جستجو در مقالات منتشر شده
۲ نتیجه برای ناهیدی امیرخیز
خانم فائزه ذریه محمدعلی، دکتر محمدرضا ناهیدی امیرخیز، دکتر علی پایتختی اسکویی، دکتر رضا رنجپور،
دوره ۲۱، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۰ ۱۴۰۰ )
چکیده
یکی از موضوعات بسیار مهم در تحلیل سیاست های پولی و مالی کارآیی یا اثرگذاری آنها می باشد که به سیاست گذاران می گوید در چه شرایطی، چه سیاستی کارآمدتر می باشد. به طور کلی، منظور از کارآیی یا اثرگذاری سیاست های پولی و مالی میزان اثر آنها بر روی تولید یا درآمد ملی تعادلی است. بنابراین سیاست گذار برای دستیابی به اهداف خود، باید بتواند به شکاف تولید و تورم پاسخ مناسبی بدهد. بر همین مبنا باید از یک قاعده سیاستی که اهداف بانک مرکزی را پوشش می دهد استفاده کرد. در این پژوهش در چهارچوب قاعده تیلور، به بررسی واکنش سیاست های پولی و مالی به شکاف تولید در اقتصاد ایران با استفاده از روش رگرسیون کوانتایل (Quantile) در بازه زمانی ۱۳۹۷-۱۳۵۵پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد با افزایش شکاف تولید در چندک های مختلف، سیاست گذاران پولی هیچ واکنشی به شکاف تولید از خود نشان نمی دهند، اما سیاست گذاران دولت نسبت به شکاف تولید سیاست انبساطی را به اجرا درآورده که نتایج نشان می دهد دولت رفتار صلاحدیدی نسبت به شکاف تولید از خود نشان می دهد که این خلاف قاعده تیلور می باشد.
آقای حمیدرضا نائب خسروشاهی، دکتر محمدرضا ناهیدی امیرخیز، دکتر محمدعلی متفکر آزاد، دکتر سیدعلی پایتختی اسکوئی،
دوره ۲۴، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۳ )
چکیده
با توجه به اهمیت عدالت اقتصادی از دیدگاه اسلام از یکسو و نقش تعیین کننده نظام تأمین اجتماعی در عدالت از سوی دیگر، همچنین براساس این واقعیت که بیمه تکافل بهعنوان یک الگوی اسلامی پرکاربرد در پوشش ریسک بیمه که تفاوتهایی اساسی همچون مشارکتی بودن، عدم تمرکز بر سود، و تطابق با مقررات شریعت با بیمه های مرسوم دارد، مورد توجه اندیشمندان حوزه مالی و نیز فعالان بازارهای مالی، بهخصوص بازار محصولات بیمه ای درکشورهای مختلف اسلامی جهان است، هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر انواع لایه های نظام تأمین اجتماعی بر عدالت اقتصادی اسلامی در استانهای ایران در دورۀ زمانی ۱۳۸۷-۱۴۰۰ با بهکارگیری روش GMM و نیز پیشبینی تأثیر تکافل بر ارتقای عدالت از طریق هدایت هزینه های مذهبی خانوارها به سمت بیمه تکافل بوده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نابرابری دوره قبل و تولید ناخالص داخلی رابطه مثبت و نرخ تورم رابطه منفی با نابرابری دارند. علاوه بر این، هر سه لایه مساعدتهای اجتماعی، بیمه های اجتماعی پایه و بیمه های اجتماعی تکمیلی بهطور معنی داری باعث کاهش نابرابری می گردد. در این میان، بیمه های اجتماعی پایه بیشترین تأثیر و مساعدتهای اجتماعی کمترین تأثیر را بر کاهش نابرابری دارند. علاوه بر این، براساس نتایج حاصله، می توان بیان نمود که از طریق هدایت مخارج مذهبی خانوارها به سوی بیمه تکافل که بیمهای اسلامی و از نوع بیمه اجتماعی پایه می باشد، میتوان نابرابری اقتصادی اسلامی را در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ بهترتیب به میزان حداقل۰,۳۱ و ۰.۲۵ (چهار محال و بختیاری) و حداکثر ۵.۹۵ و ۵.۹۱ (مرکزی) کاهش داد.