۳۰ نتیجه برای تحلیل عاملی
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
هرچند که رضایتمندی شغلی اعضای هیات علمی بیش از دو دهه است که مورد توجه قرار گرفته است، اما تاکنون پرسشنامه معتبری که بتواند میزان رضایتمندی شغلی اعضای هیات علمی زبان انگلیسی در ایران را ارزیابی کند تهیه نشده است. برای رفع این کمبود، مطالعه حاضر قصد دارد که یک پرسشنامه جهت ارزیابی رضایتمندی شغلی اعضای هیات علمی زبان انگلیسی را تهیه و اعتبار سنجی کند. به این منظور، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی دو نمونه از اعضای هیات علمی دانشگاههای دولتی سراسر کشور برای مطالعه آزمایشی اول (۶۲ = n) و مطالعه آزمایشی دوم (۲۵۴ = n) انتخاب شدند. با استفاده از تاریخچه موضوع، مجموعه ای از آیتمها (۷۴ = n) استخراج و تحت یک روش نظامند یازده مرحلهای، شامل تجزیه و تحلیل محتوا و نمونه گیری، ایجاد بانک آیتمها؛ اجرای اولین مطالعه آزمایشی؛ ایجاد مجموعه آیتم ۱؛ قضاوت کارشناسان برای ارزیابی زیر عاملها؛ برگزاری مصاحبه و فکر کردن با صدای بلند؛ اجرای آلفای کرونباخ؛ اجرای دومین مطالعه آزمایشی؛ اجرای تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و آلفای کرونباخ؛ ایجاد مجموعه آیتم ۲؛ و قضاوت کارشناسان قرار گرفتند. نتایج یک پرسشنامه ۶۰ آیتمی با زیر عامل هایی شامل حقوق و مزایا (۱۰ آیتم)، ارتقاﺀ شغلی (۷ آیتم)، سرپرستی و ارتباط (۱۷ آیتم)، امنیت شغلی (۷ آیتم)، امکانات دانشگاه (۷ آیتم) و ماهیت کار (۱۲ آیتم) بدست داد. پرسشنامه حاضر میتواند برای اهذاف آموزشی و پژوهشی در دانشگاههای ایران مورد استفاده قرار گیرد.
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۳۸۸ )
چکیده
هویت جامعهای ابزاری است برای تفکیک ملتی از ملت دیگر، با تکیه بر آگاهی مشترک حول مفهوم یا مفاهیم تعریفشدۀ جمعی. احساس قوی هویت میتواند بهعنوان جنبهای از سرمایۀ اجتماعی درک شود. بهعلاوه، سرمایۀ اجتماعی بهطور عام و هویت جامعهای بهطور خاص، محصول روابط اجتماعی محسوسی هستند که افراد جامعه آن را درک میکنند و تأثیرات متقابل زیادی بر یکدیگر میتوانند داشته باشند. با توجه به این تأثیرات متقابل، هدف تحقیق حاضر، بررسی و شناسایی نوع رابطۀ هویت و سرمایۀ اجتماعی و همچنین تعیین مکانیسمهای بینابینی است. برای این منظور، با استفاده از دادههای پیمایش ارزشهای جهانی و با توجه به تعریف علمی متغیرها براساس دادهها و معرفهای در اختیار، به بررسی رابطۀ مورد نظر در میان هفتاد کشور پرداخته شده است. برای تحلیل دادهها از رگرسیون لوجستیک استفاده شده است. یافتهها نشان میدهد بین هویت جامعهای و سرمایۀ اجتماعی ارتباطی مثبت، متقابل و معنادار وجود دارد.
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۳ )
چکیده
با توجه به منابع محدود و خواستههای نامحدود انسان برای بازاریابان مهم است که در دستیابی به اهداف سازمانی، منابع را به طور کارآمد و بدون نقص به مصرف رساند. در این راستا بازاریابی سبز به عنوان یک استراتژی بازاریابی به بازاریابان کمک میکند تا از طریق ایجاد مزایای قابل تشخیص زیستمحیطی و براساس آنچه که مشتری انتظار آن را دارد از محیط زیست حمایت کند. به این ترتیب با توجه به اینکه خودروسازی آینه تمامنمای توسعه اقتصادی و صنعتی یک کشور بوده و عملیات گسترده آن از تولید تا توزیع و مصرف، نقش بهسزایی در به حرکت در آوردن چرخ اقتصاد هر کشور دارد، این مقاله درصدد است تا عوامل مؤثر بر بازاریابی سبز در حوزه صنعت خودروی ایران را شناسایی و بررسی کند. جامعه آماری پژوهش شامل دو گروه است، بخش اول به منظور شناسایی عوامل مؤثر در تحقق بازاریابی سبز ۸ تن از خبرههای بازاریابی سبز و صنعت خودروسازی هستند و بخش دیگر جهت ارزیابی عملکرد و تعیین وزن هریک از مؤلفهها کارشناسان صنعت خودروسازی میباشند. برای جمعآوری دادهها از دو پرسشنامهی شناسایی شاخصهای بازارابی سبز و ارزیابی عملکرد استفاده شده است. به منظور بررسی سؤالهای پژوهش، روش تحلیل عاملی تأییدی و روشهای تصمیمگیری تاپسیس[۱] و گری[۲] بکار رفته است. برای ارائهی نتایج واضح و کاربردی عوامل تأیید شده در مدل درون ماتریس اهمیت- عملکرد جانمایی و به چهار دسته تقسیم شدند. مهمترین عوامل آنهایی هستند که در ربع دوم ماتریس قرار گرفتهاند و صنعت خودروسازی برای بازاریابی سبز موفقیتآمیز خود باید بر آنها تمرکز نموده و عملکرد خود را در این موارد بهبود بخشد.
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۳ )
چکیده
هرزبرگ معتقد بود عواملی که موجب رضایت میشوند با عوامل موجب نارضایتی، متفاوت هستند. البته یافتههای هرزبرگ با استفاده از روششناسی روایت رویدادهای مهم۱[۱]حاصل شده است. از این رو این امکان وجود دارد که نتایج پژوهش تحت تأثیر خطای اسناد به دست آمده باشد. بنابراین در این پژوهش برای دستهبندی مجدد عوامل انگیزاننده و بهداشتی از پرسشنامه استفاده شد. به این منظور یک شرکت فعال در زمینه تولید محصولات الکترونیکی که دارای دو مرکز تولیدی در تهران و شیراز است انتخاب شد و عوامل انگیزاننده و بهداشتی با استفاده از پرسشنامه تنگ و واحد اندازهگیری شد. ۱۹۰ نفر از کارکنان (تهران ۱۲۰، شیراز ۷۰ نفر) پرسشنامهها را تکمیل و عودت دادند. نتایج آزمون تحلیل عاملی نشان داد میان عوامل نگهدارنده و انگیزاننده کارکنان تهران و شیراز تفاوتهای عمدهای وجود دارد. این تفاوتها در زمینه عاملهای ذکر شده در نظریه هرزبرگ نیز مشاهده میشود. به طور کلّی برخی از عوامل انگیزاننده و بهداشتی بهویژه کارکنان شهر تهران در شکل متفاوت با نظریه هرزبرگ دستهبندی میشوند. علاوه بر این عوامل دوگانه هرزبرگ را میتوان به چهار عامل گسترش داد که در آن پول و امنیت شغلی دو عامل مستقل محسوب میشوند. همچنین پیشفرض هرزبرگ در خصوص استقلال عوامل نگهدارنده و انگیزاننده از یکدیگر مورد تأیید قرار نگرفت.
دوره ۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: ارزیابی ادراک شهروندان از عوامل مؤثر بر بازآفرینی در سکونتگاههای غیررسمی با رویکرد فرهنگ مبنا کلانشهر تبریز میباشد.
روشها: روش تحقیق بر مبنای استفاده از ابزار پرسشنامه و استفاده از روشهای آمار استنباطی علی الخصوص روش تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ دوم است جامعه آماری تحقیق ۴۵۰ هزار نفر میباشدکه حجم نمونه براساس فرمول کوکران برابر ۳۸۴ نفر بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss و SmartPlas استفاده گردید.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان میدهد که عوامل مؤثر بر بازآفرینی در سکونتگاههای غیررسمی کلانشهر تبریز با رویکرد فرهنگ مبنا در ۴ شاخص اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیرساختی قابل طبقه بندی است. این۴ عامل در مجموع ۰۴ / ۶۷ درصد از واریانس کل را تبیین میکند که درصد قابل توجهی میباشد. همچنین نتایج نشان داد که شاخص زیرساختی با بار عاملی ۹۰۱ / ۰ مجموع میانگین ۶۱ / ۳ به عنوان رتبه اول و شاخص اقتصادی با بارعاملی ۸۶۰ /۰ و مجموع میانگین ۱,۵۱ رتبۀ چهارم عوامل مؤثر بر بازآفرینی سکونتگاههای غیررسمی کلانشهر تبریز با رویکرد فرهنگ مبنا را کسب کرده اند.
نتیجه گیری: این تحقیق ادراک شهروندان و ساکنین در سکونتگاههای غیررسمی کلانشهر تبریز را مورد تحلیل قرار داده است. درنتیجه میتوان گفت ضعف زیرساختهای شهری از منظر ساکنین به عنوان مهمترین چالش در ساماندهی و بازآفرینی این بافتها مطرح شده است که این نشان دهندۀ این مهم است که در حقیقت این بافتها آنچنان از نظر زیرساخت های شهری مورد غفلت مدیریت شهری قرار گرفته است که به عنوان مهمترین پیشران بازآفرینی از طرف ساکنین معرفی شده اند.
دوره ۸، شماره ۲۰ - ( ۹-۱۳۸۳ )
چکیده
در این پژوهش بر اساس مقایسه تطبیقی انجام شده بین استانداردهای ۲۰۰۰ : ۹۰۰۰ ISO با رویکردهای گوناگون ارائه شده از سوی اندیشمندان مشهور جهان مانند مینگ، کرازبی،... و نیز جایزه کیفیت اروپا و جایزه ملی کیفیت مالکوم بالدریج آمریکا هفت معیار اصلی و عناصر فرعی هر یک از این معیارها شناسایی شدند و ضمن تعیین نقاط اشتراک، افتراق معیارها، عناصر رویکردهای TQM بر اساس فوق و الزامات و راهنماییهای استانداردهای ۲۰۰۰ : ۹۰۰۰ ISO برخوردداری این استاندارد از رویکردی توانمند و جامع مشخص شد. در ادامه بر پایه معیارها و عناصر شناسایی شده دو ابزار در قالب پرسشنامه که از جنبه محتوا مشابهاند، برای اندازهگیری سطح و میزان اجرای TQM در سازمانهای اجرا کننده TQM و نظرخواهی از خبرگان کیفیت توسعه داده شد. به کمک آزمونهای آماری پایانی و اعتبار این ابزارها از جمله اعتبار ساختاری آنها با استفاده از تجزیه و تحلیل عاملی مورد بررسی قرار گرفته و تأیید شده است. در نهایت با تجزیه و تحلیل دادههای جمعآوری شده از این ابزارها، اقدام به تعیین شکافهای موجود در خصوص میزان و سطح اجرای عناصر TQM در سازمانهای مورد مطالعه با توجه به دیدگاه و نظرهای خبرگان کیفیت در خصوص اهمیت و اولویت این معیارها و عناصر شد. نتیجه بهدست آمده میتواند در جهت نیل به استقرار بهینه مدیریت کیفیت جامع در سازمانها و مؤسسات تولیدی و خدماتی کشور سودمند واقع شود.
دوره ۱۰، شماره ۳۸ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده
چکیده تحقیق حاضر با هدف بررسی مولفه های پذیرش محصولات کشاورزی ارگانیک از دیدگاه مصرف کنندگان انجام گردیده است. طرح این تحقیق از نوع مطالعات توصیفی- همبستگی بوده که برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق را سرپرستان خانوارهای ساکن در مناطق دهگانه شهر کرج تشکیل دادند که براساس فرمول کوکران ۳۰۶ نفر از آن ها به روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه ای بود که روایی آن بر اساس نظر جمعی از اساتید گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه تهران تأیید گردید و برای تعیین میزان پایایی بخش های مختلف، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده گردید که بیانگر مناسب بودن ابزار تحقیق بود (بیشتر از ۷/۰). تحلیل داده ها با استفاده از برنامه نرم افزاری SPSS انجام شده است. یافته های تحقیق نشان داد که میزان دانش و آگاهی افراد نسبت به محصولات ارگانیک در حد متوسط می باشد. علاوه بر آن، نگرش افراد نسبت به محصولات ارگانیک در حد متوسط و رو به مساعد بوده است. در نهایت، با استفاده از تحلیل عاملی چهار عامل به عنوان عوامل موثر بر پذیرش محصولات ارگانیک شناسایی شدند. این عوامل عبارتند از اطلاع رسانی و آموزشی، بهبود دسترسی، بهبود ویژگی های محصول، و ارایه تسهیلات حمایتی که به ترتیب ۶۰/۲۶، ۶۱/۲۳، ۴۱/۹، و ۸۰/۸ درصد واریانس کل (۴۲/۶۸ درصد ) را تبیین کردند.
سید منصور خلیلی عراقی، حسن رضایی،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۰ )
چکیده
این مطالعه، به اولویت بندی صنایع جهت تخصیص بهینه منابع می پردازد. از میان معیار های مختلفی که در این راستا جهت اولویت بندی مطرح شده اند، این تحقیق بر مبنای معیار شناسایی فعالیت های پیشرو(محرک) اقتصادی که از تکنیک داده - ستانده بهره می برد، بنا نهاده شده است و هدف آن، انتخاب صنایعی است که به الگوی رشد متوازن درازمدت پایدار، پویا و درونزا کمک می کند. برای این منظور، شاخص های مختلفی که هر کدام بعد خاصی از روابط متقابل و ساختار صنعتی را در نظر می گیرند، مورد استفاده قرار گرفته اند .
ابتدا صنایع طبق هر یک از شاخص ها تحلیل و اولویت بندی شده اند. از آنجایی که طبق هر یک از شاخص ها دسترسی به یک اولویت بندی کلی و نهایی مقدور نیست، پس از از بین بردن همخطی بین شاخص¬ها، با کمک تحلیل عاملی و تجزیه به مؤلفه¬های اصلی، یک اولویت بندی کلی از صنایع با استفاد ه از روش تاکسونومی عددی به دست آمد که پس از فعالیت های ناهمگن تولید مواد و محصولات شیمیایی و فعالیت تولید فرآورده های نفتی از بین فعالیت های همگن، فعالیت تولید آهن، فولاد و محصولات آن در رتبه اول، صنایع تولید محصولات لاستیکی و پلاستیکی در رتبه دوم و سایر محصولات کانی در رتبه سوم قرار دارند.
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده
مهارت صحبت کردن بخش بسیار مهمی از توانایی زبانی افراد را دربر میگیرد. بهرهمندی از این مهارت در محیط دانشگاه نیز اهمیت بسزایی دارد؛ اما سنجش صحبت کردن کار چندان سادهای نیست و با مشکلاتی مانند دشواری در نمرهدهی روبهرو است. در این پژوهش تلاش شده است تا میزان اعتبارِ معیار نمرهدهی مهارت صحبت کردن در آزمون جامع زبان فارسی مرکز بینالمللی دانشگاه فردوسی مشهد مطالعه شود. به همین منظور، نتایج بهدست آمده از یکی از آزمونهای برگزارشده در این مرکز بهوسیله مدلهای آماری راش و تحلیل عاملی بررسی شد. نتایج نشان داد که پایایی آزمونگیرنده ۹۷ درصد است. این عدد بیانگر درک نسبتاً یکسان آزمونگیرندگان از معیار نمرهدهی است. همچنین، در این آزمون، آزمونگیرندگان توانستهاند بهشکل مناسبی مقیاس نمرهدهی را برای آزموندهندگان با تواناییهای مختلف بهکار گیرند؛ زیرا آستانههای بهدستآمده بر اساس مدل راش، سیر صعودی منظمی داشتهاند. نقشه آزموندهنده - پرسش نیز نشان میدهد که معیار نمرهدهی توانایی تمییز زبانآموزان ضعیف، متوسط و قوی از یکدیگر را داشته است. با این حال، در بالای طیف توانمندی آزموندهندگان، هشت آزموندهنده قرار گرفته است که هیچ نمرهای متناسب با سطح توانمندیشان دیده نمیشود؛ یعنی معیار نمرهدهی در تمییز آنها کارآمد نبوده است. از سوی دیگر، بار عاملی بهدست آمده برای سه سازه شیوه بیان، کیفیت زبان و بسط موضوع بهترتیب ۷۶، ۷۸ و ۷۴ درصد بوده است. این امر نشان میدهد تقسیم توانایی صحبت کردن به سه عامل یادشده متناسب و دقیق است و هر کدام از این سازهها توانمندی متفاوتی را سنجش میکنند. از این میان کیفیت زبان بیشترین و سازۀ بسط موضوع، کمترین میزان بار عاملی را داشتهاند.
دوره ۱۲، شماره ۴۷ - ( ۵-۱۳۹۴ )
چکیده
چکیده امروزه اهمیت مفهوم برند در خرید مشتریان به حدی است که برخی از صاحبنظران از آن بعنوان یک محصول کامل یاد کرده و معتقدند بسیاری اوقات مشتریان در عوض آنکه محصولی را خریداری نمایند برندها را می خرند. برندها اغلب یاد آور همه کارکردهای تعامل و حییثیت و اعتبار سازمان برای مشتریان هستند. نگاهی به شاخص های کلان عملکرد شرکتهای صنایع غذایی درکشورمان درسال۱۳۸۷ نشان میدهدکه ازحدود ۴۷۰۰ شرکت فعال درصنایع غذایی،تقریباً ۲۳۰۰ شرکت غیرفعال هستند وکمتراز۵۰ درصد ظرفیتشان فعالیت میکنند و ۲۴۰۰ شرکت نیز از ۵۰ درصد ظرفیتشان بهره میگیرند.چنین به نظر میرسد یکی از مهمترین مشکل صنایع غذایی ایران را درزمینه ی نرم افزاری مشکلات مربوط به نام ونشان تجاری به خصوص درزمینه ی مرتبط بادرونی سازی آگاهی وتداعی نام تجاری درذهن مشتری دانست.از این رو شناخت علل و عوامل موثر بر ایجاد برند و اولویت بندی این عوامل اهمیتی دوچندان یافته و انجام تحقیقات گسترده ای را در این زمینه ضرورت می بخشد. تحقیق حاضر با این هدف و تحت عنوان شناسایی عوامل موثر بر ایجاد برند در شرکتهای صنایع غذایی به انجام رسیده است. تحقیق حاضر از لحاظ روش ماهیتی پیمایشی، توصیفی و از لحاظ هدف ساختاری کاربردی دارد. جامعه تحقیق در تهران و نمونه آماری با توجه به شاخص تحلیل عاملی برابر ۴۰۰ نفر (روش خوشه ای) مد نظر قرار گرفته است. با توجه به مدلهای شاخص در ارزش گذاری برند (مدل کلر، دیوید آکر،BAV ) و با استفاده از روش دلفی و طبق یافته های آماری بدست آمده،۱۹ متغیر تاثیر گذار در ایجاد برند در ۴ دسته کلی قرار گرفته اند،که از میان این ۱۹ متغیر،۴ متغیر بترتیب اولویت شامل عامل روانشناختی و فردی، آگاهی، کیفیت و خدمات و شهرت در مهمترین دسته قرار گرفته اند.از طرفی بر اساس تحلیل کیفی داده ها نیز مشخص گردید عامل "روانشناختی و فردی" برای فرد بیشترین تاثیر را در انتخاب برند از جانب وی داشته است.
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۸ )
چکیده
این تحقیق با استفاده از روشهای تحلیل چند متغیر آماری، سعی در شناسائی فاکتورهای بحرانی موثر بر موفقیت مهندسی مجدد فرآیندها را در یکی از شرکتهای وابسته به صنایع دفاعی دارد. به همین منظور با توسعه و بهکارگیری یک مدل تجویزی مهندسی مجدد در شرکت مذکور، مدیریت فرآیندهای سازمانی صورت پذیرفته و پس از آن میزان موفقیت آن با توزیع و تحلیل پرسشنامه مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. این تحلیل، در ابتدا با استفاده از آزمون ناپارامتری منویتنییو، موفقیتآمیز بودن اجرای فرآیند مهندسی مجدد با رویکرد تجویزی در شرکت مذکور را نشان داده و آنگاه با استفاده از تحلیل عاملی، عوامل موثر بر موفقیت مهندسی مجدد فرآیندها را در سه فاکتور اصلی دنبال میکند.
در ادامه با استفاده از آنالیز رگرسیون چند متغیره، موفقیت مهندسی مجدد فرآیندها بهعنوان متغیر وابسته توسط سه فاکتور استخراج شده بالا برآورد گردید. نتایج نشاندهنده اعتبار و برازش خوب مدل رگرسیونی ایجاد شده است. بر این اساس مشخص است که احساس ضرورت انجام تغییر، بسترسازی مناسب تغییر، و مشارکت فعالانه پرسنل و کاهش مقاومت در برابر تغییر، بهعنوان عوامل بحرانی تأثیرگذار بر موفقیت مهندسی مجدد فرآیندها در شرکت مورد مطالعه است.
:
دوره ۱۳، شماره ۵۳ - ( ۴-۱۳۹۵ )
چکیده
چکیده هدف این تحقیق تحلیل مؤلفههای رفتار مصرفکنندگان پیرامون ضایعات مواد غذایی بود. این تحقیق به روش پیمایشی انجام شد و از نوع مطالعات، توصیفی ـ همبستگی است. جامعه آماری تحقیق، مصرفکنندگان مواد غذایی در شهر تهران بودند که از این تعداد ۳۸۴ نفر با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به روش طبقهای تصادفی با انتساب متناسب به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه محققساخته بود که روایی محتوایی و ظاهری آن توسط پانلی از اساتید و دانشجویان دکتری دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس، مورد تأیید قرار گرفت. مقدار پایایی (آلفای کرونباخ) پرسشنامه پس از انجام آزمون پیشآهنگ ۸۶/۰ بدست آمد که نشان از مناسب بودن ابزار تحقیق بود. نتایج حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد رفتار مصرفکنندگان پیرامون ضایعات مواد غذایی از شش مؤلفه: ارزشهای فرهنگی، مشارکت اجتماعی، انگیزش، باورها و اعتقادات، آموزش و آگاهی و ادراک تشکیل شده است که این عوامل حدود ۶۰ درصد از تغییرات رفتار مصرفکنندگان پیرامون ضایعات مواد غذایی را تبیین میکنند.
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده
این مقاله با هدف ضرورت بازنگری و ارزیابی پروژههای توسعه شهری به ویژه طرحهای تأمین نیازهای سکونتی اقشار کم درامد در خصوص میزان دست یافتن به اهداف مورد مطالعه صورت گرفت. به این ترتیب محدوده مطالعه شده، یعنی سه فاز اجراء شده پروژه نواب انتخاب شده و میزان کیفیت مجتمعهای سکونتی نواب با استفاده از رویکرد رضایتمندی ارزیابی گردید. همچنین وجود یا عدم تأثیر برخی از متغیرهای شخصی و خانوار بر درک میزان رضایتمندی از سوی ساکنان مختلف سنجش شد. حجم نمونه شامل ۲۷۰ عدد و جمعآوری دادهها از طریق پرکردن پرسشنامه و یا مصاحبه رودررو و تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار Spss Ver ۱۵انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده، میزان رضایتمندی ساکنان نواب از واحدهای سکونتی تقریباً در حد متوسط (۵>۹۵/۲>۱ با میانه نظری ۳) ارزیابی شد. در بین ۶ عامل سازنده رضایتمندی از مجتمعهای سکونتی، ساکنان تنها از امنیت مجتمع اظهار رضایتمندی کردند. روابط همسایگی را در حد متوسط و از سایر عاملها (تسهیلات مجتمع، بهداشت مجتمع، دید و منظر، ویژگیهای کالبدی) اظهار نارضایتی کردند. تسهیلات مجتمع بالاترین و امنیت مجتمع و دید و منظر کمترین اهمیت را از دید ساکنان داشتند. در بررسی میزان تأثیر متغیرهای شخصی و خانوار بر رضایتمندی درک شده از سوی ساکنان نتایج نشان داد که هیچ کدام از این متغیرها تأثیرگذار نبودند.
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۸۹ )
چکیده
امروزه بسیاری از مدیران ،نقش اساسی دانش را در کسب مزیت رقابتی و دنبال کردن اهداف
استراتژیک سازمان درک کرده اند و مدیریت دانش به صورت یک الزام رقابتی در سازمان ها درآمده
است. با وجود این اگر زیرساخت های مناسب و پیش نیازهای لازم برای استفاده از چنین فرآیندی
فراهم نباشد، حاصلی جز انزجار منابع انسانی و اتلاف منابع مالی در پی نخواهد داشت. بنابراین،
ضروری است که سازمان ها قبل از هر اقدامی، از آمادگی سازمان خود در ارتباط با استقرار آن
اطمینان حاصل نمایند. برای رسیدن به چنین هدفی ارائه مدلی برای سنجش آمادگی سازمان برای
مدیریت دانش، اجتناب ناپذیر است. در پژوهش حاضر، ابتدا مدلی فرضی ارائه شده و از طریق
پرسشنامه ای در معرض اظهار نظر ۵۰ نفر از صاحبنظران قرار گرفته است. بعد ازمشخص شدن مدل
نهایی، برای تعیین وزن عوامل و شاخص ها ی آن از روش میانگین موزون استفاده شده است. در
نهایت، میزان کاربردی بودن مدل، در مرکز آمار ایران مورد آزمون قرار گرفته، وضعیت آمادگی آن
در ابعاد مختلف مشخص شده و بر اساس وضعیت آن پیشنهادهایی ارائه شد.
دوره ۱۴، شماره ۳ - ( ۸-۱۴۰۳ )
چکیده
اهداف: طی سده ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ میلادی برنامهریزی شهری از یک نگاه کاملا نخبه گرایانه و عاری از ارزش به یک مدل مشارکتی و مبتنی بر ارزش رسید. در این راستا برنامه ریزی تعاملی به عنوان یکی از مهمترین میراث معاصر شهرسازی مورد توجه حرفه مندان این رشته قرار گرفته است. هدف از پژوهش شناسایی عوامل موثر بر برنامهریزی تعاملی از دیدگاه حرفه مندان رشته شهرسازی در دوره معاصر است.
روش ها: روش پژوهش به لحاظ نوع کاربردی و با روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام شده است. پس از استخراج شاخص ها از طریق مرور منابع، تعداد ۱۷۵ پرسشنامه توسط حرفه مندان رشته شهرسازی تکمیل شده است. آلفای کرنباخ داده ها محاسبه شده و سپس روش تحلیل عاملی اجرا شده است.
یافته ها: آلفای کرنباخ دادهها عدد ۰,۹۳۰ بوده است که حاکی از پایایی بالایی داده های پژوهش جهت ادامه تحلیل است. یافته های پژوهش پس از ۱۰ چرخش واریماکس تعداد ۶ عامل با واریانس قریب به ۶۰ درصد (۵۸.۶۳) را جهت استخراج نشان داد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که از دیدگاه حرفه مندان رشته شهرسازی در دوره معاصر، درمجموع عواملی نظیر سهیم نمودن شهروندان، دادن قدرت شهروندی به آن ها، شفاف سازی و آگاهی بخشی، نهادهای پشتیبان، کثرت گرایی و تکثرگرایی و حس تعلق و مسئولیت شهروندان بر این نوع از برنامه ریزیها تاثیر دارد و لذا پیشنهاد می شود مدیران، برنامه ریزان، طراحان و تمامی عوامل موثر بر برنامه ریزی شهری، عوامل ذکر شده را به منظور ارتقا تعامل مورد توجه قرار دهند تا برنامه ریزی های تعاملی به عنوان یکی از میراث معاصر شهرسازی زمینه مشارکت و تعامل و در نتیجه اثربخشی بیشتر را فراهم آورد.
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده
مقاله حاضر با هدف سنجش کیفیت محیط شهری و با انگیزه ارائه یک مدل به منظور ارزیابی کیفیت محیط شهری در شهرهای جدید طراحی شده است و سعی بر آن دارد که با توصیف و تبیین مفهوم کیفیت محیط، شاخصهای تأثیرگذار بر آن و همچنین نحوه سنجش این مفهوم را در محیطهای شهری شهرهای جدید بررسی کند.
مبنای سنجش کیفیت محیط در شهر جدید هشتگرد ، معیار رضایتمندی از شاخصهای کیفیت محیط شهری از دیدگاه ساکنان است. روششناسی سنجش کیفیت محیط برمبنای روشهای تصمیمگیری چند معیاره قرار گرفته و مدل استفاده شده نیز بر مبنای تجربیات موجود و مطالعه موردی شهر جدید هشتگرد شکل گرفته است.
براساس یافتههای به دست آمده ازتحقیق حاضر،کیفیت محیط شهری شهرجدیدهشتگردازدیدگاه ساکنان درسطح پایینی قراردارد. البته دردوسطح ۱- محیط شهری و ۲- محیط سکونتی شهرجدیدهشتگردشرایط کمی متفاوت است؛به طوری که کیفیت محیط سکونتی درسطح بالاتری نسبت به کیفیت محیط شهری قراردارد. بررسی شاخص های مختلف مدل نیزنشان میدهدکه تنهارضایت ازکیفیت شاخصهای سازمان دسترسی وراهها،ابعادوتسهیلات واحدمسکونی،تسهیلات بیرونی وهزینههای جاری واحدمسکونی وجوددارد.
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده
امروزه، یکی از مسائلی که سکونتگاههای شهری و روستایی با آن روبهرویند، توزیع نامناسب امکانات و خدمات اجتماعی است. این توزیع نامناسب باعث ایجاد نابرابری در میزان دسترسیِ گروههای مختلف به امکانات و خدمات اجتماعی شده است. این مقاله ضمن توجه به این چالش اجتماعی- که متأثر از ضعف مدیریت توسعه است- تلاش دارد وضعیت برخورداری از امکانات و خدمات اجتماعی را در هر سه سطح تقسیمات سیاسی استان آذربایجان شرقی (شامل شهرستان، بخش و دهستان) بررسی کند؛ همچنین با شناسایی شهرستانها، بخشها و دهستانهای محروم، اولویتهای سرمایهگذاری را تعیین کند و سیاستها و راهبردهای کلان برای ایجاد دسترسی متناسب را ارائه دهد. روش تحقیق، اسنادی است و روش تجزیه و تحلیل هم تحلیل عاملی و تاکسونومی عددی. تعداد ۲۸ شاخص در ابعاد مختلف تعریف و برای طبقهبندی سطوح مختلف بهکار برده شده است. نتایج نشان میدهد دهستانهای منطقه شمالشرق و جنوبشرق استان محرومیت بسیاری دارند و دهستانهای بهرهمند از امکانات و خدمات اغلب در اطراف مرکز استان و یا جنوبغرب و منطقه میانی مستقر هستند. تحلیلها گویای این است که نیمه شرقی استان محرومیت بیشتری نسبت به نیمه غربی آن دارد و ضروری است مدیریت توسعه استان اولویت سرمایهگذاری را در شهرستانها، بخشها و دهستانهای نیمه شرقی استان افزایش دهد. همچنین، نتایج این تحقیق نشان میدهد بین میزان فاصله مرکزِ هر کدام از تقسیمات سیاسی به مرکز استان و شهرستان و میزان محرومیت، رابطه مستقیم معنادار در سطح ۹۹ درصد وجود دارد و با افزایش فاصله از مرکز، بر سطح محرومیت افزوده میشود.
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۱ )
چکیده
در تحقیق حاضر اثر عوامل کلان اقتصادی بر بازده سهام شرکتهای حاضر در بورس اوراق بهادار تهران به منظور برآورد نرخ بدون ریسک بررسی شد.
برای انجام تحقیق از داده های بین سالهای ۱-۱۳۸۳ تا ۱۲-۱۳۸۷ استفاده شد. نمونه تحقیق ۴۸ شرکت حاضر دربورس اوراق بهادار تهران بودند و اثر ۱۰ متغیر کلان اقتصادی مانند صادرات ، واردات، نرخ ارز ، قیمت سکه طلا، قیمت نفت، شاخص بازده بورس ، شاخص بازده بورس با یک وقفه زمانی ، حجم پول ، تورم و تعداد پروانه های ساختمانی بر بازده های ماهانه این ۴۸ شرکت در طول مدت ۵ سال بررسی شد. مدل انتخابی این پژوهش، مدل چند متغیره قیمت گذاری آربیتراژ و روش استفاده شده در انجام این تحقیق تحلیل عاملی است. هدف از انجام این تحقیق برآورد نرخ بازده بدون ریسک بازار سرمایه و اثر عوامل کلان اقتصادی بر بازده سهام شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران بود و نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که دلیل هم حرکتی بازده سهام تاثیر متفاوت عوامل کلان اقتصادی بر بازده سهام شرکتها می باشد بطوریکه تورم و شاخص بازده بازار با یک وقفه در طول این مدت بر بورس تهران تاثیر گذار بوده اند. همچنین نرخ بازده بدون ریسک بدست آمده از این پژوهش در بازار سرمایه در طول این ۵ سال بیشتر از نرخ بازده بدون ریسک بازار پول می باشد.
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
هدف مقاله تبیین نابرابریهای فضایی از نظر توسعه در استان خراسان رضوی است. ابتدا مدل مفهومی تحقیق با استفاده از ۳۶ شاخص اجتماعی و اقتصادی و زیر بنایی در سطح ۱۹ شهرستان ساخته و سپس شاخصها بدلیل اثرات متضاد، همسو و بدلیل مقیاسهای متفاوت، به منظور کاهش تفاوتها استاندارد شدند. نتایج حاصل از کاربرد مدل تحلیل عاملی منجر به شکل گیری ۵ عامل شد که دو عامل بیش از ۵۶% کل تغییرات واریانسها را تبیین و باقیمانده به دلیل تبیین کمتر از ۱۰% کل واریانس از مطالعه حذف شدند. با توجه به رابطه بین متغیرها (در سطح بالاتر از ۵/۰ و عاملها) ، این دو عامل به نامهای ۱- توسعه اجتماعی- اقتصادی و ۲- توسعه اقتصادی نامگذاری شدند. نتیجهی شاخصها برای شهرستانها محاسبه و در محور مختصات (X,Y) ترسیم شد که با ترکیب دو عامل فوق یک منطقه بندی جدیدی بدست آمد، و شهرستانها به ۵ گروه طبقه بندی شد. شهرستان مشهد یک گروه خاص پیشرو در برخورداری از عامل اول و کلات در پایین ترین سطح دسته بندی شدند. این الگو می تواند بعنوان مبنای برنامهریزی قرار گیرد تا علاوه بر تعیین فضاهای نابرابر،اولویت توسعه آنها را نیز به همراه شاخص های نیازمند به تقویت جهت توسعه تعیین نماید.
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده
ارزیابی دقیق و به موقع عواملی که موجب کاهش کارآیی کارکنان یک سازمان بویژه مدیران می شود، از جمله اقدامات مؤثر در مسیر بهبود کیفیت فعالیتها و افزایش بهره وری سازمان است. یکی از دلایل عمده کاهش کارآیی مدیران در محیط کاری، از دست دادن فرصت و زمان در اختیار، برای انجام کارها یا اصطلاحاً تلف شدن وقت آنان می باشد. در این مقاله سعی شده با استفاده از آمار توصیفی، روش تحلیل عاملی و تکنیک DEMATEL چارچوبی ارائه گردد تا شباهتها و تفاوتهای موجود بین نظرات مدیران واحدهای مختلف یک شرکت تولیدی در زمینه علل اتلاف وقت و از دست دادن مدیریت زمان مورد تحلیل قرار گرفته، مهمترین عوامل نیازمند بهبود، شناسایی و دسته بندی شده و رابطه علت و معلولی میان آنها مشخص شود. یافته های چارچوب ارائه شده نشان می دهد، مؤثرترین عامل اتلاف وقت و نهایتاً کاهش کارآیی مدیران در محیط کاری، ملاقاتها و جلسات بسیار زیاد با نتایج بسیار کم، و کم اثرترین عامل، معیار بیش از حد اجتماعی بودن می باشد. علّی ترین عوامل اثر گذار نیز کمبود انگیزه شخصی برای کار، کمبود کارمندان آموزش دیده، مواجه با اطلاعات غلط یا ناقص یا دیرهنگام و کمبود اعتماد به نفس است.