جستجو در مقالات منتشر شده


۳۱ نتیجه برای آسیا


دوره ۱، شماره ۲ - ( ۱۱-۱۴۰۳ )
چکیده

منطقه پرآشوب خلیج فارس و غرب آسیا و نیز شاخ آفریقا به دلیل تلاطم‌های سیاسی و اجتماعی و بعضاً جنگ‌های طولانی و فرسایشی همواره در برقراری امنیت دچار مخاطره بوده است؛ در حالی که در دنیای امروز، امنیت همچنان یکی از مهمترین کالایی‌هایی است که می‌توان به پشتوانه آن بهره‌مند از ثبات و پیشرفت شد. ایران و عربستان به دو عنوان دو قدرت اصلی حوزه خلیج فارس و قدرت های ذی نفوذ در شاخ آفریقا می‌توانند در زمینه ایجاد امنیت منطقه‌ای نقش محوری ایفا کنند. همکاری‌های امنیتی ایران و عربستان می‌تواند بر جنبه‌های مختلفی از حوزه کشتیرانی، انرژی و مبارزه با قاچاق کالا گرفته تا همکاری درباره مناطق نفوذ گسترش داشته باشد. با این اوصاف این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چالش‌ها و موانع همکاری امنیتی میان ایران و عربستان در خلیج فارس و شاخ آفریقا چیست؟ پاسخ موقت به این پرسش بدین شرح است:‌ بازیگری ایالات متحده آمریکا در خلیج فارس، عدم فهم مشترک در خصوص مسائل امنیتی، اختلاف نظرهای ژئوپلتیکی و اختلاف های فرهنگی- مذهبی و عدم تفاهم بر سر منطقه نفوذ، چالش‌ها و موانع همکاری امنیتی ایران و عربستان در خلیج فارس و شاخ آفریقا هستند. روش پژوهش در این مقاله به صورت توصیفی تحلیلی است و به منظور گردآوردی داده‌ها و اطلاعات از منابع کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است. بر اساس یافته‌های این پژوهش، تهدیدزدایی از اسلام شیعی و مقابله با ایران هراسی،‌ همکاری‌های فنی و اقتصادی و پیدا کردن چهارچوبی برای همکاری درباره مسائل مناطق پیرامونی می‌تواند به عنوان راهکارهایی به منظور تحقق همکاری امنیتی میان ایران و عربستان مدنظر قرار گیرد.
منطقه پرآشوب خلیج فارس و غرب آسیا و نیز شاخ آفریقا به دلیل تلاطم‌های سیاسی و اجتماعی و بعضاً جنگ‌های طولانی و فرسایشی همواره در برقراری امنیت دچار مخاطره بوده است؛ در حالی که در دنیای امروز، امنیت همچنان یکی از مهمترین کالایی‌هایی است که می‌توان به پشتوانه آن بهره‌مند از ثبات و پیشرفت شد. ایران و عربستان به دو عنوان دو قدرت اصلی حوزه خلیج فارس و قدرت های ذی نفوذ در شاخ آفریقا می‌توانند در زمینه ایجاد امنیت منطقه‌ای نقش محوری ایفا کنند. همکاری‌های امنیتی ایران و عربستان می‌تواند بر جنبه‌های مختلفی از حوزه کشتیرانی، انرژی و مبارزه با قاچاق کالا گرفته تا همکاری درباره مناطق نفوذ گسترش داشته باشد. با این اوصاف این پرسش اساسی مطرح می‌گردد که چالش‌ها و موانع همکاری امنیتی میان ایران و عربستان در خلیج فارس و شاخ آفریقا چیست؟ پاسخ موقت به این پرسش بدین شرح است:‌ بازیگری ایالات متحده آمریکا در خلیج فارس، عدم فهم مشترک در خصوص مسائل امنیتی، اختلاف نظرهای ژئوپلتیکی و اختلاف های فرهنگی- مذهبی و عدم تفاهم بر سر منطقه نفوذ، چالش‌ها و موانع همکاری امنیتی ایران و عربستان در خلیج فارس و شاخ آفریقا هستند. روش پژوهش در این مقاله به صورت توصیفی تحلیلی است و به منظور گردآوردی داده‌ها و اطلاعات از منابع کتابخانه ای و اینترنتی استفاده شده است. بر اساس یافته‌های این پژوهش، تهدیدزدایی از اسلام شیعی و مقابله با ایران هراسی،‌ همکاری‌های فنی و اقتصادی و پیدا کردن چهارچوبی برای همکاری درباره مسائل مناطق پیرامونی می‌تواند به عنوان راهکارهایی به منظور تحقق همکاری امنیتی میان ایران و عربستان مدنظر قرار گیرد.
 

دوره ۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده

"آس بادها" نوعی آسیای بادی با محور عمودی هستند که قدیمی ترین آسیاهای بادی در جهان محسوب می شوند. این آسیاها در منطقه سیستان و جنوب خراسان از پیش از اسلام ساخته شده اند. در این زمینه شواهد گوناگونی وجود دارد که نشان می دهد قدیمی ترین آسیاهای بادی در شرق ایران در منطقه سیستان ساخته شده اند. آسبادها در گذشته در معیشت مردم اهمیت زیادی داشته اند. همچنین نمودی از ترکیب معماری سنتی با نیازهای زیست بوم و بهره گیری مناسب از انرژی های پاک به شمار می آیند. با عنایت به ویژگی های منحصر به فرد آسبادها، و خصوصیات عملکردی و زیبایی شناسانه، بازشناسی آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. سوال پژوهش این است که آسیاهای بادی سنتی در سیستان یا آسبادها، از نظر گونه شناسی به چند دسته تقسیم می شوند و تنوع و گستردگی آنها در فلات ایران چگونه است؟ اغلب آسبادهای ایران در ناحیه شرق و جنوب شرقی فلات ایران قرار گرفته اند، یعنی در موقعیتی که بادهای ارزشمندی در تمام طول سال می وزند. شاخه هایگوناگونی از بادهای ۱۲۰ روزه در نیمه دوم فصل گرم، تمام شمال سیستان و جنوب خراسان را در بر می گیرند. آسباد به عنوان روشی سنتی و بومی در منطقه سیستان نشان دهنده امکان خوبی است که برای ساکنان در استفاده از انرژی های تجدیدپذیر فراهم می باشد. انواع متفاوتی از آسبادها در سراسر سرزمین"سیستان بزرگ"موجودند که بسته به شرایط و توانایی ساکنان برای استفاده از انرژی باد ایجاد شده اند.

دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده

مدل­های مفهومی، نمایشی از یک سیستم هستند که به راحتی مفاهیم انتزاعی روابط بین اشیا در سیستم را به ما نشان می­دهند. در واقع، به هر میزان ترسیم مدل­ها در عرصه علمی نظام­مند و معنی­دار باشد، می­تواند زمینه درک مسائل و مباحث را بهتر و دقیق‌تر نماید. در این میان، منطقه جنوب غرب آسیا با داشتن امکانات و موقعیت‌های ممتاز جغرافیایی و همچنین با داشتن منابع غنی از اهمیت ویژه ژئوپلیتیکی برخوردار می­باشد. اما تحولات این منطقه سبب درگیر شدن بازیگران متنوع و متفاوتی شده است. این بازیگران، با اهداف، ایدئولوژی و رفتار متفاوت و حتی متضاد سبب تداوم بحران در منطقه شده­اند. به بیانی دیگر، به هر میزان منبع جغرافیایی قدرتی که زمینه­ساز مناسبات ژئوپلیتیک است از ارزش بیشتری برخوردار باشد، زمینه برای جذابیت بیش‌تر جهت ورود و نقش­آفرینی بازیگران بیش‌تر و بزرگ­تری را فراهم می­آورد. بنابراین تحقیق حاضر ضمن ارائه تعریفی نو از ژئوپلیتیک و تقسیم بندی بازیگران ژئوپلیتیکی در سه گروه بازیگران مرکزی و کانونی، بازیگران نیمه پیرامونی و بازیگران پیرامونی، در گام بعدی سعی کرده است با ارائه یک مدل مفهومی، مناسبات ژئوپلیتیکی جنوب غرب آسیا را به‌صورت نظام­مند به تصویر بکشد. چرا که شناخت دقیق روابط ژئوپلیتیکی بین این بازیگران به ژئوپلیتیسین­ها این امکان را می­دهد که برای منطقه نا به سامان جنوب غرب آسیا، بهترین استراتژی را تدوین کنند.

دوره ۳، شماره ۱ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده

مفهوم قدرت و منابع و ابزارهای اعمال آن همواره در درازای تاریخ دگرگون شده و تکامل یافته است. هر پیشرفت علمی یا فناوری خواه در ابزارهای جنگی نخستین یا ابزارهای نابودگر گروهی و یا در منابع اقتصادی یا سیاسی قدرت به شکلی در رفتار بازیگران نیز تغییراتی را ایجاد کرده و در بسیاری مواقع جابجایی در کانون‌های قدرت و صاحبان آن ایجاد کرده است. منطقه جنوب غرب آسیا به دلیل پراکندگی نامتوازن منابع قدرت و رفتارهای رقابتی بازیگران از پایان جنگ جهانی اول تاکنون همواره در تنش و بی‌ثباتی بوده است. در این نوشتار با بررسی دگرگونی‌های نوین در مفهوم و منابع قدرت، نتایج آن بر توزیع قدرت و توازن قوا در جنوب غرب آسیا مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. بررسی نشان می‌دهد که به‌ویژه در قرن بیست و یک و با از فروپاشی نظام سنتی توزان قوا در منطقه و از بین رفتن قدرت کشورهای عراق و سوریه و حتی لیبی و ورود بازیگران جدید و کم تجربه‌ای مانند قطر و امارات متحده به بازی‌های منطقه‌ای هرج و مرج این منطقه را تشدید و بی ثباتی دامنه‌داری را پی ریزی کرده است.

دوره ۳، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده

انقلاب یکی از تحولات بزرگ اجتماعی است که آثار آن در تغییر آمایش سیاسی فضای عمومی جوامع محسوس و بسیار تاثیرگذار است. هدف اصلی این پژوهش مطالعه تطبیقی جایگاه رهبری در انقلابهای کلاسیک و جنبش‌های اعتراضی خاورمیانه و شمال آفریقا موسوم به بهار عربی با تاکید بر نقش رهبری است. این مقاله در پاسخگویی به این پرسش است که چه تفاوتی میان انقلاب‌های کلاسیک و خیزش‌های اخیر کشورهای اسلامی- عربی منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا از نظر نقش رهبری در شکل‌گیری و هدایت آنها وجود دارد؟ پژوهش حاضر که ماهیتی توصیفی- تحلیلی دارد و داده‏ها و اطلاعات مورد نیاز آن به روش کتابخانه‏ای گردآوری شده با بهره‌گیری از آموزه‌های نظریات انقلاب و بسیج سیاسی و همچنین استفاده از آموزه‌های رهبری کاریزماتیک در آرای ماکس وبر، بر این فرضیه استوار است که جنبش‌های اعتراضی خاورمیانه و شمال آفریقا به واسطه فقدان مولفه رهبری نتوانستند همانند انقلاب‌های کلاسیک بر آمایش سیاسی فضای پیرامونی خود اثربخش باشند. یافته‌های پژوهش همچنین نشان می‌دهد که الگو و شیوه رهبری رکن مهم و تعیین کنندهای در موفقیت و شکست یک انقلاب است و تعدد رهبری، ضعف پایگاه اجتماعی رهبران، بی ثباتی کادر رهبری و تفاسیر متفاوت آنها در جنبش‌های اعتراضی خاورمیانه و شمال آفریقا فقط منجر به بحران و بیثباتی‌های مستمر در فضای سیاسی کشورهای درگیر شده است.

دوره ۴، شماره ۱۶ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده

یکی از گونه های ادبی منثور رایج در زبان فارسی، مناظره است. در مناظره¬های منثور، دو یا چند شخصیت به شیوۀ گفت وگونویسی، موضوعات گوناگون را به میان می کشند و در نهایت، نگارنده با نوعی جمع بندی از زبان آن ها به نتیجۀ مورد نظر می رسد. ساختار این نوع مناظره‏ها بیشتر بر گفت¬وگونویسی استوار بوده و از توصیف و تحلیل های داستان گونه به دور است. در دورۀ مشروطه، به این نوع مناظره ها واژۀ «چیزنویسی» یا شیوه «تئاترنویسی» اطلاق شده است. نزدیکی ساختار ظاهری و اسلوب گفت وگونویسی در این گونۀ ادبی و گونۀ نمایشنامه، این سؤال را به ذهن متبادر می کند که آیا امکان خوانش نمایشی از مناظره¬های منثور وجود دارد؟ لحن و زبان نمایشی، کنش نمایشی گفت¬وگومحور، کشمکش، زمان و مکان از جنبه های نمایشی قابل شناخت از گفت وگوست که در این مقاله بررسی شده¬اند. دستاورد این مقاله، معرفی الگویی گفت وگومحور برای بررسی جنبه¬های نمایشی مناظره‏هاست. این الگو بر اساس مقایسۀ تطبیقی دیالوگ در نمایشنامه و گفت¬وگو در مناظرۀ منثور و شناخت نقاط مشترک این دو گونه ادبی با یکدیگر پیشنهاد شده است.

دوره ۶، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه هنر بودایی در آسیای مرکزی، به‌ویژه در کشورهای آسیای میانه، گسترش پیدا کرده است. امپراتوری موریا (۳۲۱ تا ۱۸۵ ق.م.)، در زمان حاکمیت دولت یونانی باختری دراواسط قرن سوم ق.م سعی کرد دین بودایی را در باختر گسترش دهد.کوشانی‌ها با تشکیل دولتی مستقل (حدود ۱۰۰ ق.م)، تمدن جدیدی را در تاریخ باختر رقم زدند. بعدها امپراتوری کوشانی همسایه‌ی شرقیِ دولت اشکانی شد، تا اینکه در سده‌ی سوم میلادی قلمرو کوشانیان به‌دست ساسانیان فتح شد. از دوره‌ی استقرار و حکومت کوشانیان بودایی در آسیای میانه، حداقل چهار نوع اثر هنری کشف و معرفی شده است. این مقاله سعی دارد تا نقش این چهار اثر را که عبارت‌اند از :۱. نقاشیهای دیواری، ۲. آثار معماری معابد بودایی، ۳. هنر پیکرسازی بودایی، ۴. هنر جواهرسازی کوشانی‌ها؛ در رابطه با هنر بودایی توجیه کند. در این میان، شهر ترمذ کهن در جنوب ازبکستان به منزله‌ی مرکز اصلی استقرار بودیسم نقشی مهمی در ترویج این آیین در منطقه داشته است. در شمال‌غرب ترمذ در محلی به نام قره‌تپه بقایای یک دیر بودایی کشف شده و نقاشی‌های دیواری کاخ خالچیان نمونه‌ای از هنر این دوره است. افراسیاب سمرقند مهم‌ترین محوطه‌ی باستانی کوشانیان در ازبکستان است که آثار فراوان این دوره از آن به‌دست آمده است. آنچه رابطه‌ی مرو زمان ساسانیان در ترکمنستان را با دنیای شرق مرتبط می‌سازد، پیدا شدن بنای معبدی بودایی و یک استوپا در خارج از دیوار این شهر است.

دوره ۶، شماره ۳ - ( ۶-۱۴۰۳ )
چکیده

اهمیت ژئوپلیتیکی افغانستان، عمدتا متاثر از دو پدیده مهم است، "تغییر ماهیت روابط و سیاست بین المللی و جامعه جهانی نسبت به این کشور" و "دگرگونی بنیاد ساختارهای ذهنی و سیاسی در داخل آن" از جمله این اهمیت محسوب می‌شوند و براساس این تغییرات همواره قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در راستای اهداف و منافع خود سعی در نقش آفرینی در منطقه ژئوپلیتیکی شرق پیرامونی جمهوری اسلامی ایران و کشور افغانستان دارند. با توجه به اهمیت تحولات افغانستان، پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و کاربردی (عملی)، نقش آفرینی ایران در منطقه ژئوپلیتیکی شرق کشور با تاکید بر افغانستان را مورد مطالعه قرار می‌دهد. جامعه آماری تحقیق را کلیه کارشناسان و استادان دانشگاه و حوزه‌های مرتبط با ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئوکالچر تشکیل می‌دهند که حجم نمونه آن براساس مدل کوکران تعداد ۵۰ نفر تعیین شد. در راستای تجزیه و تحلیل یافته‌ها نیز از آزمون میانگین در نَرم افزار spss استفاده گردید. نتایج نشان داد که نقش آفرینی ایران در منطقه ژئوپلیتیکی شرق پیرامونی خود با تاکید بر افغانستان، تابع عوامل و متغیرهای مربوطه در سه سطح داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای «جهانی» خواهد بود و بیشترین میزان این نقش آفرینی شامل عوامل فرامنطقه‌ای می‌باشد و همچنین عواملی نظیر دستاوردهای ایران در زمینه حل اختلافات هیدروپلیتیکی با کشور افغانستان، دستاوردهای ایران در زمینه احداث منطقه آزاد چابهار، دستاوردهای ایران در زمینه گسترش زبان فارسی در افغانستان و نقش آفرینی‌های ایران در زمینه جلوگیری از گسترش ایدئولوژی سلفی کشورهای عربی نظیر عربستان، بیشترین دستاوردها را برای ایران در شرق پیرامونی خود به همراه خواهد داشت.
 


دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده

معماری اسلامی، عناصر زیبایی شناسانه معماری را با آموزه های اصیل معنوی و الهی در خود جای داده است؛ البته این هنر با توجه به تحولات هر دوره ومنطقه، دارای شاخصه های متفاوتی می شود که بوسیله این ویژگی هااز دیگر دوران جدا می شود. این نوشتار، معماری اسلامی آسیای مرکزی و تحولات آن را در ابتدای سده شانزدهم/دهم تا اواخر سده هفدهم/یازدهم مورد توجه قرار داده است و در این راستا به بیان فشرده تاثیر اوضاع سیاسی‌، اجتماعی ‌و فرهنگی آسیای مرکزی در دوران یاد شده، می پردازد.
از معضلات عمده که مانع پیشرفت پژوهش در معماری اسلامی می شود، می توان به عدم دسترسی به همه بناهای عمده تاریخی اشاره نمود. برای گزینش نمونه ها ی مورد بحث در این مقاله بر برخی گونه های پراهمیت معماری اسلامی هم چون مدارس و مساجد تاکید شده است.
روش این پژوهش با توجه به نوع نگاه علمی آن و همچنین ابعاد اجتماعی دوران فوق الذکر، تاریخی تحلیلی می باشد.
هدف اصلی مقاله:
۱- مطالعه تحولات هنر معماری اسلامی و ویژگی های آن در آسیای مرکزی قرون شانزدهم و هفدهم/دهم و یازدهم.
سوال اصلی مقاله:
۱- شباهت ها و تفاوت های بارز میان آثار هنر معماری اسلامی در آسیای مرکزی قرون شانزدهم و هفدهم/دهم و یازدهم چیست؟
دستاوردهای پژوهش نشان می دهد در آسیای مرکزی سده شانزدهم/دهم استفاده از روش های سنتی متاثر از دیدگاه های عرفان اسلامی و همچنین روش های نوین، بیشتر در ساخت مساجد و مدارس کاربرد داشته ولی در بناهای عمومی، بیشتر تمایل بر ساخت بناهایی با روش نوین بوده است.
در نیمه دوم سده شانزدهم/دهم، در تزیینات از مواد نسبتاً ارزان‌ و کم‌زحمت تزیینی مانند گچ سفید و رنگ استفاده شده است.
به طور کل، معماری سده هفدهم/یازدهم در آسیای میانه دچار رکورد گردید و بیشتر به تزیینات بناها توجه نشان داده شده است.

دوره ۷، شماره ۲۸ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده

هدف از این مقاله، بررسی جلوه­های فرهنگ عامه در سفرنامۀ سه سال در آسیا نوشته ژوزف آرتور گوبینو است. نگارندگان بر مبنای روش تحلیل محتوا با بررسی گزارش گوبینو از سفر خود به ایران، اشارات گوبینو به فرهنگ عامه را در شش دسته پذیرایی و مهمان­نوازی، تعارفات، آداب پوشش و انواع آن، جلوه­های هنر ایرانی، ویژگی­های معماری و شهرسازی ایرانی و تفکرات خرافی، بررسی و تحلیل کرده­اند. نتیجه این تحقیق نشان می­دهد، اگرچه گوبینو در روایت خود از سفر به ایران توانسته است با دقت در جزئیات، شرح مفصلی را از خصایل اخلاقی و عادت­های رفتاری ایرانیان ارائه دهد؛ اما با این­حال نمی­توان تقابل میان «منِ» اروپایی و «دیگریِ» شرقی را ـ که زیربنای تفکرات و توصیفات وی از وجوه مختلف زندگی و آداب و رسوم ایرانیان است ـ نادیده گرفت. تقابل­هایی که در ذهنیت سیاح نسبت به دیگری و آنچه به قلمرو او تعلق دارد و دنبال آن گزارش­ها و توصیفات وی تأثیری مستقیم دارد.

 

دوره ۱۱، شماره ۴۱ - ( ۴-۱۳۹۷ )
چکیده

نخستین رمان­های فارسی تصویری مخوف و سیاه از شهر و زندگی به‌دست داده­اند. افزون بر نگاشت تباهی و سیاهی زندگی شهری و پیامدهای آن، گاه عناوین رمان­ها نیز برگرفته از فضای تیره شهر است. مسئله بنیادین این پژوهش، بررسی ارتباط واقعیت­های اجتماعی با فضای مخوف و سیاه بازتاب­یافته در نخستین رمان­های فارسی است که در دو دهه اول ۱۳۰۰ به‌نگارش درآمده­اند. به این منظور، ابتدا ویژگی­های شهر مدرن و تصویر مخوف و اهریمنی آن از رمان­های این دوره استخراج و دسته­بندی شده و سپس ارتباط میان شهر مخوف و سیاه‌بازنمایی­شده در رمان با واقعیت­های اجتماعی زمان نگارش آن­ها بررسی شده است. مبنای تحلیل بر پایه آرای بازتاب­یافته در رمان­های این دوره است. در ادامه نمودهای شهر مخوف بازتاب­یافته در رمان به‌پشتوانه داده­های جامعه­شناسی شهری تبیین و تحلیل شده است. جایگاه غیرتولیدی شهر مدرن ایرانی، مصرف­گرایی و پیامدهای آن نظیر حاشیه­نشینی و فساد خانه‌های معروفه، مهم­ترین نمودهای شهر سیاه و اهریمنی نخستین رمان­های فارسی است.
 

دوره ۱۲، شماره ۳ - ( ۱۱-۱۳۸۳ )
چکیده

در پی تجزیه اتحاد شوروی و تبدیل پانزده جمهوری آن به کشورهای مستقل، منطقه آسیای مرکزی شاهد تحولات و دگرگونی گسترده و عمیق بوده است. از میان رفتن نظام دو قطبی در پی فروپاشی اتحاد شوروی نیز سبب تحول بسیاری از مفاهیم استراتژیک شد. منطقه آسیای مرکزی به‌عنوان بخشی از قلمرو سابق امپراطوری شوروی پس از این دگرگونیها به عرصه رقابتهای منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است. این منطقه که با مشکلات گسترده و متنوع سیاسی- اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی مواجه بوده، به‌زودی به عرصه فعالیت بنیاد‌گرایان اسلامی تبدیل شد که بر شدت بحرانهای منطقه افزود. دشواریهای گوناگون سیاسی- اجتماعی زمینه را برای این فعالیتها مهیا ساخته است. همجواری منطقه با افغانستان و پیوندهای گسترده قومی با این کشور سبب انتقال پیامدهای جنگ داخلی افغانستان با آسیای مرکزی گردیده است. هر چند نقش ناتو، پیمان امنیتی شانگهای، و پیمان تاشکند که به سازمان ارتقا یافته، نباید در تأمین امنیت آسیای مرکزی کم ارزیابی شود، ولی تحولات پس از ۱۱ سپتامبر سبب شد تا آمریکا نقش رهبری جنگ تروریسم را در افزایش نیروهای نظامی خود در قرقیزستان و ازبکستان محقق سازد. سیاستی که به شدت از سوی روسیه مورد مخالفت قرار گرفته و دولت ولادیمیر پوتین را به‌شدت تحت فشارهای داخلی قرار داده است. آمریکا که در پی تأمین اهداف خود، حاکمیت طالبان را در افغانستان با کمک پاکستان صورت بخشیده بود، در شرایط پس از ۱۱ سپتامبر از اقدامات تروریستی القاعده که از حمایت طالبان بر‌خوردار بود، همچنان به عنوان فرصتی جدید برای تأمین اهداف خود بهره گرفته است. رهبران اقتدارگرای آسیای مرکزی هم در پی تقویت اقتدار متمرکز خود، وضعیت مبارزه با تروریسم را مناسب یافته، سرکوب مخالفان خود را با شدت بیشتری دنبال کرده‌اند. براساس مباحث کنونی امنیت در آسیای مرکزی، رهبران آسیای مرکزی موظف شده‌اند بحرانهای اقتصادی- اجتماعی- سیاسی موجود را برای جلوگیری از رشد اقدامات تروریستی و کاهش نارضایتی عمومی حل و فصل کنند. تحولات سیاسی پس از فروپاشی بخوبی نشان داده ریشه‌های تهدید و ناامنی در آسیای مرکزی اساساً درونی است. رهبران این جمهوریها بر‌اساس درک واقعیتهای سیاسی- اجتماعی منطقه، رفع آثار تهدیدات را از درون دنبال کرده‌اند. در این مقاله به پیامدهای گسترش ناتو به سوی شرق و نقش آن درتأمین امنیت آسیای مرکزی پرداخته شده است.

دوره ۱۳، شماره ۰ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده

چکیده با توجه به اینکه پوشش دهی فلزات جهت استفاده در مصارف مختلف از جمله صنعت مواد غذایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، لذا در این مقاله روش نسبتا جدیدی جهت پوشش دهی ورقهای آلومینیوم به منظور استفاده در صنعت بسته بندی مواد غذایی ارائه و مورد بررسی قرار گرفته است. پوشش دهی مکانیکی سطح (SMC) با استفاده از روش آلیاژسازی مکانیکی روش ابداعی جهت پوشش سطوح فلزات مختلف می باشد که در دهه اخیر مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است. نفوذ دو جانبه ی عناصر آلومینیوم و مس در طول آسیاکاری منجر به تشکیل محلول جامد Al-Cu و ایجاد پوشش یکنواخت با ساختار نانومتری بر سطح ورق می شود. مشخصات میکرو ساختاری سطح پوشش با استفاده از آنالیزهای متعدد از جمله: میکروسکوپ نوری، میکروسکوپ الکترون روبشی SEM و میکروآنالیز پروب الکترونی EPMA نشان داد که با استفاده از روش و شرایط عملیاتی مناسب، پوشش ضخیم و متراکم روی سطح ورق تشکیل می گردد. همچنین نتایج پراش اشعه XRD تشکیل نانو کریستال های محلول های جامد را اثبات نمود. عملیات حرارتی بر روی پوشش باعث بهبود یکنواختی ترکیب شیمیایی پوشش گردید.

دوره ۱۳، شماره ۱۵ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده

آلیاژ نانوساختار آلومینیومی (Al-۸wt%Zn-۳wt%Mg) بوسیله دو مکانیزم همزمان شکست و جوش سرد آلیاژسازی مکانیکی بر روی پودرهای اولیه عناصر تشکیل دهنده، تولید شد و از این آلیاژ نانوساختار به عنوان زمینه برای نانوکامپوزیت Al/Short glass fiber استفاده شد. پودر نانوکامپوزیت تولید شده با روش آلیاژسازی مکانیکی، تحت فشار MPa ۴۰۰ و در دمای C°۳۸۰ در قالب استوانه ای پرس گرم شده و نمونه نانوکامپوزیت بالک ساخته شد. چگالی نسبی و خواص مکانیکی همچون سختی، استحکام فشاری این نانوکاپوزیت در درصدهای وزنی ۱، ۳ و ۵ از الیاف کوتاه شیشه مورد بررسی قرار گرفت. چگالی نسبی در نمونه با ۵ درصد تقویت کننده بسیار کمتر از نمونه ۱ و ۳ درصد شده و این موضوع نشان دهنده افزایش شدید تخلخل ها در فصل مشترک فاز زمینه و تقویت کننده در نمونه با ۵ درصد الیاف شیشه است. استحکام فشاری و سختی از نمونه ۱ به ۳ درصد افزایش ولی در ۵ درصد به دلیل کاهش شدید در چگالی، کاهش یافت. همچنین استحکام فشاری نانوکامپوزیت با زمینه های آلومینیوم آلیاژی و آلومینیوم خالص مورد مقایسه قرار گرفت و نتایج نشان دهنده تقویت کنندگی بیشتر در نمونه با زمینه آلومینیوم خالص می باشد.

دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

در این تحقیق براده های تراشکاری چدن خاکستری به روش آسیای پاششی به صورت پودر بازیابی شده و در ترکیب با پودر آهن برای تولید قطعات متالورژی پودر پایه آهنی به کار رفت. طراحی آزمایش ها با استفاده از روش رویه پاسخ در دو بخش خشته های خام و قطعات تف جوشی شده انجام گرفت. در بخش اول پارامترهای درصد پودر چدن و فشار تراکم، و در بخش دوم دو پارامتر قبلی همراه با پارامتر های دما و زمان تف جوشی به عنوان متغیر های ورودی هر کدام در پنج سطح انتخاب شدند. استحکام شکست عرضی و مدول الاستیک به عنوان پاسخ های مورد نظر اندازه گیری شدند. تحلیل رگرسیون و واریانس برای بررسی تأثیر پارامتر های ورودی، ارائه مدل های ریاضی و ارزیابی صحت مدل ها به کار رفتند. تصاویر میکروسکوپ الکترونی و نوری برای درک بهتر مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج به دست آمده علاوه بر تعیین تأثیر پارامتر های مختلف، خواص مکانیکی مناسب قطعات تولیدی در مقیاس صنعتی و دقت مدل های ارائه شده را نیز نشان می دهد. همچنین روش ارائه شده برای تخمین مدول الاستیک قطعات متالورژی پودر از روی منحنی نیرو-جابجایی کارایی خوبی را از خود نشان داد.

دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده

امروزه برخی پژوهشگران بر این باورند که در یک ساختار مادرسالار، جانشینیِ ارثی در یک خطِ مادرتباری ردیابی می‌شود. محل سکونت، مادرمکانی است و همۀ موارد ضروری در دست زنان است.ولی ما امروزه در جوامعی با ساختار پدرسالار و مردمحور زندگی می‌کنیم. برخی از پژوهشگران فمینیست بر این باورند که اگر جامعۀ مادرسالاری در پیش از تاریخ وجود داشته باشد، چه‌بسا بتوان به پایان ‌یافتنِ ساختار پدرسالار امروزین نیز امیدوار بود.۲ برای جست‌وجوی زنان، چگونگیِ زیست و جایگاه آنان در گذشته، می‌توان از مواد و انباشته‌های گوناگونی همچون داده‌های اسکلتی و کالاهای گور بهره برد. با کمک پژوهش‌هایی دربارۀ خاک‌سپاری زنان و چگونگی آن در یک محوطۀ تدفینی و با کمک یافته‌های گورها، می‌توان انگاره‌هایی برای بود یا نبودِ یک ساختار مادرسالار در آن جامعه ارائه کرد. در این نوشته با کمک پژوهش‌های کتابخانه‌ای پیشینه‌‌ای کوتاه از پدیداری انگارۀ جوامع مادرسالار و برخی ویژگی‌های آن می‌گوییم. سپس با روشی توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌مندی از پژوهش‌های میدانی انجام‌شده به بیان تفسیرهای برآمده از یافته‌ها در برخی از محوطه‌های تدفینی در جنوب غرب آسیا می‌پردازیم. دریافت‌ها نشان از آن دارد که نباید تنها یک نوع ساختار برای همۀ جوامع پیش از تاریخ این پهنه درنظر گرفت، و از سویی با همۀ پژوهش‌های انجام‌گرفته در این زمینه، هنوز یافته‌های محکم و قطعی دربارۀ حضور جوامع مادرسالار در گسترۀ پیش از تاریخ جنوب غرب آسیا وجود ندارد.
 


دوره ۱۴، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۳۹۳ )
چکیده

در این تحقیق به بررسی قابلیت ماشینکاری قطعات متالورژی پودر خام و تف‌جوشی شده آهن-چدن خاکستری بازیابی شده پرداخته می‌شود. برای این منظور براده‌های چدن خاکستری با استفاده از روش آسیاب پاششی تبدیل به پودر شده و در ترکیب با پودر آهن تجاری برای تهیه قطعات متالورژی پودر مورد استفاده قرار گرفتند. خشته-های خام با متغیرهای درصد پودر چدن و فشار تراکم تهیه شدند. برای قطعات تف‌جوشی شده نیز طراحی آزمایش با روش رویه پاسخ و با متغیرهای درصد پودر چدن، فشار تراکم، دمای تف‌جوشی و زمان تف‌جوشی و هر کدام در پنج سطح انجام شد. تحلیل‌های رگرسیون و واریانس برای بررسی تأثیر پارامترهای ورودی، ارائه مدل‌های ریاضی و ارزیابی صحت مدل‌ها به کار رفتند. در بخش خام قابلیت ماشینکاری در عملیات سوراخکاری به صورت کیفی مورد بررسی قرار گرفت. در قطعات تف‌جوشی شده نیز قابلیت ماشینکاری از طریق اندازه‌گیری نیروهای محوری و گشتاوری و زبری سطح حاصل از عملیات سوراخکاری بررسی شد. نتایج به دست آمده صحت معادلات رگرسیون استخراجی برای پیش بینی خواص ماشینکاری این قطعات را تأیید کرد. همچنین نتایج نشان دادند که افزودن پودر چدن خاکستری به دست آمده از روش آسیاب پاششی باعث بهبود قابلیت ماشینکاری قطعات متالورژی پودر پایه آهنی می‌شود.

دوره ۱۵، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده

وجود تخلخل و حضور لایه های گازی در اطراف ذرات آلومینا از جمله مهمترین دلایل کاهش خواص مکانیکی کامپوزیت های زمینه آلومینیومی محسوب می شوند. در این پژوهش به منظور کاهش تخلخل، افزایش ترشوندگی و همچنین توزیع یکنواخت ذرات در زمینه از سه روش استفاده شد؛ استفاده از گاز خنثی به منظور تزریق ذرات با دبی ۵ لیتر بر دقیقه، عملیات حرارتی ذرات در دمای ۱۱۰۰ درجه سانتی گراد به مدت ۲۰ دقیقه و آسیاب ذرات آلومینا با ذرات کمکی آلومینیوم با نسبت ۱ به ۱. تاثیر هرکدام از این عوامل بر ریزساختار و خواص مکانیکی کامپوزیت مورد بررسی قرار گرفت. نتایج ریزساختاری و خواص مکانیکی بالا بودن میزان تخلخل، تجمع ذرات و عدم توزیع یکنواخت ذرات در کامپوزیت زمینه آلومینیومی با تزریق دستی ذرات را نشان داد. درحالی که تزریق با گاز خنثی، استفاده از عملیات حرارتی و آسیاب ذرات آلومینا با ذرات کمکی آلومینیوم موجب بهبود ترشوندگی و توزیع ذرات آلومینا در مذاب آلومینیوم شد. همچنین نتایج نشان داد که بیشترین مقدار سختی، استحکام فشاری و انرژی ضربه ای به ترتیب با ۷۸/۷ برینل، ۵۳۹/۱ مگاپاسکال و ۸/۲ ژول در نمونه کامپوزیتی زمینه آلومینیومی تقویت شده با ذرات آسیاب شده آلومینا/آلومینیوم بدست آمد.

دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۹۴ )
چکیده

آسیا کردن یکی از مراحل مهم عملیاتی در فرآوری مواد معدنی است. جهت محافظت پوسته آسیا و انتقال انرژی به مواد و گلوله‌های داخل آسیا از لاینر استفاده می‌گردد. در طول کارکرد آسیا، لاینرها دچار سایش (کاهش جرم) شده و بازدهی آسیا را کاهش می‌دهند. شناخت و بررسی عواملی که باعث کاهش سایش لاینرها می‌شود، بسیار مهم است. در این پژوهش علاوه بر بررسی رفتار سایشی لاینرهای آسیا در شارژ و سرعت‌های مختلف، نرخ سایش بر اساس غلظت و حجم پرشدگی دوغاب نیز مورد بررسی قرار گرفته است. عامل عمده ضربه در آسیا، حرکت آبشاری بزرگ می‌باشد. این عامل و اثر تشکیل استخر دوغاب بر سایش نیز مطالعه شده است. برای این منظور از آسیای آزمایشگاهی به قطر یک و طول نیم متر استفاده گردید. آزمایش‌ها در سه سرعت ۶۵%، ۷۵% و ۸۵% سرعت بحرانی، برای شارژهای ۱۵، ۲۰، ۲۵ و ۳۰ درصد حجم آسیا، دوغاب‌هایی با ۴۰%، ۵۰%، ۶۰%، ۷۰% و ۱۰۰% جامد و حجم پرشدگی دوغاب بین ۰,۵ تا ۳ انجام گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که در شارژ ۲۰% و سرعت ۷۵% بالاترین نرخ سایش اتفاق می‌افتد. همچنین در شرایط تر، با افزایش غلظت و حجم پرشدگی دوغاب در آسیا، سایش لاینر کاهش می‌یابد. در شرایط خشک، با افزایش خوراک در آسیا و افزایش نیروی نرمال، سایش لاینرها افزایش می‌یابد. از سویی سایش لاینرها در شرایط تر، بستگی به غلظت دوغاب بین ۲ تا ۴ برابر سایش در شرایط خشک می‌باشد.

دوره ۱۵، شماره ۶ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده

سفرنامه‌ها به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع شناخت «خود» در آینه «دیگری» محسوب می‌شوند. هنگامی که «خود» در  سفرنامه به بازنمایی «دیگری» می‌پردازد، همواره بخشی از واقعیت «دیگری» را به خوانندگان نشان می‌دهد. گزینش واژگان در جهت نگارش واقعیت به «گفت‌وگومندی نام‌گذاری» که حوزه‌ای از «کنش ـ معناشناسی» است، مرتبط می‌شود. کنش ـ معناشناسی، به‌مثابه نوعی معناشناسی، تولید معنا در زبان و فرایندهای گذر از زبان به گفتمان به‌واسطه انواع کنش‌های اجتماعی، فرهنگی و زبانی را مورد تحلیل قرار می‌دهد. در این ‌راستا، بررسی «بازآرایی» در متن سفرنامه می‌تواند به‌عنوان مسئله اصلی پژوهش، روشنگر مکانیسم‌های خودگفت‌وگومندی باشد که طی آن گفته‌پرداز با گفتمان خود وارد گفت‌وگو می‌شود. از این ‌رو، سفرنامه سه سال در آسیا اثر کنت آرتور دوگوبینو، نویسنده نام‌آشنای فرانسوی، به‌عنوان منبع تحقیق انتخاب گردید. هدف تحقیق، آشکارسازی ابعاد زبان‌شناسانه و تازه‌ای از شیوه معرفی «دیگری» به زبان «خود» در سفرنامه است. در مقاله حاضر تلاش‌ شده است تا ضمن معرفی نظریه کنش ـ معناشناسی، فرایند بازآرایی در سفرنامه گوبینو بررسی و به این پرسش‌ها پاسخ داده شود: چگونه بازآرایی می‌تواند در سطح زبانی به معرفی «دیگری» بینجامد و این موضوع تا چه حد در برقراری گفت‌وگوی بینافرهنگی مؤثر خواهد بود؟ نتایج حاصل از تحقیق نشان می‌دهد که علی‌رغم گسست‌های چاپی و بیانی، گوبینو غالباً سعی در ایجاد تعادل میان دو جهان «خود» و «دیگری» در سطح زبانی کرده و فرایند نام‌گذاری را تا حد زیادی مصون از دیدگاهی نژادپرستانه و فرادستانه نگاه داشته است.


صفحه ۱ از ۲    
اولین
قبلی
۱