، کیفی است و در آن از تلفیق روش تحلیل محتوای قیاسی و استقرایی میرینگ (۲۰۰۰) استفاده شده‌‌است. برای این کار در شاخه‌ی شعر، نمونه‌های عامیانه از میان ترانه‌های بچه‌ها در کتاب فرهنگ عامیانه‌ی مردم ایران (۱۳۴۶) انتخاب شده‌است و در شاخه‌ی داستان نیز آن دسته از افسانه‌های عامیانه‌‌ی طبقه‌بندی شده از سوی خسرونژاد (۱۳۸۹) که در بررسی پژوهشگر با ویژگی-های هیچانی همخوانی داشته‌اند، به‌کار گرفته شده‌است.
بررسی‌ها نشان داد که هیچانه‌های فارسی بیشتر در بند فرم و ساختار زبانی هستند. همچنین هیچانه‌ها چه داستان و چه شعر، بنیادی‌ترین و ابتدایی‌ترین ویژگی‌های شعر کودک را -که در سازه‌های زبان و موسیقی نهفته است- به همراه دارند. چراکه بهترین شیوه‌ی ارتباط زبانی با مخاطب خردسال، بهره‌گیری از موسیقی است. ویژگی برجسته‌ی داستان‌های هیچانی نیز همین نزدیکی و آمیختگی آنها با زبان شعری است. می‌توان گفت هیچانه‌ها ‌الفبای شعر کودک هستند
در نگاهی کلی به شعرها و داستان‌های مورد بررسی می‌توان آنها را از نظر کیفیت هیچانگی، درجه‌بندی و به دسته‌های زبان‌ْهیچانی، معناهیچانی و هیچانه‌ی محض تقسیم نمود
مرتضی سامتی، شکوفه فرهمند، مریم موسوی،
دوره ۱۴، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۳ )
چکیده

طی دهه‌های اخیر در جوامع مختلف، تمرکززدایی به‌عنوان ابزاری برای کارآمدتر کردن سیاست‌های بخش عمومی قلمداد شده است و هزینه‌ها و منافع متعددی در خصوص آن مطرح شده‌اند. هر سیاست تمرکززدایی سه بعد دارد که شامل تمرکززدایی سیاسی، تمرکززدایی اداری و تمرکززدایی مالی می‌شود.      این مطالعه، تأثیر تمرکززدایی مالی را بر رابطه‌ متقابل بین رشد و تساوی منطقه‌ای در توزیع منابع مالی در استان های ایران با استفاده از رویکرد داده‌های تابلویی مورد ارزیابی قرار می‌دهد.                 نتایج، رابطه‌ غیر‌خطی میان تمرکززدایی مالی و رشد اقتصادی را تأیید می‌کنند. به این صورت که با افزایش تمرکززدایی مالی تا یک سطح مشخص، رشد اقتصادی افزایش و پس از آن به‌دلیل هزینه‌های ناشی از تمرکززدایی، رشد اقتصادی کاهش می‌یابد. چنین رابطه‌ای در خصوص تمرکززدایی مالی و توزیع عادلانه‌ منابع مالی نیز وجود دارد. بین دو سطح مشخص از تمرکززدایی، دو متغیر رشد و توزیع عادلانه خلاف جهت هم و در خارج از این دو سطح، در جهت هم حرکت می کنند. همچنین بین رشد و توزیع عادلانه‌ منابع مالی تقابل وجود دارد.

دوره ۲۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۵ )
چکیده

آینده‌ نگاری و تبیین بدیل‌ها و سناریوهای محتمل در زمینه آینده مدیریت انرژی برق در کشور و بررسی امکان‌های تمرکززدایی و مشارکت شهروندان (مصرف ‌کنندگان برق) در تامین و توزیع برق، هدف اصلی این پژوهش بوده است. سوال محوری پژوهش این است که سطح دموکراتیزه شدن تعاملات در عرصه مدیریت انرژی تا به کجا و تحت چه شرایطی می‌تواند پیش برود و چه امکان‌ها، چالش‌ها و فرصت‌هایی در این مسیر وجود دارد. در این پژوهش، پس از مروری بر ادبیات مدیریتی و اقتصادی در حوزه خدمات و کالاهای عامالمنفعه، کوشش شده است با بهره‌گیری از روش پنل خبرگان، مفاهیم و عوامل کلیدی موثر در شکل‌گیری بدیلهای آینده مدیریت انرژی در کشور شناخته شود؛ سپس، با بهره‌گیری از روش سناریونویسی بر مبنای مدل استنتاجی، طیفی از سناریوهای مرتبط با آینده تامین و توزیع انرژی برق در کشور (شامل دولتی، شبه‌خصوصی، خصوصی و خودحکمرانی) در مسیر تحولات اقتصادی-اجتماعی آینده، تصویر و بازشکافی شده‌است.
مرضیه احمدی، دکتر روح الله علیخان گرگانی،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده

با توجه به ارتباط دوسویه مابین تمرکززدایی مالی و توسعه منطقه ­ای در کشورها، در این مطالعه، به بررسی ارتباط متقابل توسعه منطقه ­ای و تمرکززدایی مالی تعادل عمودی در استان­های کشور پرداخته ­ایم. مطالعه، در دو بخش انجام گرفته، که در بخش اول، شاخص ترکیبی توسعهCIRD  بر اساس ۵ بُعد (اقتصاد کلان، علم و نوآوری، پایداری زیست محیطی، سرمایه انسانی و خدمات عمومی) و با استفاده از روش تحلیل مؤلفه­ اصلی دو مرحله­ ای (PCA) در مقاطع زمانی ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ برآورد، و در بخش دوم، با استفاده از معادلات همزمان و روش حداقل مربعات دو مرحله ­ای با جزء خطا (EC۲SLS)، اثرات متقابل تمرکززدایی مالی تعادل عمودی و توسعه منطقه ­ای، بررسی شده است. نتایج تحقیق حاصل از مراحل فوق، نشان می ­دهد که استان تهران، در بالاترین سطح توسعه و استان سیستان و بلوچستان، در پایین­ ترین سطح توسعه قرار دارند و این دو استان، عملاً بازگو کننده نابرابری گسترده در سطح استان­ های کشور می ­باشند و بیشترین نابرابری منطقه ­ای (اختلاف بین بالاترین سطح و پایین­ترین سطح شاخص توسعه هریک از ابعاد) مربوط به ابعاد علم و نوآوری و سرمایه انسانی است که از عوامل اصلی تعیین­ کننده نابرابری منطقه ­ای می ­باشند. در بررسی بخش دوم، نشان داده شده که تأثیر متغیر تمرکززدایی تعادل عمودی بر شاخص توسعه منطقه ­ای منفی و معنادار است، بدین معنا که اگر استان­ ها بر اساس درآمد خود هزینه کنند، کاهش کمی در توسعه استانی دارد؛ به دلیل آنکه استان ­ها در تعیین ضرائب و پایه­ های مالیاتی، نقش کمتری دارند و استان­ های کمتر توسعه ­یافته، توانایی در کسب درآمد کافی برای پوشش دادن اعتبارات استانی خود را ندارند و به دلیل ظرفیت پایین درآمدی در استان­ های کمتر توسعه ­یافته نظیر استان سیستان و بلوچستان، ایلام و ...، میزان شاخص درآمدی در این استان­ ها در سطح بسیار پایینی قرار دارد که این امر، موجب می­شود استان­ ها نتوانند پاسخگوی تمام هزینه­ های استان باشند. همچنین با ارتقاء توسعه منطقه ­ای، تمرکززدایی مالی افزایش می ­یابد؛ بدین معنا که استان­ های با سطوح مختلف توسعه، احتمالاً تمایلات متفاوتی نسبت به نوع، کیفیت و کمیت کالاهای عمومی دارند.
آقای نریمان محمدی، دکتر غلامعلی حاجی، دکتر محمد حسن فطرس،
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده

رابطه بین تمرکززدایی مالی و رشد اقتصادی، در دهه های اخیر، یکی از موضوعات و مباحث محوری در اقتصاد بوده است. تمرکززدایی مالی، ازجمله متغیرهای مؤثر بر رشد اقتصادی است که رابطه تنگاتنگ و انکارناپذیری با برنامه های رشد و توسعه اقتصادی و گسترش تعادل و توازن منطقه ای دارد. این مطالعه به منظور بررسی رفتار غیرخطی رشد اقتصادی در دامنه های تمرکززدایی مالی برای استان های کشور در بازه زمانی ۹۵-۱۳۸۳در چهارچوب مدل اقتصادسنجی رگرسیون انتقال ملایم تابلویی (PSTR)، به عنوان یکی از برجسته ترین مدل های تغییر رژیمی، انجام شده، و در آن، شاخص تمرکززدایی مالی ترکیبی، با استفاده از تکنیک تحلیل مؤلفه‌های اصلی، استخراج و از آن، به عنوان متغیر انتقال، به منظور بررسی تغییرات رشد اقتصادی در مدل غیرخطی مذکور، استفاده شده  است. نتایج حاصل از تخمین مدل، ضمن تأیید وجود رابطه غیرخطی میان متغیرهای مورد مطالعه، یک مدل دو رژیمی با حد آستانه ای ۱۹۴۱/۳ و پارامتر شیب ۲۸۶۹/۴ را پیشنهاد می کند که براساس آن، تأثیر تمرکززدایی مالی ترکیبی، بر رشد اقتصادی استان ها نامتقارن است؛ به گونه ای که با افزایش تمرکززدایی در رژیمِ حدی یکم، رشد اقتصادی مثبت و پس از عبور از حد آستانه ای و ورود به رژیمِ دوم، به دلیل هزینه های مترتب بر افزایش تمرکززدایی مالی، منفی می شود و از این رو، رابطه بین تمرکززدایی مالی ترکیبی و رشد اقتصادی استان ها، به صورت یک سهمی (U وارون) قابل نمایش می باشد.

صفحه ۱ از ۱