۹ نتیجه برای پیرانی
دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده
ارتباط میان واژگان و مفاهیم آنها در علم "معناشناسی" بررسی میشود. "معناشناسی آماری" زیرشاخه "معناشناسی محاسباتی" و در حقیقت، زیر شاخهای از "زبانشناسی محاسباتی" و "پردازش زبان طبیعی" است. تعیین واژگان و مفاهیم کلیدی یک متن به روش سنتی، نیازمند صرف زمان و همچنین دانش تخصصی راجع به موضوع متن است. استخراج زنجیرههای واژگانی، یکی از جدیدترین شاخههای معناشناسی آماری است که بر اساس روابط معنایی میان واژگان، مضامین اصلی متن را در اختیار ما قرار میدهد. در جستار حاضر برآنیم تا زنجیرههای واژگانی دو خطبه ۱۱۱ و ۲۲۱ نهج البلاغه را بر اساس نظریه "بارزیلی" و "الهداد" تعیین کرده و با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و آماری، مضامین اصلی آنها را استخراج نماییم. نتایج تحقیق حاکی از آن است که خطبه ۱۱۱ دارای ۷۸ و خطبه ۲۲۱ نیز دارای ۸۷ زنجیره واژگانی بوده که از میان آنها، رابطه معنایی تضاد (۵۰%) -در خطبه ۱۱۱- و رابطه معنایی تضاد (۳۸%) و ترادف (۳۴%) -در خطبه ۲۲۱- از بیشترین فراوانی برخوردار هستند. در خطبه ۱۱۱، زنجیره شماره ۵۳ که واژگان تشکیل دهنده آن، بر ترک دنیا و برگزیدن آخرت دلالت دارند و در خطبه ۲۲۱، زنجیرههای شماره ۳۱، ۶۲ و ۸ که واژگان آنها، به ترتیب، بر سکوت و خاموشی پس از زبانآوری، ضرورت بهرهگیری از عقل و خرد، ترس و وحشت از روز قیامت دلالت دارند، قویترین زنجیرهها هستند. همچنین نتایج نشان میدهند که موضوع خطبه ۲۲۱ "اخلاقی، اعتقادی، علمی، عقلی" است اما مضامین اصلی خطبه ۱۱۱، با موضوع "اخلاقی" که "دشتی" برای آن ذکر کرده است، مطابق میباشد.
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده
بررسی چگونگی روابط میان یک متن با متن/متنهای دیگر از مباحثی است که در حوزه نقد، از جمله ادبیات تطبیقی قرار میگیرد. متنهای آستانهای از بخشهای ترامتنیت به حساب میآیند و مناسبات درون و بیرون متن را تبیین میکنند.
«متنهای آستانهای» از اصطلاحاتی است که از دل مناظرهها در محافل ادبی فرمالیستها، ساختارگراها و بینامتنیها بر آمد و با عنوان پیرامتن(ها) [paratext(s)] نیز شناخته میشود. این متنها، عامل یا عوامل تأثیرگذار و سازنده بیرون از متن است که باعث ایجاد انگیزه شده، منجر به خلق و شکلگیری اثر میشود؛ مخاطب را به دنیای درون متن دعوت میکند و او را با زوایای پنهان زندگی، محیط، روابط اجتماعی و احوال نویسنده بهتر آشنا میکند؛ در حقیقت، این متون، آستانههایی است که مخاطب برای ورود به جهان درون متن باید از آن گذر کند. از این رو، توجه به متنهای آستانهای وستانهایو دو دریافت آنها میتواند بسیاری از نقاط تاریک و پنهانِ جهان متن را روشن کند و یا پاسخ پرسشها و ابهاماتی که در مورد اثر، خالق آن و زندگی او وجود دارد بیابد.
نگاهی کوتاه به متون ادبی نشان میدهد که بخشهایی از متن، به ویژه در دیباچهها، وجود دارد که در ساختار متون از بخشهای ثابت بوده و همیشه وجود دارد مانند «در توحید باریتعالی»؛ در «نعت پیامبر و اولیا»؛ «سبب تألیف» اثر. در این مقاله ضمن معرفی متنهای آستانهای، با آوردن نمونههایی، ارتباط این متنهای آستانهای با ادبیات تطبیقی بررسی و نشان داده میشود که عناصر و عوامل بیرون از متن هم در شکلگیری یا به طور کلی در آفرینش اثر ادبی نقش انکار ناپذیر دارند.
دوره ۷، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۸ )
چکیده
استفاده از تمثیل در روزگاران باستان در میان برخی اقوام برای تعلیم و تبیین مقاصد، رایج بوده است؛ در میان هندوان و بوداییان حرمت و تقدسی داشت؛ از اصول تعالیم آنان به حساب میآمد و از طریق آنان در میان دیگر فرهنگها رواج یافته است. داستان «فیل و کوران» از داستانهای معروف است که در آثار دینی، ادبی و عرفانیِ چند ملت دیده میشود؛ در همه این موارد، تمثیل مورد نظر«ناتوانی حواس ظاهر بشر در شناخت حقایق اشیاء و امور» را بیان میکند. شهرت این تمثیل در میان هندوان به اندازهای است که به «قاعدۀ پیل و کوران» «Andhagayanyaya» ضربالمثل شده است و در مورد کسانی به کار میرود که تنها با شناخت جزئی از حقیقت، آن هم به صورت ناقص و ناتمام، گمان میبرند بر تمام حقیقت، معرفت کامل حاصل کردهاند. مقاله حاضر با رویکرد ادبیات تطبیقی، ریشه و منشأ تمثیل مورد نظر را در میان متون فارسی و عربی جست و جو کرده، سرچشمه آن را در منابع هندی و بودایی، در مجموعهای به نام«اُدانا (UDANA)» که شامل سخنان و تعالیم بودا به پیروانش بوده، یافتهاست. این تمثیل در طول عمر بیش از دوهزارو پانصد ساله و مسیر سفر خود، تغییراتی را هم برخود پذیرفتهاست. هر شاعر و نویسندهای متناسب با ساختار و نظام فکری و فرهنگی خود در بهرهگیری از آن تغییراتی دادهاست. این تغییرات در قالب جدولی در متن آورده شدهاست که شباهتها و تفاوتها را نشان میدهد.
دوره ۱۲، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۳ )
چکیده
پروین اعتصامی شاعره کهنگرایِ نواندیش، با وجود عمر کوتاه، اشعار پربار و تأثیرگذاری از خود به جا گذاشت که در رشدِ سلامتِ روانی، فکری و فرهنگی به ویژه در ساحتِ فرهنگی، ادبی و هنری، همچنین در پاسداشت سامان اجتماعیِ جامعه ایران ، مؤثر واقع شد. اگر نگاه جنسیتی را کنار نهاده، اشعار پروین را از منظر هنر شاعرانگی بررسی کنیم، بهتر میتوانیم هنر این شاعرِ دغدغهمندِ صاحبدرد را دریابیم؛ پروین بنا به سرشت پاکِ انسانی و به تبََع، حس مادرانگی، مایه و هنر شاعری خود را در خدمت رشد، تعالیم انسانی و روشنایی درون انسان به کار برد تا نمود هنریِ آن. این مقاله در پی آن است تا ریشه و منشأ تعالیم فکری و فلسفۀ روشن اندیشی این شاعرۀ نادرهگفتار را بررسی کند بدین منظور شعر پروین را به روش تحلیلیـتوصیفی، با رویکرد ادبیات تطبیقی، از دو منظر: درون فرهنگی و برونفرهنگی مطالعه و :
- عناصر درونفرهنگی که موجب زایش و رویش اندیشه پروین اعتصامی و عوامل شکلگیری و رشد شخصیت هنری(شاعرانگی) وی شد؛ و همینطور
- عناصر و عوامل برونفرهنگی که شکلدهندۀ نگرش هنری و جهانبینی شاعر را بوده، بررسی و سرچشمههای آن را تبیین میکند.
- از یافته های بررسی این که پروین در شعر خود گذشته از آثار و شخصیتهای ادبی ایران، از طریق واسطه/واسطههایی از آثار فکری و ادبی مغربزمین هم بسیار بهرهمند گشته و آثاری که برای آگاهی و رشد فکری جامعه خود لازم و مناسب میدانسته، بهرههای لازم را بردهاست.
دوره ۱۳، شماره ۵۷ - ( ۸-۱۳۹۵ )
چکیده
چکیده
پنیر های موجود در جهان در دو دسته سنتی و صنعتی می باشد که تنوع پنیرهای سنتی از انواع صنعتی بیشتر می باشد. پنیر آروشه مهمترین پنیر سنتی استان سمنان است که یک پنیر پروسس می باشد که ازهم زدن و حرارت دهی طولانی (۳-۴ ساعت) دلمه آبگیری شده به دست می آید. در این پژوهش ابتدا پنیر آروشه در شرایط تعریف شده، به شیوه سنتی تولید و سپس آنالیز شد. نتایج حاصله نشان داد که این پنیر دارای کمتر از ۶% رطوبت است و به همین دلیل عمر ماندگاری بسیار بالاتری در مقایسه با سایر پنیرها حتی در دمای محیط دارد. میزان چربی و پروتئین این فرآورده به ترتیب ۳۵% و ۴۲% بوده که نشان دهنده ارزش غذایی و کالری زایی بالای این پنیر در مقایسه با پنیرهای رایج است. از نظر رئولوژیکی ضریب ذخیره (G') بالاتر از ضریب افت (G'') بوده است، در نتیجه رفتار جامد مانند در این پنیر همواره بر رفتار ویسکوز غالب بوده و این رفتار، نوعی از رفتار یک جامد ویسکوالاستیک میباشد. همچنین در این پژوهش رنگ و ریز ساختارپنیر با استفاده از هانترلب و میکروسکوپ روبشی الکترونی معرفی گردید.
دوره ۱۵، شماره ۷۴ - ( ۱-۱۳۹۷ )
چکیده
چکیده
تولید و مصرف قارچ دکمهای به علت افزایش آگاهی از خواص دارویی، تغذیهای و حسی آن در جهان به طور گسترده در حال گسترش است. قهوهای شدن، باز شدن کلاهک، کاهش وزن و فساد میکروبی شایع ترین تغییرات پس از برداشت در قارچ دکمهای میباشد که اغلب سبب افزایش ضایعات و خسارت اقتصادی میشود. هدف از این مطالعه بررسی اثر پراستیک اسید (PAA) به تنهایی و در ترکیب با اسانس زیره سبز (CEO) بر کیفیت پس از برداشت قارچ دکمهای در طی ۱۰ روز نگهداری در انبار سرد میباشد. این پژوهش در ۵ تیمار:T۱ (نمونه شاهد)، T۲(PAA ۰۴/۰%)، T۳(PAA ۰۷/۰%)، T۴(PAA ۰۴/۰%، CEO با غلظت ۵ میکرولیتر در لیتر)، T۵(PAA ۰۷/۰%، CEO با غلظت ۵ میکرولیتر در لیتر) انجام شد. همچنین تغییر رنگ، درصد کاهش وزن، درصد باز شدن کلاهک و فعالیت میکروبی نیز اندازهگیری شد و خصوصیات حسی قارچ دکمهای با ارزیابی گروه چشایی بررسی شد. نتایج نشان داد که پراستیک اسید ۰۴/۰% در ترکیب با اسانس زیره سبز سبب بهبود عمر ماندگاری قارچ دکمهای شد. تعداد کلیفرم در تیمارهای T۴ و T۵ در مقایسه با تیمار T۱ کاهش پیدا کرد، در تیمار T۵ تعداد کپک و مخمر نسبت به تیمار T۱ به طور قابل توجهی کاهش یافت و تیمارهای T۳، T۴ و T۵ مانع از رشد اشرشیاکلای در طی ۱۰ روز نگهداری شدند. تیمارهایT۴ وT۵ سبب تاخیر در باز شدن کلاهک در طی ۱۲ روز نگهداری شد. تیمارهایT۴ وT۵ باعث بهبود خصوصیات حسی در دوره نگهداری شد. بنابراین تیمار نمونه با پراستیک اسید و اسانس زیره سبز تاثیر مثبتی در بهبود کیفیت قارچ دکمهای داشته و استفاده از اسانس و پراستیک اسید میتواند به عنوان ضدعفونی کننده در شست و شوی میوه و سبزیجات تازه مورد استفاده قرار بگیرد.
طاهره پیرانی، رزیتا مؤیدفر،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۵ ۱۳۹۵ )
چکیده
در ادبیات اقتصاد شهری و منطقهای، با توجه به مفاهیم مشترک مدل جغرافیای اقتصادی جدید (NEG) و مدلهای رشد درونزا، تجمع فضایی فعالیتهای اقتصادی و رشد اقتصادی، فرایندهایی جداییناپذیر هستند. در مدلهای رشد درونزا چگونگی ایجاد فعالیتهای اقتصادی جدید، از طریق نوآوری بررسی میشود. در مدلNEG، هدف، بررسی چگونگی استقرار این فعالیتهای اقتصادی جدید و چرایی تمرکز آنها است. بنابراین، در مدل NEG، نوآوری، استقرار و مکانیابی و رشد، فرایندهایی متصل به هم هستند.براین اساس، هدف این مقاله، بررسی اثرات صرفههای ناشی از تجمعهای صنعتی بر رشد اقتصادی استانهای ایران بوده که در دو بخش نظری و تجربی، به آن پرداخته شده و در بخش نظری، مدلی در چارچوب مدل NEG ارائه و نشان داده می شود که تجمع فعالیتهای صنعتی بر رشد اقتصادی مؤثر است. در بخش تجربی به منظور برآورد و آزمون الگوی نظری، از اطلاعات استانی، طی سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۹ و روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون تجربی الگوی پژوهش، تأثیر مثبت و معنادار تجمعهای صنعتی بر رشد اقتصادی را در سطح استانهای ایران طی دوره ۱۳۸۹-۱۳۷۹ نشان میدهد. لازم به ذکر است به منظور آزمون تجربی الگوی پژوهش، میزان تجمع صنعتی به وسیله شاخص مائورل- سدیلوت، محاسبه شده است. محاسبه این شاخص برای فعالیتهای صنعتی به تفکیک کدهای ISIC دو رقمی نشان میدهد که صنعت سایر تجهیزات و وسایل حمل و نقل (کد ۳۵)، تجمعیترین و صنعت انتشار و چاپ (کد ۲۲) غیرتجمعیترین صنعت هستند.
دوره ۱۸، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۳ )
چکیده
وقوع زمینلغزش و تحمیل خسارت جانی و مالی، لزوم شناسایی، اولویتبندی مناطق حساس و تدوین برنامههای خاص مکانی جهت کاهش خسارات آن در نواحی مستعد را میطلبد. تاقدیس سیاهکوه یکی از مناطقی است که آثار زمینلغزشهای متعدد در قسمتهای مختلف آن مشاهده شده است.. در این پژوهش پس از بررسی تصاویر ماهوارهای، نقشه زمینشناسی و مطالعات میدانی عوامل مؤثر با استفاده از مدل آنتروپی بررسی شدند و نسبت به تهیه ماتریس آنتروپی و نقشه پهنهبندی زمینلغزش در محیط ARC GIS ۱۰ و ارائه راهکار جهت کاهش خسارات آن با توجه به شرایط منطقه اقدام شده است. نتایج نشان میدهند که فاصله از گسل ۰۶/۴۶ درصد، ارتفاع ۲۶/۲۸ درصد، شیب ۵۴/۱۷ درصد، لیتولوژی ۱۴/۷ درصد و جهت شیب ۱ درصد در وقوع زمینلغزشهای منطقه تأثیرگذار بودهاند. نقشه پهنهبندی نشان میدهد که پهنههای کمخطر تنها ۷۶/۲۱ درصد از منطقه را در بر میگیرند و ۲۳/۷۸ درصد از منطقه در پهنهای با خطر متوسط و بالا قرار دارد که از پتانسیل بالای منطقه در زمینه رخداد زمینلغزش حکایت دارد. ساخت و ساز با فاصله از گسل و سازند آسماری پرشیب، ایمنیسازی مسیرهای ارتباطی، کنترل اقدامات حفاری و خاکبرداری در سازند آسماری، مهمترین اقدامات برای کاهش خسارات حرکات دامنهای در تاقدیس سیاهکوه هستند.
دوره ۲۴، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۹ )
چکیده
چکیده
ماهیت پیچیده فرایندهای زمینساختی عامل ایجاد توپوگرافی و همچنین ابعاد مناظر طبیعی زمین را نمیتوان با ساختارهای کلاسیک، مانند هندسه اقلیدسی یا منطق ارسطویی، ارزیابی نمود. برای این منظور، تحلیل فرکتالی آبراههها و شکستگیها با استفاده از روش شمارش جعبهای برای تعیین بلوغ ساختاری زاگرس شمالغرب انجام گرفت. همچنین با کمک معیارهای مرتبط با مورفوتکتونیک، پتانسیل فعالیت تکتونیکی منطقه با روش عدم قطعیت فازی مشخص و نتایج این دو روش با کانونهای سطحی زلزله مقایسه شدند. مناطق دارای بعد فرکتالی بالای گسل و پایین زهکشی فعالیت تکتونیکی بیشتری دارند. طبق این تحقیق، محدودۀ A یعنی غرب کرمانشاه، دارای بالاترین بُعد فرکتالی (۳۲/۱) گسل و بُعد فرکتالی کمتر برای شبکۀ زهکشی (۴۳۲/۱) است و شواهد لرزهای ازجمله زلزلۀ اخیر کرمانشاه با ۳/۷ ریشتر نیز پویا بودن آن را تأیید میکند. محدودۀ E که رو به فروافتادگی دزفول است، کمترین بُعد فرکتالی گسل (۰۷/۱) و بیشترین بُعد فرکتالی شبکۀ زهکشی (۴۷۰/۱) را دارا است. با این حال گسلهای مدفون نقش مهمی در تولید زلزله در شمال این محدوده دارند. همپوشانی مربعهای فرکتالی با گاماهای مختلف در مدل فازی تا حد زیادی تأییدکنندۀ نتایج بود و محدودۀ A در این مدل نیز بالاترین پتانسیل فعالیت تکتونیکی را نشان میدهد.
واژههای کلیدی: تکتونیک، زاگرس شمالغرب، فرکتال، فازی.