۱۳ نتیجه برای پورمحمدی
دوره ۲، شماره ۱ - ( شماره ۱ (پیاپی ۲)- ۱۳۹۱ )
چکیده
امروزه جریان توسعه کالبدی شهرها با سرعت بیشتری دنبال می گردد و حاشیه های امروز شهرها جز لاینفک بافت اصلی شهر در آینده نه چندان دور می باشند. رشد فیزیکی نابسامان شهرها در اثر توسعه فیزیکی ناپیوسته و پراکنده و عمدتاً در قالب شکل گیری قطعات منفرد و جدا از هم است؛ لذا تحلیل وضعیت فیزیکی موجود و پیش بینی آینده گسترش شهرها به دلیل تاثیر آن بر سیاست ها و مدیریت منابع شهری و انسانی از اهمیت به سزایی برخوردار است. با توجه به عوامل متعدد موثر برتوسعه فیزیکی پراکنده شهرها، مقاله حاضر میزان رشد افقی کلانشهر تبریز را از دو بعد مساحت و جهت رشد، مورد ارزیابی قرار داده است. روش تحقیق در این مقاله تحلیلی- تطبیقی بوده، و با توجه به سیر تحول الگوی کالبدی- فضایی کلانشهر تبریز در طی دوره زمانی ۱۳۳۵-۱۳۸۵، از مدل انتروپی شانون برای سنجش میزان پراکندگی سطوح افقی شهری و از مدل قطاعی- جغرافیایی جهت تعیین مسیر رشد افقی، استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل یافته ها نشان داده است که پراکنده رویی ۲ در کلانشهر تبریز اتفاق افتاده و بیشترین میزان آن در محدوده سال ۱۳۷۵ بوده است و جهات گسترش افقی با موقعیت کریدورهای اصلی ورودی منطقه شهری تبریز، بیشترین انطباق را دارند.
دوره ۷، شماره ۰ - ( شماره - )
چکیده
- در برخی از سیستمهای مخابرات سیار برای بالا بردن کارایی در شرایط مختلف محیطی و الکترومغناطیسی، آنتن را هوشمند طراحی می کنند. عوامل محیطی (موقعیت اشیای اطراف، حرکت آنتن سیار،
کاربر و ...) بر مشخصه های آنتن از جمله امپدانس ورودی آن مؤثر است. بنابراین لازم است مداری بین آنتن و گیرنده - فرستنده برای افزایش توان تشعشعی تعبیه شود تا تطبیق امپدانسی بهطور وفقی انجام شود. در این مقاله طراحی شبکه تطبیق آنتن مارپیچی چهارتایی هوشمند ارائه و میزان تطبیق وفقی بررسی شده است.
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
نابرابری چیست؟ چه ماهیتی دارد؟ چه مشخصه هایی دارد؟ در شهرها و نواحی چگونه می توان آن را شناسایی کرد؟. پیچیدگی مفهوم نابرابری، همانند سایر مفاهیم فلسفی، باعث شده است که فلاسفه و صاحب نظران در تعریف آن اتفاق نظر نداشته باشند و از این رو تعریف واحدی از آن ارائه نشده است. نابرابری در ابعاد و مقیاس های مختلف نظیر نابرابری در سطح جهانی، ملی، ناحیه ای، شهری، روستایی و جزو آن، ظهور می کند. این امر هم در کشورهای توسعه یافته و هم در حال توسعه در تمامی ابعاد تداوم داشته و دارد. بحث نابرابری توسعه نواحی از موضوعاتی است که به تازگی، یعنی پس از دهه ۱۹۶۰ در فرهنگ برنامه ریزی ناحیه ای مطرح شده است و جایگاه آن هنوز در کشور ما مبهم است.
هدف مقاله حاضر شناخت بیش تر مفهوم نابرابری در مطالعات اجتماعی- اقتصادی و بازشناسایی آن از مفاهیم مرتبط است که در برخی موارد با یکدیگر همپوشی دارند. از این رو با مقابل سازی برخی مفاهیم سعی شده است تا هر چه بیش تر مفهوم نابرابری در مطالعات اجتماعی - اقتصادی روشن شود.
روش پژوهش مقاله، توصیفی – تحلیلی است. با مطالعه آرای نظریه پردازان می توان به این نتیجه رسید که نابرابری باید با توجه به شرایط زمانی – مکانی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، ایدئولوژیکی و به عبارتی در چارچوب ساختار همان نظام تفسیر شود؛ زیرا نابرابری مفهومی نسبی، پویا و هنجاری است.
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۱۱- )
چکیده
این مقاله روش جدیدی برای ارزیابی استرس رانندگی با استفاده از خوشهبندی فازی ارائه میدهد. در تمامی پژوهشهای پیشین، استرس رانندگی در سطوحی گسسته اندازهگیری شدهاند، اما در این مقاله نشان داده شده که ثابت در نظر گرفتن سطح استرس در یک دوره زمانی طولانی صحیح نیست. با رد گسسته در نظر گرفتن سطوح استرس، دادگان بدون برچسب فرض میشوند. در نتیجه روش خوشهبندی پیشنهاد شده تا فقدان طبقهبندیکننده را جبران کند. به دلیل عدم قطعیت و همچنین همپوشانی دادگان، خوشه بندی فازی پیشنهاد شده است. در الگوریتم پیشنهادی، با استفاده از میزان تعلق خوشه که از روش fuzzy c-means به دست آمده و وزنی که به کمک سیستم استنتاج فازی به خوشه تخصیص داده میشود، معیاری پیوسته برای استرس فرد در فواصل زمانی کوتاه ارائه شده است. مقیاس پیوسته بین ۰ تا ۱۰۰ تعیین شده در حالی که مقادیر بزرگتر، سطوح استرس بالاتر را ارائه میدهند. نتایج شبیهسازی نه تنها یافتههای پژوهشهای پیشین را تائید می کنند بلکه نشانگر افزایش دقت و صحت ارزیابی استرس می باشند
دوره ۱۷، شماره ۱۰۶ - ( آذر ۱۳۹۹ )
چکیده
دستگاه بافت سنج یکی از ابزارهای مهم جهت تحلیل و ارزیابی خصوصیات بافتی شامل سفتی، نرمی، کشش پذیری، تردی، شکنندگی، چسبندگی، چسبناکی، قابلیت فشرده شدن، انعطافپذیری، برش پذیری، الاستیسیته، قدرت ژل و فنریت بکار برده می شود. در این تحقیق دستگاهی بافت سنجی طراحی شد که با تکیه بر نرم افزار و ایدههای پردازش داده، ضمن افزایش دقت عملکرد و اندازهگیریها، قابلیت خود کالیبراسیون را فراهم نموده تا اعداد حاصل از داده خروجی به داده واقعی نزدیک باشد. از ویژگی های اصلی بافت سنج طراحی شده، قابلیت انجام تست در شرایط دمایی و رطوبت کنترل شده جهت آنالیز پارامترهای بافتی جهت یکسان سازی خطای بافتی در مناطق با دما و رطوبت متفاوت میباشد. نتایج تست های انجام شده نشان میدهد که به کمک انجام دقیق فرایند کالیبراسیون و طراحی فیلتر کالیبراسیون دقت عملکرد نیروسنجی تستر تا ۰۵/۰% مقدار خوانده شده بهبود میابد. همچنین با استفاده از الگوریتم راه اندازی میکرواستپینگ و استفاده از مکانیسم پیچ ، جابجایی فک متحرک با دقت کمتر از ۰۰۵/۰ میلیمتر و سرعت ۱/۰ میلیمتر بر ثانیه قابل کنترل میباشد. همه این ویژگی ها در کنار ارتباط USB با هر کامپیوتر شخصی و قابلیت ارتباط مستقیم با برنامه EXCEL و ذخیره و آنالیز ساده داده ها تحت برنامه EXCEL خواهد بود. نتایج تست های انجام شده نشان میدهد که میزان رطوبت نسبی دستگاه بافت سنج و رطوبت نسبی تنظیم شده برای هر نمونه تفاوت آماری معنادار وجود ندارد (p<۰,۰۵). تست سفتی بافت نمونه های مختلف بیسکویت حاوی نشاسته مقاوم توسط دستگاه بافت سنج تجاری (C) و طراحی شده (D) مورد ارزیابی قرار گرفتند و بین سفتی بافت هر دو دستگاه تفاوت معنادار مشاهده نشد.
دوره ۱۸، شماره ۱۱۱ - ( اردیبهشت ۱۴۰۰ )
چکیده
این مطالعه با هدف بررسی تأثیر پودر کدوحلوایی (۱۲٪) و صمغ دانه بالنگو (۰/۰، ۵/۰، ۰/۱ و۵/۱%) بر روی خصوصیات فیزیکوشیمیایی، رئولوژیکی، بافتی و پارامترهای حسی نان سنگک انجام شد. ابتدا برشهای تازه کدوحلوایی (ضخامت ۵ میلیمتر) خشک شدند (۶۵ درجه سلسیوس) و نمونهها پودر شده و در فرمولاسیون نان سنگک استفاده شد. خمیر نان کدوحلوایی فرموله شده با صمغ دانه بالنگو رفتار شبه پلاستیک و تیکسوتروپیک را نشان داد. با افزایش درصد صمغ دانه بالنگو از ۰/۰ به ۵/۱ درصد، ویسکوزیته خمیر نان از ۳۱/۱۳ به ۶۵/۲۳ پاسکال ثانیه افزایش یافت (P<۰,۰۵). با افزایش درصد صمغ دانه بالنگو، دانسیته نانهای پخته شده از ۱/۸۸۰ به ۲۹/۷۰۴ کیلوگرم در مترمکعب کاهش یافت. رنگ سطح نمونهها با افزودن صمغ دانه بالنگو تحت تأثیر قرار گرفت. نان کدوحلوایی با ۰/۱ درصد صمغ دانه بالنگو شاخصهای رنگی L * ، a * و b * برابر با ۳۸/۶۵ ، ۸۶/۶ و ۴۳/۴۴ از خود نشان داد. وزن، رطوبت و مقادیر حجم نانها به ترتیب از ۸۳/۵۲ به ۰۲/۵۷ گرم، ۰۴/۳۰ به ۵۶/۳۵ درصد و ۳۸/۶۵ سانتیمتر مکعب به ۹۹/۸۰ سانتیمتر مکعب رسید. صمغ دانه بالنگو تخلخل نانها را بهبود بخشید و باعث کاهش افت پخت گردید و محصول نان نرمتر شد. نان سنگک با ۵/۱% صمغ دانه بالنگو بالاترین امتیاز رنگ، تخلخل و ظاهر را داشت و نان با ۱٪ صمغ دانه بالنگو از نظر عطروطعم، خصوصیات بافتی و پذیرش کل بیشترین امتیاز را کسب نمودند (P<۰,۰۵).
دوره ۱۹، شماره ۱۲۲ - ( فروردین ۱۴۰۱ )
چکیده
فیتیک اسید ترکیب ضد تغدیه ای موجود در سبوس و آرد کامل گندم میباشد. به منظور کاهش میزان آن از محیط خمیر توسط کشت تنها و همزمان دو سویه لاکتوباسیلوس پلانتاروم و لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس با ۴ فرمولاسیون خمیر ترش (فرمول ۱ حاوی مخمر Saccharomyces cerevisiae، فرمول ۲ حاوی Lactobacillus acidophilus+ Saccharomyces cerevisiae) ، فرمول ۳ حاوی Lactobacillus plantarum+ Saccharomyces cerevisiae و فرمول ۴ حاوی Lactobacillus plantarum+ Lactobacillus acidophilus+ Saccharomyces cerevisiae) استفاده شد و تخمیر در دماهای ۲۷، ۳۲ و °C ۳۷ و زمان های ۸، ۱۶ و ۲۴ ساعت انجام شد. میزان آنزیم فیتاز تولید شده، اسید فیتیک و املاح (کلسیم و روی) در دماهای متفاوت و بازههای زمانی مختلف اندازهگیری شد. مدل سینتیک درجه یک برای بررسی تجزیه اسید فیتیک و افزایش املاح کلسیم و روی در دماهای مختلف مورد استفاده قرار گرفت. داده ها دارای تطابق مناسبی با این مدل بودند. انرژی فعالسازی مرتبط نیز محاسبه شد. نتایج نشان داد که کشت همزمان L. plantarum+ L. acidophilus+ S. cerevisiae دارای بالاترین محتوای فیتاز تولیدی U/mL ۱۶۳ و بیشترین املاح کلسیم mg/۱۰۰g ۴/۲۷ و روی mg/۱۰۰g ۶۹/۱ (در دمای °C ۳۷) بودند. اگرچه بیشترین راندمان تولید فیتاز در ۸ ساعت اولیه تخمیر مشاهده شد اما روند رو به افزایش در محتوای عناصر روی و کلسیم تا زمان ۲۴ ساعت مشاهده شد. روند میزان فیتاز تولیدی به صورت زیر مشاهده شد: L. plantarum+ L. acidophilus+ S. cerevisiae> L. plantarum+ S. cerevisiae> L. acidophilus+ S. cerevisiae> S. cerevisiae. کمترین محتوای فیتیک اسید پس از ۲۴ ساعت تخمیر در دمای °C ۳۷ در خمیر ترش L. plantarum+ L. acidophilus+ S. cerevisiae مشاهده شد و میزان آن از mg/۱۰۰ g ۵/۲۰ ± ۸/۵۶۳ در آرد کامل به mg/۱۰۰ g ۳/۱۱۰ - ۸/۴۳ کاهش پیدا کرد.
دوره ۱۹، شماره ۱۲۴ - ( خرداد ۱۴۰۱ )
چکیده
از آنجایی که آلودگی غذاها با مایکوتوکسـین مشـکل جـدی محسـوب میشود، در این تحقیق توانایی اتصال آفلاتوکسین B۱ به دیـواره سـلولی مخمـر ساکاروماسـیس سـرویزیه جهـت کاهش سمیت در خمیر نان سنگک مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور آفلاتوکسین B۱ در غلظـت ۱۰ میکروگرم بر کیلوگرم به خمیر حاوی ۲۷/۰ گرم مخمر زنده، مخمر تیمـار شـده
با اسید و مخمر تیمار شده با اولتراسونیک تلقیح گردید. سینتیک جذب سم در دماهای ۲۴، ۲۸ و ۳۲ درجهی سانتیگراد و زمانهای ۸، ۱۶ و ۲۴ ساعت بررسی شد. بیشترین میزان کاهش آفلاتوکسین مربوط به تیمار اولتراسونیک، سپس تیمار اسیدی و بعد از آن مخمـر زنده بود. با افزایش دما و زمان انکوباسیون، میزان جذب سم توسط مخمر در نمونههای تیمار شده با اسید و اولتراسونیک افزایش یافت، درحالیکه نمونههای زنده و فعال مخمر بیشترین میزان حذف سم را در دمای ۲۸ درجهی سانتیگراد از خود نشان دادند. نتایج نشان داد که سینتیک جذب توسط مخمر زنده و مخمر تیمار شده با اسید را میتوان توسط مدل شبه درجه یک توصیف کرد، درصورتیکه برای مخمر تیمار شده با اولتراسونیک، دادهها دارای تطابق بهتری با مدل شبه درجه دو میباشند. همچنین، جذب سطحی و دیفیوژن درون ذرهای، در مراحل نرخ جذب مشارکت دارند. بنابراین مشخص شد که سلولهای مخمر زنده یا غیرزنده، عوامل بیولوژیکی مناسبی جهت حذف آفلاتوکسـین در محـیط کشت آلوده هستند، هرچند از بین تیمارهای انجام شده، تیمار اولتراسونیک کارآمدتر بود.
دوره ۱۹، شماره ۱۲۸ - ( مهر ۱۴۰۱ )
چکیده
به منظور دستیابی به هیدرولیز با راندمان بالا توسط -αآمیلاز، پیش تیمار انجماد نشاسته سیب زمینی در دمای C° ۲۵- در دو زمان ۴ (PF۴) و ۸ روز (PF۸) انجام گرفت. برای این منظور، نشاسته سیبزمینی (NPS) و پیش تیمار با انجماد با قرار گرفتن در معرض آلفا آمیلاز (۰,۱۵% w/v) برای مدت ۱۰ ساعت در دمای ۲۵ درجه سانتیگراد انکوبه شدند. خواص مورفولوژیکی، درصد هیدرولیز، درجه کریستالیتی توسط پراش اشعه ایکس (X-ray) و خمیری شدن توسط دستگاه (RVA) در نشاستههای طبیعی، نشاستههای پیش تیمار با انجماد و نشاستههای هیدرولیز شده توسط آمیلاز مورد مطالعه قرار گرفت. انجماد باعث آسیب به سطح گرانول نشاسته شده و طبق نتایج حاصل از مورفولوژی، خراش، تو رفتگی و ترک خوردگی در سطح گرانول مشاهده شد و به راحتی تحت هیدرولیز توسط -αآمیلاز قرار گرفته و باعث فروپاشی گرانولهای نشاسته پیش تیمار شده با انجماد نسبت به نشاسته طبیعی شد. نتایج حاصل از درصد هیدرولیز نشان داد که انجماد باعث تولید درصد جزیی در تولید نشاسته هیدرولیز شد. درصد هیدرولیز (%) نشاسته طبیعی، تحت تیمار انجماد در PF۴ و PF۸ به ترتیب به ۸/۱۶%، ۱/۲۴% و ۸/۴۰% افزایش یافت. علاوه بر این، کریستالینیتی نسبی پس از انجماد از نشاسته طبیعی (۷/۳۷%) به ۸/۳۴% در PF۴ و ۲/۳۳% در PF۸ کاهش یافت که این میزان کاهش پس از تیمار با -αآمیلاز بسیار شدت یافت و در نشاسته طبیعی و پیش تیمار در ۴ روز و ۸ روز انجماد به ترتیب به ۳/۳۴%، ۴/۲۹% و ۵/۲۵% کاهش یافت. دمای ژلاتینه شدن و حداکثر ویسکوزیته پس از تیمار با آمیلاز در تمامی نشاسته های طبیعی و تحت تیمار انجماد به صورت معناداری (p˂ ۰,۰۵) کاهش یافت و روند کاهش به ترتیب PF۸ ˂ PF۴ ˂ P مشاهده شد که دلیل این نتایج میتواند تخریب ساختارهای گرانولی و درون مولکولی و همچنین قدرت تورم پایین باشد.
دوره ۱۹، شماره ۱۲۸ - ( مهر ۱۴۰۱ )
چکیده
فرایند فشار بالا فناوری غیر حرارتی جدیدی است که توسط آن، مادهی غذایی در معرض فشاری برابر با ۶۰۰-۱۰۰ مگاپاسکال قرار میگیرد. در این پژوهش، تاثیر آنزیم آلفا آمیلاز باکتریایی بر درجهی هیدرولیز، میزان بلورینگی، ویژگیهای مورفولوژی و حرارتی نشاستهی ذرت قبل و بعد از تیمار با فرایند فشار بالا (۳۰۰ و ۶۰۰ مگاپاسکال) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، با افزایش میزان فشار، تاثیر فرایند بر ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و حرارتی نشاسته بیشتر شد. همچنین نشاستههای تیمار شده با فرایند فشار بالا نسبت به هیدرولیز آنزیمی حساستر بودند. نتایج آنالیزSEM نشان داد نشاستههای تیمار شده با فشار معادل ۶۰۰ مگاپاسکال، دارای بیشترین تخلخل، فرورفتگی و ناهمواری بر روی سطح گرانولهای نشاسته بودند و بیشترین حساسیت را در برابر هیدرولیز آنزیمی از خود نشان دادند. میزان بلورینگی در نشاستههای تیمار شده با فشار بالا و آنزیم، بدلیل از بین رفتن ساختار کریستالی نشاسته، نسبت به نمونهی نشاستهی طبیعی کمتر بود. نتایج حاصل از ویژگیهای حرارتی نشاستهها نشان داد با افزایش میزان فشار اعمال شده، پارامترهای TO، TP و TC و آنتالپی بطور معناداری کاهش یافت و نمونه های تیمار شده با فشار بالا و هیدرولیز شده توسط آنزیم آلفا آمیلاز دارای کمترین دمای ژلاتینه شدن و آنتالپی بودند. فرایند فشار بالا میتواند باعث ایجاد اصلاحات فیزیکی مطلوبی بر روی نشاسته شود که به واسطه ی این اصلاحات، میتوان جهت هیدرولیز نشاستهها از میزان کمتری آنزیم آلفا آمیلاز استفاده نمود.
دوره ۲۱، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۶ )
چکیده
نابرابریهای ناحیهای در بسیاری از کشورها چالشی اساسی در مسیر توسعه است؛ در این راستا برنامهریزی ناحیهای پاسخی به نارساییها و کاستیها و کوششی در جهت از میان بردن نابرابریها و تحقق توسعه یکپارچه ناحیهای است. هدف تحقیق حاضر شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه یکپارچه ناحیهای با تأکید بر پیوندهای روستایی- شهری در شهرستان مینودشت بوده است؛ بنابراین ماهیت تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. در این راستا از سه تکنیک طوفان مغزی، دلفی و ماتریس اثرات متقاطع (به کمک نرمافزار میک مک) استفاده شد. با استفاده از تکنیک طوفان مغزی و دلفی ۵۴ عامل شناسایی شد که ۱۱ عامل در بخش کشاورزی، ۴ عامل در بخش صنعت، ۱۳ عامل در بخش خدمات، ۴ عامل در بخش نیروی انسانی، ۴ عامل در بخش زیربنایی، ۳ عامل در بخش آموزشی، ۵ عامل در بخش اجتماعی، ۴ عامل در بخش منابع طبیعی و ۶ عامل در بخش مدیریت و برنامهریزی قرار گرفته اند. این عوامل با استفاده از نرمافزار میک مک تجزیه و تحلیل شدند. براساس نتایج به دست آمده سیستم مورد مطالعه از نوع ناپایدار بوده و بنابراین در آن با پنج دسته از عوامل تأثیرگذار، دو وجهی، تأثیرپذیر، مستقل و تنطیمی سروکار داریم. عوامل تأثیرگذار شامل دوازده عامل از جمله مدیریت یکپارچه ناحیهای، برنامه محوری، زیرساختها، شبکه حمل و نقل ناحیهای و... است. عوامل مستقل شامل پانزده عامل مانند کشت دانههای روغنی، جنگلها و مراتع، شبکههای اجتماعی و سازمانهای غیردولتی و... میگردد؛ عوامل دوجهی شامل شانزده عامل است که از آن جمله به کارآفرینان، گردشگری ورزشی، امنیت، تجارت الکترونیک، سرمایههای بخش خصوصی و... اشاره نمود. عوامل تأثیرپذیر نیز شامل یازده عامل میگردد که میتوان در این زمینه از عواملی نظیر واحدهای خدماتی، تعاونیها، باغداری، گردشگری فرهنگی، منابع آب و... نام برد. در سیستم مورد مطالعه عامل تنظیمی وجود ندارد.
آقای احمد پورمحمدی، دکتر زهره طباطبایی نسب، دکتر یحیی ابطحی، دکتر محمدعلی دهقان تفتی،
دوره ۲۲، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۱ ۱۴۰۱ )
چکیده
بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ و همهگیری اخیر بیماری کرونا ویروس (COVID-۱۹)، توجهات به موضوعات مرتبط با سیاستهای مالی را برانگیخته است. ازآنجاییکه سیاست مالی، نقش مهمی در کاهش هزینههای این بحرانها دارد، درک رابطه بین مؤلفههای سیاست مالی بسیار با اهمیت است و پیامدهای مهمی برای انتخاب سیاستهای مالی در حوزه اقتصاد بخش عمومی دارد. این پژوهش با استفاده از دادههای فصلی طی دوره ۱۳۹۷:۴-۱۳۶۹:۱، به بررسی پیوندهای علّی بین مؤلفههای سیاست مالی یعنی مخارج دولت (جاری و عمرانی) و درآمدهای دولت (مالیاتی و نفتی) در ایران پرداخته، و برای این منظور، ابتدا از آزمون علیت تودا-یاماموتو در حوزه زمانی برای بررسی رابطه علّی بین این متغیرها استفاده شده است. علاوه بر این، با توجه به نمایش ویژگیهای مختلف توسط متغیرها در دامنۀ فرکانس، یک تحلیل پویا از طریق رویکرد همبستگی و اختلاففاز موجک برای بررسی این رابطه در حوزه زمان- فرکانس بین درآمدهای دولت و ترکیب مخارج صورت میگیرد. نتایج تحلیل موجک، نشان میدهد که ارتباط بین جفتهای درآمد و مخارج دولت در تمام افقهای زمانی، یکسان نیست و یک ناهمگونی قوی در روابط متقابل آشکارشده در طول زمان و در مقیاسهای مختلف شناسایی میشود. بهطورکلی نتایج پژوهش، اثرات علّی مختلف با تأیید فرضیه تسلط مخارج برای درآمدهای نفتی و فرضیه تسلط درآمد برای درآمدهای مالیاتی را در فرکانسهای مختلف نشان میدهد.
آقای احمد پورمحمدی، دکتر زهره طباطبایی نسب، دکتر یحیی ابطحی، دکتر محمدعلی دهقان تفتی،
دوره ۲۴، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده
با وجود مجادلات روزافزون در مورد نقش منابع انرژی تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی و هستهای، نفت همچنان برای بخش وسیعی از کشورهای جهان نقش محوری دارد. از اینرو، قیمت نفت یکی از قیمتهای کلیدی در اقتصاد بینالملل است که تأثیر و مکانیسمهای اثرگذاری آن بر متغیرهای اقتصاد کلان موضوع مهم تحقیقات اقتصادی بوده است. در کشورهای صادرکنندۀ نفت، نوسانات قیمت نفت بر کلیۀ سیاستهای کلان اقتصادی و احتیاطی تأثیر دارد، اما به دلیل مالکیت دولت بر منابع طبیعی، سیاست مالی از اهمیت ویژهای برخوردار است و میتواند مکانیسمی اصلی برای انتقال این نوسانات به اقتصاد باشد. بدین منظور، هدف پژوهش حاضر تحلیل حرکتهای مشترک پویا بین قیمت نفت و متغیرهای اقتصاد کلان با تأکید بر نقش سیاست مالی در یک رویکرد زمان-فرکانس طی سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۹ است. برای این منظور، در این پژوهش دو رویکرد نوین تجزیهوتحلیل موجک، یعنی همدوسی موجک چندگانه (MWC) و همدوسی موجک جزئی (PWC) که برای کشف رابطۀ واقعی بین متغیرها استفاده میشود، پیادهسازی شده است. نتایج تحلیل موجک نشاندهندۀ وجود همبستگی قوی بین قیمت نفت و متغیرهای کلان اقتصادی در فرکانسهای مختلف است. بهعلاوه، نتایج انسجام موجک جزئی، شواهدی از انتقال پویاییهای قیمت نفت توسط سیاست مالی را در افق کوتاهمدت نشان میدهد. از اینرو، توصیه میشود سیاستگذارانی که طرحهای مختلف تثبیت اقتصادی را برای ثبات بیشتر تنظیم میکنند، ضمن توجه به کانالهای اصلی سرازیر شدن منابع مالی نفت به اقتصاد، لازم است دامنههای فرکانسی متفاوت را نیز در نظر بگیرند.