۳۸ نتیجه برای پیروز
دوره ۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۴ )
چکیده
منظر فرهنگی محصول فرآیند تعامل انسان و طبیعت درگذر زمان است. هر چند تعاریف متعددی از این مفهوم ارائه شده، اما تا کنون تعریفی جامع ومانع که با تکیه بر فرآیند شکل گیری منظرهای فرهنگی و فارغ از بسترهای زمانی، جغرافیایی و فرهنگی ابعاد گسترده و پیچیده ی این مفهوم را مدنظر قرار داده باشد، ارائه نگردیده است. ازای نرو، مقاله حاضر از طریق بازخوانی و وا کاوی اسناد و نظری هها، با بهر هگیری از روش پژوهش کیفی و راهبرد تحلیل محتوا، در پی دست یافتن به سطحی از شناخت نسبت به این مفهوم و تعیین الفبای شناخت منظر فرهنگی ب همنظور ارائه تعریفی نوین از آن است. برای نزدیک شدن به هدف اصلی این مقاله، یعنی ارائه تعریفی نوین از منظر فرهنگی، ابتدا تدقیق دو مؤلفه اصلی اثرگذار در شکل گیری منظرهای فرهنگی شامل طبیعت و فرهنگ پیش گرفته م یشود. در پی آن واژه ا کوسیستم به واسطه جامع نگری ب هعنوان جایگزین طبیعت انتخاب می گردد و مجاری چهارگانه ی شناخت نسبت به ا کوسیستم شامل علم، فلسفه، عرفان و مذهب ب هعنوان زیربنای فرهنگ تبیین م یشوند. ب های نترتیب فرآیند شک لگیری منظ رهای فرهنگی مبتنی بر مجاری چهارگانه ی شناخت در نوعی طرح واره ترسیم می شود که زیربنای بازتعریف منظر فرهنگی مبتنی بر فرآیند شکل گیری آن خواهد بود.
دوره ۷، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده
تعامل میان ادبیات دربین ملتها از طریق مفاهیم مشترک و تأثیرپذیری شاعران در آثار ادبی ازهم درحوزۀ ادبیات تطبیقی مورد بررسی قرار میگیرد. بخشی ازشعرمعاصر در جامعه امروز برخواسته از زندگی اجتماعی است و تأثیر پذیری ازفرامتنهای شعری در محیطهای اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی حاکم بر جامعه است. شاملو، پلالوار و هیوز شاعرانی هستند که از سه فرهنگ متمایز و در قرنی مشترک و البته در محیط جغرافیایی متفاوت به شاعری میپردازند؛ زمینههای اصلی شعر این سه متأثر از زندگی اجتماعی است و هرسه در دورهای از زندگی شعریشان به جریانهای چپ گرایش داشتهاند و همین گرایشها مضامین مشترکی را در شعر ایشان پدید آورده است. مضامینی همچون آزادی ، عدالت ، ظلم ستیزی ، استبدادستیزی، توجه به وضعیت زندگی کارگران،بازنمود آموزه های مارکسیستی و یاد مبارزانی که در راه این اهداف تلاش میکردند از جمله این اشتراکات است. به طوری که شعرآنها نمایانگر وضعیت و بحرانهای جامعه خود و جهان است. این پژوهش به شیوه توصیفی ، تحلیلی دیوان شاعران مورد بحث را برای استخراج این مشابهتها و نقد و تحلیل آن برمبنای جامعهشناسی ذوق ادبی و هنری ایشان بررسیده است.
دوره ۷، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده
در دهههای اخیر بدنبال تحولات صورت گرفته در نگرش به میراث فرهنگی و ارزشهای آن، رویکرد مدیریت مکانهای فرهنگی-تاریخی نیز دستخوش تغییرات گردیده است. رویکرد ارزشمبنا به عنوان رایجترین رویکرد مدیریتی از اواخر قرن بیستم مورد توجه مجامع علمی در سطح بینالمللی قرارگرفته است; این رویکرد که به واسطه منشور بورا به جامعه حفاظتی ارائه گردید، از طریق تجربیات عملی مؤسسهی حفاظتی گتی و نظریههای افرادی همچون جیمزکر توسعه یافت و بعدها به سازمانها و مؤسسات بینالمللی دیگری راه یافت. بررسی اسناد بینالمللی، نظریههای مرتبط، جایگاه و اولویت ارزشهای میراث فرهنگی در قرآن کریم و نهایتاً مدیریت بر مبنای نظام ارزشی فرهنگ اسلامی نشانگر آن است که رویکرد ارزش مبنا، پاسخی مناسب برای شناخت جنبههای پیچیده و در حال توسعه میراث ارائه مینماید که هدف اصلی آن حفظ اهمیت معنایی مکان و ارتقاء ارزشهایی است که توسط همهی گروههای جامعه به آن نسبت داده میشود و دستیابی به این هدف از طریق برنامهی مدیریتی ساختاریافته و مبتنی بر سیستم ارزشی جامعه میسر میگردد از این رو مقاله حاضر از طریق بازخوانی اسناد و دستورالعملهای عملیاتی سازمانهای بینالمللی از یک سوی و دیدگاههای صاحبنظران و جایگاه میراث فرهنگی و ارزشهای آن در فرهنگ اسلامی از سوی دیگر، با بهرهگیری از روش کیفی و راهبرد تحلیل محتوا در پی توسعه چارچوب مفهومی مدیریت ارزشمبنا از طریق ارائه فرآیند کلی برنامهی مدیریتی میباشد. بر مبنای چارچوب مفهومی مدیریت ارزش مبنا در این مقاله، اهمیت معنایی مکان که خود در برگیرنده ارزشهای میراث است و بر مبنای سیستم ارزشی جامعه اسلامی و مد نظر قرار دادن اولویتبندی آنها از دیدگاه قرآن کریم تنظیم میگردد به عنوانِ هستهی اصلی چارچوب پیشنهادی معرفی میگردد. به منظور حفظ اهمیت معنایی مکان باید سه مرحله درک مکان، سیاستگذاری و مدیریت مورد توجه واقع شوند و این فرآیند به واسطه مشارکتِ متخصصان حفاظت، جامعه محلی و ذینفعان محقق میگردد.
دوره ۷، شماره ۱۳ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده
رویکردهای مختلف به بحث ترجمه، منجر به پیدایش مباحث متعددی در این حوزه گردید که هریک علم ترجمه را از زاویهای بسط داده و زمینههای تبدیل آن به رشتهای مجزا، تحت عنوان «مطالعات ترجمه» را مهیا ساخته است. از میان شمار فراوان مباحث مذکور، این جستار در صدد واکاوی مقوله «پیشینه» ترجمه قرآن از منظر تفکیک میان نظر و نظریه است. در این راستا، مسأله پژوهش این است که پیشینه ترجمه قرآن، نشانگر کدام نوع نگاه به امر ترجمه در سیر تاریخی خود است؟ بررسیها درخصوص سیر تکوینی پیشینه ترجمهها از ابتدای تاریخ اسلام تا دوران معاصر به ویژه در ترجمههای فارسی قرآن کریم نشان داد که با توجه به تعریف «نظریه ترجمه»، آنچه درخصوص تاریخ ترجمه قرآن رخ داده، بیشتر از نوع نگاه نظرمدار و نه نظریهپرداز است. هرچند نمی توان و نباید وجود برخی نظریه پردازیهای موفق در سیر تاریخی ترجمه قرآن را نادیده گرفت.
دوره ۹، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۸ )
چکیده
اﻧﺘﻘﺎل از دوران ﻗﺒﻞ از ﺻﻨﻌﺘﯽﺷﺪن ﺑﻪ دوره ﺻﻨﻌﺘﯽ در اواﺧﺮ ﻗﺮن ﻧﻮزدﻫﻢ و ﭘﺲ از آن ﻋﺼﺮ ﭘﺴﺎﺻﻨﻌﺖ در اﻧﺘﻬﺎی دﻫﻪ ۱۹۸۰ ﻣﯿﻼدی ﺳﺒﺐ ﺷﺪ ﺑﺮﺧﯽ از ﺷﺎﺧﺺﺗﺮین ﺗﻐﯿﯿﺮات در ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﻬﺮی اﺗﻔﺎق ﺑﯿﻔﺘﺪ. ﺑﺎ ﺷﺪت یاﻓﺘﻦ آﮔﺎﻫﯽﻫﺎی زیستﻣﺤﯿﻄﯽ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﻫﺎی ﺻﻨﻌﺘﯽ ﮐﺎرﺑﺮی ﺧﻮد را در دل ﺷﻬﺮﻫﺎ از دﺳﺖ دادﻧﺪ و ﻓﻀﺎﻫﺎیی ﻣﺘﺮوک ﺑﺮ ﺟﺎی ﮔﺬاﺷﺘﻨﺪ. از ﻃﺮﻓﯽ در ﻫﻤﯿﻦ دوره آﺛﺎر ﺑﻪﺟﺎیﻣﺎﻧﺪه از ﻋﺼﺮ ﺻﻨﻌﺖ ارزﺷﻤﻨﺪ ﺷﻤﺮده ﺷﺪه و ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﻣﯿﺮاث ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺷﺎیسته ﺣﻔﺎﻇﺖ ﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاین آﻧﭽﻪ ﮐﻪ در اﺑﺘﺪا یک ﺗﻬﺪید ﺑﻨﻈﺮ ﻣﯽرﺳﯿﺪ، اﮐﻨﻮن ﻓﺮﺻﺘﯽ را ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه داﺷﺖ. ﺑﻨﺎﻫﺎی ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ویژﮔﯽﻫﺎی ﺧﻮد ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮای ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻪﮐﺎرﮔﯿﺮی ﻣﺠﺪد آﻧﻬﺎ در ﻋﯿﻦ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﻣﯿﺮاث و ﺣﻔﻆ ارزشﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ؛ ﭘﺎیداری اﻗﺘﺼﺎدی و زیستﻣﺤﯿﻄﯽ را ﺑﻪدﻧﺒﺎل ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ. ﺑﻪﻃﻮر ویژه ﺗﻐﯿﯿﺮﮐﺎرﺑﺮی ﺗﻄﺒﯿﻘﯽ ﻣﯿﺮاث ﺻﻨﻌﺘﯽ، از ﻣﻨﻈﺮ ﺑﻬﺮهوری و ذﺧﯿﺮه اﻧﺮژی ﻧﻬﺎدینه و ﻧﯿﺰ ﻫﻤﺴﻮ ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮم ﭘﺎیداری ﻣﺰایایی را ﺑﻪ دﻧﺒﺎل دارد ﮐﻪ ﻫﺪف ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪﮐﺮدن آﻧﻬﺎ اﺳﺖ. ﺑﻪ این ﻣﻨﻈﻮر ﭘﮋوﻫﺸﯽ از ﻧﻮع ﮐﯿﻔﯽ و ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ ﺑﺎ روش ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺘﺐ، ﻣﻘﺎﻻت، اﺳﻨﺎد و ﻣﻨﺸﻮرﻫﺎی ﻣﺮﺗﺒﻂ و ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی اﺳﺘﺪﻻل ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم رﺳﯿﺪه اﺳﺖ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﺘﺎیج ﺑﻪدﺳﺖآﻣﺪه، در ﮔﺎم اول ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﺑﻬﺒﻮدﺑﺨﺸﯽ ﺑﺮای اﻓﺰایش ﮐﺎرآیی اﻧﺮژی و در ﮔﺎم دوم ﻓﺮآیند ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﺎرﺑﺮی ﺗﻄﺒﯿﻘﯽ ﺑﻪدﻟﯿﻞ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺗﻄﺒﯿﻖﭘﺬیری ﺑﻨﺎﻫﺎی ﺻﻨﻌﺘﯽ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﺠﺪد از اﻧﺮژی ﻧﻬﺎدینه و ﮐﺎﻫﺶ اﻧﺘﺸﺎر ﮐﺮﺑﻦ ﻣﯽﺷﻮد.
دوره ۹، شماره ۳۸ - ( خرداد و تیر ۱۴۰۰ )
چکیده
باتوجه به محوریت نگاه به خردهفرهنگها، شعر فارسی از نظر گونههای زبانی، ساختار، صور ذهنی و افقهای معنایی دستخوش تحولات گستردهای شده و مخاطبان زیادی را به خود جلب کرده است. بخشی از این تحولات در شعر معاصر مازندران قابلملاحظه بوده و در عنصر لحن نمود محسوستری داشته است. لحن واژهای شناور، چندساحتی و گسترده است و هریک از پژوهشگران متناسب با دریافت خود در بافت متن تعابیر متفاوتی از آن ارائه دادند. درواقع لحن، پژواک قلم نویسنده یا شاعر است که از لابهلای واژهها و سطرهای جملهها گوشنوازی میکند. لحن در مقام کلانعنصر به خردهلحنهای متعددی بخش میشود که در این جستار خردهلحن عامیانه در همه گرایشهای سبکی، قالبها و ژانرهای موجود در شعر امروز مازندران تبیین شده است. نگارندگان در این پژوهش تکنیکهای پردازش لحن عامیانه را در سرودههای چهل شاعر فارسیسرا از سال ۱۳۵۰ تا ۱۴۰۰ دستهبندی، معرفی و تحلیل کردهاند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد، شاعران مازندران برای عامیانهسازی لحن از پنج کلانشگرد (قالب، آوا، موسیقی، زبان و بلاغت) و ۲۵ خردشگرد در لایهها سود بردند. باتوجه به دادههای پژوهش در بین شگردها، شاخصههای موسیقایی با چهار خردهشگرد تکرار چشمگیری داشته است و در شگردهای زبانی، لحن واژگان بومی ـ اقلیمی و طنز بسامد معناداری نشان میدهد. روش پژوهش تلفیقی از نوع کمی و تحلیل محتوا با استفاده از منابع اسنادی و سایتهای معتبر اینترنتی است.
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( پاییز و زمستان ۱۳۸۵ )
چکیده
رودخانه هیرمند از افغانستان سر چشمه می گیرد و زندگی مردم منطقه سیستان وابسته به آن است. نوسان جریان آب هیرمند و کاهش آب جاری به سمت سیستان ( ایران ) در صد سال گذشته همواره مشکلاتی را در روابط سیاسی ایران و افغانستان درسطوح محلی و ملی بوجود آورده است. این پژوهش در پی یافتن علل نوسان آب هیرمند و کاهش جریان آن بسوی سیستان و تاثیر آن بر روابط سیاسی بین دو کشور می باشد . وقوع خشکسالی و کاهش جریان آب از سر چشمه های هیرمند باعث کاهش جریان آب به سمت سیستان و وقوع بحران آب در این ناحیه گردیده است. در صد سال گذشته افغانیها با جدا کردن کانالهای متعددی از هیرمند و احداث سدهای مخزنی و انحرافی برروی آن حجم بیشتری از آب را مصرف نموده اند و میزان آب جاری به سیستان را کاهش داده اند این مساله , در مواقع خشکسالی در بخش علیای رودخانه کم آبی در سیستان را تشدید نموده است. قرار گرفتن سر چشمه های هیرمند و ۹۵ درصد از مسیر رودخانه در سرزمین افغانستان و وابستگی شدید افغانان به آب هیرمند موجب برتری ژئوپلیتیک افغانستان در مقابل ایران شده است که همواره موجب انعطاف ایران در برابر افغانستان در این مورد شده است .
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۰ )
چکیده
اهداف: محوطههای پویای میراث فرهنگی جهانی، مجموعهای از منابع میراثی غیرقابل جایگزین در ابعاد ملموس و ناملموس، در نتیجه فرآیندهای تولید فرهنگی- اجتماعی و تجربیات در بستر زمانی و مکانی شکل یافتهاند و در حال گذراندن تحولات در گذر زمان میباشند. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی وضعیت حفاظت محوطههای پویای میراث فرهنگی جهانی بهعنوان یکی از اساسیترین موضوعات در فرایند نظارت بر میراث میباشد، که این فرایند ارزیابی باید با مشارکت ذینفعان مختلف مرتبط با بستر فرهنگی مربوطه در طول زمان محقق شود.
روشها: پژوهش از نوع کاربردی- توسعهای است و در دو بخش مطالعات نظری و عملی با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. در بخش نظری از روش استدلال منطقی و تکنیک تحلیل محتوا و استنتاج منطقی و در بخش عملی از روش پیمایشی و تکنیک فرایند تحلیل سلسله مراتبی بهره گرفته شده است.
یافتهها: دستیابی به ارزیابی کارامد وضعیت حفاظت محوطههای پویای میراث فرهنگی جهانی، مبتنی بر معیار "حفاظت، پایداری و انتقال برجستگی و منزلت فرهنگی سایت میراثی" تحت تاثیر زیر معیارهای "یکپارچگی" و "اصالت" و همچنین معیار "تجربه سایت میراثی" تحت تاثیر زیر معیارهای "ادراک برجستگی و منزلت فرهنگی" و "تجربه اصالت" محقق میگردد.
نتیجهگیری: شاخص "حس دلبستگی مکانی" بهعنوان مهمترین عامل در مدل ارزیابی وضعیت حفاظت محوطه میراث فرهنگی جهانی محسوب میشود. بهرهگیری بهطور ادواری از این مدل پیشنهادی در فرایند نظارت، میتواند بستر مناسبی را برای سنجش میزان کارآمدی سیستم مدیریت محوطه پویای میراث جهانی مورد مطالعه فراهم سازد و می تواند با ابتکار اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری، سازمان زیباسازی شهر تهران و شهرداری تهران به کار رود.
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( بهار و تابستان ۱۳۸۷ )
چکیده
پژوهش حاضر با طرح یک سؤال اصلی، دو فرضیه و با ارائه یک بررسی و تحلیل ژئوپلیتیک، سیاست خارجی ایران در قبال جمهوری آذربایجان را بر اساس برخی از مهمترین واقعیتهای ژئوپلیتیک و جغرافیایی موجود بین دو کشور، بررسی و نقد می کند. پژوهش حاضر به این نتیجه رسیده است که سیاست عدم سازش جمهوری آذربایجان و تا حدودی عدم استراتژی مدون و هدفمند از طرف جمهوری اسلامی ایران باعث شده است تا واقعیتهای ژئوپلیتیک و جغرافیایی مثبت و پیونددهنده، نظیر همسایگی، اشتراک مذهبی، تجانس جمعیتی، منافع مشترک، وابستگیهای جغرافیایی و ژئوپلیتیک و اشتراکات فرهنگی و تاریخی و ... به حد کافی نتوانند روابط نزدیکی بین طرفین ایجاد کنند. همچنین یافته های تحقیق نشان می دهد که هر چند این مسأله تا حدودی از طرف ایران با توجه به مواضع تند ناسیونالیستی و پافشاری بر سیاست عدم سازش از سوی آذری ها قابل درک می باشد، اما جمهوری آذربایجان در مورد استراتژی سیاست خارجی خود در قبال جمهوری اسلامی ایران، هیچ دلیل منطقی و واقع بینانه ای که بتوان سیاست عدم سازش این جمهوری را براساس آن قابل توجیه کرد، تاکنون ارائه نکرده است. در نهایت، پژوهش حاضر هدف کلی و استراتژی ذیل را برای سیاست خارجی ایران در مقابل جمهوری آذربایجان پیشنهاد می کند:
هدف کلی: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در تعامل با جمهوری آذربایجان براساس واقعیتهای ژئوپلیتیک و جغرافیایی موجود بین دو کشور پایه ریزی شود،
استراتژی: توسعه روابط متقابل براساس حسن همجواری از طریق آگاهی و درک درست از وابستگیهای متقابل ژئوپلیتیک، علایق ژئوپلیتیک، اهداف و منافع ملی مشترک و علایق سایر بازیگران مؤثر در روابط فیمابین، همچنین اعتمادسازی به سمت تقویت و تعمیق روابط و سیاست خارجی دو کشور براساس واقعیتهای ژئوپلیتیک.
دوره ۱۲، شماره ۴۷ - ( ۵-۱۳۹۴ )
چکیده
چکیده خمیر خرما به عنوان یکی از محصولات مهم تولید شده از خرما امروزه کاربرد بسیاری در صنایع غذایی پیدا کرده است. تغییررنگ و سفتشدن خمیر خرما پس از تولید و تشدید آن در طول مدت نگهداری مشکل اصلی کارخانههای فرآیندکننده خمیر خرما است. این تحقیق به منظور امکان سنجی حفظ نرمی خمیر خرما رقم تجاری کبکاب به صورت طرح آزمایشی فاکتوریل با سه فاکتور شامل روش تهیه خمیر (در دو سطح غوطه وری در آب داغ و بخاردهی)، روغن افزوده ( کنجد و زیتون بعنوان نگهدارنده) و سه نوع بسته بندی (سلفونی، نانو سیلیکونی و چندلایه) در قالب طرح اسپیلیت که در آن، فاکتور روش تهیه به عنوان پلات اصلی در نظر گرفته شده است، صورت پذیرفت. خواص بافتی خمیر خرما شامل: سختی، مدول یانگ، مدول برشی و کار در زمان های ۰، ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ و ۶ ماه نگهداری با استفاده از دستگاه بافت سنج اندازه گیری شد. سختی خمیر خرما بدست آمده از روش بخاردهی ۰۲/۰ نیوتن و در روش غوطه وری در آب داغ ۱۹ نیوتن است. نتایج حاصله موید این مطلب است که بخاردهی به مدت ۱۰ دقیقه تأثیر مثبتی در حفظ نرمی بافت خمیر خرما در طول دوره زمانی مورد آزمون دارد.
دوره ۱۲، شماره ۴۸ - ( زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
لوسین گلدمن (۱۹۱۳ـ۱۹۷۰م)، پژوهشگر رومانیایی و تابع مارکس در حوزه جامعهشناسی ادبیات، به بررسی ارتباط اثر ادبی با جامعه پرداخت؛ سپس حوزه پژوهشهای خود را به رمان منحصر کرد و روش ساختگرایی تکوینی را درپیش گرفت. گلدمن در روش خود درپی برقراری پیوندی معنادار میان فرم ادبی و مهمترین جنبههای زندگی اجتماعی بود. بهعقیده او، آفریننده اثر ادبی نه یک فرد، بلکه طبقات و گروههای اجتماعی جامعه هستند. این شیوه درعین پرداختن به محتوای اثر، از صورت آن نیز غافل نمیماند و درصدد تبیین ساختار ادبی، ساختار اجتماعی و فضایی است که اثر در آن شکل گرفته است. تحقیق در تعیین نوع ساختار معنادار حاکم بر اثر هنری از نظر گلدمن، بررسی رابطه ساختار اثر هنری و جهانبینی هنرمند و شناخت شگردهای هنری او جهت تبیین گروههای اجتماعی مورد نظر اثر هنری از اهداف پژوهش محسوب میشود. مقاله پیش رو درپی پاسخ به این پرسش است که میان جهاننگری هنرمند و آثار او با ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه در دورانی که آثار او خلق شده، چه رابطهای وجود دارد. در این راستا نمونههایی از عکسهای دوره قاجار که توسط آنتوان سورگین گرفته شدهاند، با تمرکز بر نقد تکوینی گلدمن و براساس آرای بارت مورد تحلیل نشانهشناسی قرار گرفتهاند. بررسیها نشان داد که ساختار فکری طبقهای که تغییر را در سر میپروراند ـ که نمود آن در اهداف مشروطهخواهان مشاهده شد ـ با ساختار اثر هنری که به نمایندگی هنرمند ایفای نقش میکند، رابطهای دوسویه و متقابل دارد و بهنوعی به یکدیگر وابستهاند؛ عکاسی محل تلقی این دو ساختار است. در این روند اختلاف طبقاتی و شاهمحوری، ساختار معنادار تصاویر نمونه موردی این مقاله است.
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۲ )
چکیده
اهداف: در حفاظت از آثار دارای اهمیت فرهنگی، شناسایی و ارزیابی گام پایه و به عبارتی نخستین گام در این عرصه به شمار میرود. با توجه به ویژگیهای خاص میراث معماری معاصر، وجود چارچوب و مدلی برای فرآیند این ارزیابی ضروری و مؤثر مینماید. هدف از این پژوهش ارائه چارچوب پیشنهادی بر مبنای فعالیتها، اسناد و پژوهشهای انجام شده در این زمینه در بستر جهانی است.
روشها: این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانهای و بر پایه استدلال منطقی شکل گرفته و در آن سه حوزه ثبت، شناسایی و ارزیابی آثار مدرن بررسی و چارچوب پیشنهادی بر پایه آن ارائه شده است.
یافتهها: در پژوهش حاضر، ضمن بررسی فعالیتها و پژوهشهای انجام شده، معیارهای مؤثر بر ثبت جهانی میراث معاصر حاصل از جنبش مدرن، چارچوبهای شناسایی تماتیک تاریخی این آثار و روشی برای ارزیابی آثار و بناهای این دوران مورد بررسی قرار گرفته است. در پایان، بر پایه این موارد، مدل و چارچوب پیشنهادی فرآیند ارزیابی میراث معماری معاصر ارائه شده است. همچنین کاربرد آن در دامنهای از آثار ایران بررسی شده است.
نتیجهگیری: وجود چارچوب فرآیند ارزیابی میراث معماری معاصر، امکان تدقیق و تسهیل در ارزیابی، شناسایی و ثبت این آثار را فراهم میآورد. چنین چارچوبی، با توجه به ماهیت معماری معاصر و اشتراکات آن در بستر جهانی، امکان تدوین در این بستر به عنوان چارچوبی کلی را داراست، ضمن اینکه لازم است قابلیت تطبیق و سازگاری با شرایط هر کشور یا منطقه را بر پایه ویژگیهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی آن دارا باشد.
دوره ۱۳، شماره ۴۹ - ( بهار ۱۳۹۹ )
چکیده
مکتب رمانتیسم مقارن با قرن هجدهم در واکنشی دیالکتیکی به مکتب کلاسیسم و نئوکلاسیسم و متأثر از مسائل فلسفی، سیاسی و اجتماعی عصر بهظهور پیوست. تأکید رمانتیسم بر فردیت هنرمند، آزادی تخیل، اصالت احساس و تلاش برای ترسیم حقیقتی مثالی و متعالی که بهزعم رمانتیستها در پس واقعیت اثباتی و علمی وجود داشت، اساس این مکتب را تشکیل میدهد. مقارن با شکلگیری تجدد ادبی در ایران، برخی استادان دانشگاهی و سنتگرایان ادبی، ادبیات متجدد را تقلیدی از غرب و ترجمهای از آثار مکاتب غربی و ازجمله مکتب رمانتیسم معرفی کردند. این ایده در دهههای بعد عمدتاً بهدلیل ضعف پژوهش ادبی در ایران تثبیت شد. پژوهش حاضر نشان میدهد که نوع تلقی از مکتب رمانتیسم در ایران با بهحاشیهرانی برخی ویژگیهای ماهوی آن، انفکاک مؤلفههای این مکتب از بستر فلسفی و معرفتشناختی آنها و تلقی بعضاً نادرست از برخی مفاهیم همراه آن است. از آنجا که مکتبهای ادبی حائز مؤلفههایی مفهومسازیشده و ساختارمند هستند، پژوهش ادبی در ایران از این ساختار سهلالوصول جهت شرح و جریانشناسی ادبی بهره میبرد و با توصیف مؤلفههایی همچون عشق و طبیعت در انفصال کامل از سنت ادبیات فارسی و بدون توجه به تطور این ویژگیها از گذشته تا امروز، شناختی ناقص و گاه اشتباه از جریانهای ادبیات معاصر بهدست میدهد.
دوره ۱۴، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
مرز یکی از مفاهیم اساسی و مهم در جغرافیای سیاسی است؛ اما امروزه بحث¬های زیادی درباره از میان رفتن و بی اهمیت شدن مرز در عصر جهانی شدن وجود دارد. بحث درباره جهانی شدن و تأثیر آن بر مرزها آن چنان گسترش یافته است که در باور برخی صاحب نظران به ویژه علوم اجتماعی چنین جلوه می کند که با توجه به پیشرفت¬های علمی و تکنولوژیک، دیری نخواهد گذشت که خانواده بشری شاهد از میان رفتن جدایی¬های مرزی و سرزمینی و هویتی خواهد بود و جهان سیاسی در عمل به «دهکده» ای یکدست تبدیل خواهد شد. این تحقیق با رویکرد جغرافیای سیاسی سعی دارد تا تأثیر فرایند جهانی شدن را بر ماهیت مرزها بررسی کند. به این معنا که شکل گیری جنبه های مختلف جهانی شدن اگرچه باعث تحولات زیادی در ابعاد مختلف شده است، این تحولات نتوانسته¬ ماهیت مرزها را تحت تأثیر قرار دهد. استدلال اصلی تحقیق این است که ماهیت مرز با توجه به فرایند جهانی شدن، تحت تأثیر قرار نگرفته است. در این باره این باور وجود دارد که از ابتدا جهان خلقت براساس تفاوت و نیز دیدگاه و منافع متفاوت انسان ها بنا شده است و تا زمانی که انسان وجود دارد مرزها نیز وجود خواهند داشت و جهانی شدن و گسترش ارتباطات و غیره، جایگاه و نقش مرزها را در زندگی اشتراکی انسان ها از بین نمی برد.
دوره ۱۴، شماره ۷۰ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
در این پژوهش، پودر بزرک به شکلات در سطوح صفر (کنترل)، ۵، ۱۰، ۱۵ و ۲۰ درصد برای غنیسازی شکلات افزوده شد و ترکیبات ضد اکسایشی (توکوفرولها)، عدد پروکسید و برخی از ویژگیهای میکروبی در مدت ۳ ماه نگهداری اندازهگیری گردید. ویژگیهای حسی شکلات با استفاده از ۱۴ ارزیاب حسی آموزش دیده در روزهای ۱، ۱۵، ۳۰، ۴۵، ۶۰، ۷۵ و ۹۰ نگهداری به روش هدونیک پنجنقطهای انجام شد. نتایج نشان داد که با افزودن پودر بزرک، میانگین محتوای گاما توکوفرول تیمارها افزایش معنیداری یافت. مقدار گاما توکوفرول در نمونه شکلات کنترل، ppm ۱/۱۷ بود. در حالی که در اثر افزودن بزرک به مقدار ۲۰ درصد، محتوای توکوفرول به مقدار ppm ۵۷/۳۸ افزایش یافت. همچنین با افزایش پودر بزرک، عدد پروکسید تیمارها روند افزایشی نشان داد، بهطوریکه بیشترین مقدار پروکسید (meq/Kg ۸۷۵/۱) متعلق به نمونه با ۲۰ درصد بزرک در پایان روز ۹۰ و کمترین (meq/Kg ۵/۰) متعلق به نمونه کنترل در روز اول بود. هرچند این افزایش در عدد پروکسید در حد معمول بود و از حد استاندارد (حداکثر meq/Kg ۲) خارج نشد. در مدت زمان نگهداری ۹۰ روز، بار میکروبی انتروباکتریاسه، اشرشیاکلی، سالمونلا (در ۲۵ گرم نمونه)، استافیلوکوکوسهای کوآگولاز مثبت، کپک و مخمر در محدوده قابل قبول قرار داشتند. در تمامی نمونههای شکلات، از لحاظ شمارش کپک و مخمرها تفاوتی نداشتند. بیشترین شمارش مخمر مربوط به نمونه شکلات حاوی ۲۰ درصد پودر بزرک در پایان روز ۹۰ نگهداری بود. از نظر پذیرش کلی، تیمار حاوی ۵ و ۱۰ درصد بزرک بیشترین پذیرش و تیمار محتوی ۲۰ درصد بزرک کمترین پذیرش را نسبت به نمونه کنترل دارا بودند. نتایج نشان داد که میتوان با افزودن بزرک به شکلات محصول غنی شده با ترکیبات ضداکسایشی تولید کرد که نقش مهمی در سلامت مصرفکنندگان میتواند داشته باشد.
دوره ۱۴، شماره ۷۰ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
انواع آبمیوهها از جمله نوشیدنیهای پرطرفدار در جهان است ولی از لحاظ میزان محتوای فیبر فقیراند. تولید فرآوردههای غذایی حاوی فیبرهای مغذی، از لحاظ افزایش خاصیت سلامتی آنها، به دلیل ناپایداری این محصولات و تاثیر نامطلوب بر خواص ظاهری آنها، به صورت چالش باقی مانده است. در این مطالعه پایداری نوشیدنی میوهای حاوی درصدهای مختلف دانه ریحان به عنوان منبع فیبر مغذی مورد بررسی قرار گرفت که جهت پایداری دانههای ریحان از دو نوع صمغ کتیرا و کربوکسی متیل سلولز در غلظتهای مختلف استفاده شد و تأثیر آنها بر میزان پایداری به وسیله آزمونهای اندازهگیری پتانسیل زتا و درصد ارتفاع دانهها، ارزیابی رفتار رئولوژیک و تغییرات رنگ نمونهها مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که با وجود بالاتر بودن میزان پتانسیل زتای کربوکسی متیل سلولز و شباهت اندیس قوام هر دو هیدروکلوئید، صمغ کتیرا در پایداری و حفظ توزیع دانهها بسیار مؤثرتر بود. با این وجود صمغ کتیرا باعث تیرگی رنگ نوشیدنی شد در حالیکه در نمونههای حاوی کربوکسی متیل سلولز تغییر رنگی مشاهده نشد.
دوره ۱۴، شماره ۷۲ - ( ۱۱-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
در این پژوهش اثر نانو ذرات نقره (AgNPs) در سطح ۱٪وزنی و غلظتهای مختلف نانوفیبر سلولزباکتریایی(BCNF) (۶-۵/۱٪ وزنی) بر روی خواص کششی (استحکام کششی (TS)، ازدیاد طول در نقطه شکست (EB) و مدول یانگ (YM))، نفوذپذیری نسبت به بخار آب (WVP)، حلالیت، تورم، خواص رنگی و ویژگیهای ساختاری و حرارتی فیلم نانوکامپوزیت کیتوزان مورد بررسی قرار گرفت. برای تعیین مقدار بهینه نانو پرکنندهBCNF از روش سطح پاسخ (RSM) تک عاملی استفاده گردید. هدف از بهینه سازی، به حداکثر رساندن TS، YM، EB، L در کنار کاهش WVP، حلالیت و تورم بود. نتایج نشان داد که افزودن AgNPs بر روی ویژگیهای مکانیکی و رنگی فیلمهای کیتوزان تاثیر منفی داشت. اما افزودن BCNF باعث بهبود ویژگیهای فیلمهای نانوکامپوزیت کیتوزان-نانونقره گردید. کمترین میزان WVP، حلالیت و تورم فیلمهای نانوکامپوزیت به ترتیب در سطح ۶، ۴ و۲ ٪ وزنی BCNF بود. با در نظر گرفتن تمامی پارامترهای فیزیکی و مکانیکی، مقدار بهینه محاسبه شده برای BCNF، ۵۵/۴٪ بود. تصاویر SEM نشان داد BCNF بطور یکنواخت در ماتریس پلیمر پخش شده است. آزمون DSC نیز نشان داد که با افزودن BCNF، خواص حرارتی فیلم کیتوزان بهبود می یابد.
دوره ۱۴، شماره ۷۲ - ( ۱۱-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
هدف این پژوهش بهدلیل نقش پلیساکاریدها بهعنوان مولکولهای بزرگ زیستی در مهار رادیکالهای آزاد، بررسی خصوصیات شیمیایی، ویژگیهای عملکردی و ضد رادیکالی پلیساکاریدهای غلاف نخود فرنگی بهعنوان یکی از ضایعات فراوان و ارزان قیمت کارخانجات فراوری مواد غذایی است. پلیساکاریدهای غلاف نخود فرنگی طی فرایندهای چربی زدایی، حذف ترکیبات با وزن مولکولی کم، استخراج آبی، پروتئین زدایی، رسوب با اتانول و شستشو با اتانول و استون خالص استخراج شدند. آنالیز ساختاری به روش طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز انجام شد که در طیف تبدیل فوریه مادون قرمز باندهای شاخص پلیساکاریدها مشاهده گردید. ترکیب مونوساکاریدی شامل گلوکز، گالاکتوز، رامنوز، مانوز، گزیلوز و آرابینوز بود. خصوصیات عملکردی نظیر ظرفیت نگهداری آب و ظرفیت جذب روغن به ترتیب معادل ۱۲/۰±۲۵/۲ و ۹۸/۰±۹۵/۳ اندازه گیری شد. ظرفیت امولسیون کنندگی و پایدار کنندگی امولسیون پلیساکاریدهای غلاف نخود فرنگی در غلظت ۶ درصد وزنی- حجمی بیش از ۷۵ درصد بود. فعالیت ضد رادیکالی پلیساکاریدهای غلاف نخود فرنگی بر اساس آزمونهای ۱،۱ دی فنیل- ۲ -پیکریل هیدرازیل DPPH)) و هیدروژن پراکسید ((H۲O۲ چشمگیر بود. بهطور کلی غلاف نخود فرنگی را میتوان بهعنوان یک منبع طبیعی و ارزان قیمت برای استخراج فراوردههای با ارزش افزوده بالا نظیر پلیساکاریدها معرفی نمود که علاوه بر استفادههای تکنولوژیکی از آن میتوان بهعنوان یک عامل ضد رادیکال طبیعی نوین در جهت تولید مواد غذایی فراسودمند استفاده نمود.
سیدابوالقاسم مرتضوی، رزا پیروز، رحیم محمودگردی،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۴ ۱۳۹۴ )
چکیده
سیاستگذاری مناسب در ارتباط با شیر از اهمیت بالایی برخوردار است و هرگونه نوسان در قیمت آن بر سطح رفاه خانوار تأثیر میگذارد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر افزایش قیمت شیر بر رفاه گروههای مختلف درآمدی شهری با استفاده از دادههای سری زمانی (۸۸-۱۳۶۱) صورت گرفته است. بدین منظور ابتدا رابطه تقاضای سرانه شیر با متغیرهای قیمت متوسط و درآمد سرانه قابل تصرف مورد بررسی قرار گرفته و سپس این رابطه برای پنج گروه درآمدی شهری با استفاده از الگوی خود توضیح با وقفههای گسترده (ARDL) برآورد شده است. نتایج حاکی از آن است که تغییرات جبرانی و رفاه، روند نزولی را طی میکنند. بدین معنی که با حذف یارانه شیررفاه گروههای پایین درآمدی شهری نسبت به گروههای بالای درآمدی، بیشتر دستخوش تغییرات میشوند و به دلیل پایین بودن درآمد این گروه، جبران این ضرر مشکل میباشد. چنانچه هزینه ناشی از این حذف توسط دولت به طور مساوی در بین خانوارها تقسیم گردد، نه تنها این باز توزیع نمیتواند افزایش قیمت را برای هیچیک از گروهها جبران کند، بلکه از طرفی گروههای بالای درآمدی از درآمد بیشتری منتفع میگردند.
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۴ )
چکیده
در این پژوهش به بهسازی لرزهای سد بتنی وزنی در مقابل اثرات اندرکنش با استفاده از انواع مدلهای لایهی ایزولاسیون پرداخته میشود. برای انجام آنالیز از نرمافزار Ansys استفاده شده و تأثیر اندرکنش سد، مخزن و فونداسیون در مدلها لحاظ شده است. با توجه به رفتار و هندسهی سد بتنی وزنی، مدلسازی به صورت دو بعدی انجام گرفته و برای تحلیل دینامیکی از روش Newmark و برای شرط مرزی انتهای دوردست مخزن هم از شرط مرزی Sommerfeld استفاده شده است. به عنوان یک مطالعهی موردی، آنالیز لرزهای سد کوینا (Koyna) در کشور هند مورد توجه قرار گرفته و مؤلفههای افقی و قائم شتاب نگاشت زمینلرزه تفت (Taft) به مدل اعمال شده است. مدلسازیها تحت حالاتی که در آن، سد بدون لایه و دارای لایهی ایزولاسیون در امتداد ارتفاع سد بتنی وزنی و متصل به سطح بدنهی بالادست سد به صورت یکپارچه، منقطع و پلکانی و همچنین سد با ماهیچهی بتنی در پنجهی سد (Fillet)، انجام گرفته است. نتایج حاصل از تحلیل مدلها، تأثیر قابل توجه لایهی ایزولاسیون را در کاهش پاسخهای مربوط به تغییر مکانها و تنشها نشان میدهد. دلیل این امر استهلاک امواج فشار هیدرودینامیکی ناشی از اندرکنش سد و مخزن هنگام وقوع زمینلرزه به وسیلهی لایهی ایزولاسیون میباشد.