جستجو در مقالات منتشر شده
۴ نتیجه برای مبینی دهکردی
دوره ۱۷، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده
رشد انفجاری تلفن همراه در دهۀ اول قرن ۲۱ موجب شد اتحادیه جهانی مخابرات ، فناوریهای ارتباطات سیار را پیشران رشد فاوا در جهان نام نهد. ورود این فناوری به کشور همانند هر فناوری نوظهور دیگر موجب تحول در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، سیاسی و دفاعی- امنیتی شده است. تحقیقات انجامشده در حوزه امنیت ملی، به صنعت ارتباطات سیار بصورت مستقیم نپرداختهاند. هدف این مقاله ارائه مدلی ساختاری برای توسعه ارتباطات سیار با رویکرد منافع امنیت ملی است. بدین منظور مساله تحقیق و روش حل مساله با رویکرد سیستمی مشخص شد. سپس خطوط راهنمای تحقیق، یکی پس از دیگری مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از شناسایی عناصر و روابط بین این عناصر، به کمک مدلسازی ساختاری تفسیری، مدل توسعه، که یک گراف جهتدار است، ارائه شده است. عناصر مدل عبارتند از: امنیت ملی، منافع ملی، آیندهنگاری، شناخت محیط، رویکرد طراحی حل مساله، تفکر مرزشکنانه، توسعه بر مبنای نظریه منتخب، تنظیم مقررات، نیات راهبردی و اسناد بالادستی و کلانروندها. مدل نهایی در ۵ سطح معرف تبدیل نیات راهبردی به برنامه اجرایی با نقش کلانروندهای جهانی است. پیشنهاد لایهبندی سطوح مدل جهت اجرا و اثرگذاری بلندمدت تصمیمات ملی و دستاورهای داخلی بر پیشران¬های جهانی از سایر دستاوردهای مدلسازی میباشند.
آقای علیرضا کمالیان، دکتر زهرا زمانی، آقای محمد امیرعلی، آقای مصطفی مبینی دهکردی،
دوره ۲۰، شماره ۳ - ( پاییز ۹۹ ۱۳۹۹ )
چکیده
یکی از مهمترین مباحث اقتصاد ایران در طی دهههای اخیر، پدیده تورم بوده و صرفنظر از اثرات و پیامدهای آن بر اقتصاد، بحث عوامل ایجادکننده آن، همواره چالشبرانگیز بوده است. از این رو پژوهش حاضر، بهمنظور مقایسه نظریه پول درونزا با نظریه مقداری پول، رابطه بین تورم و عوامل تشکیل دهنده آن را تحلیل کرده است. بدین منظور، از رویکرد تحلیل طیفی در فرکانسهای بالا و پایین طی دوره ۱۳۷۰ (فصل اول) تا ۱۳۹۷ (فصل اول) و نتایج آزمون علّیت طیفی استفاده شده است. نتایج پژوهش، حاکی از وجود رابطه علّی از رشد نقدینگی به تورم و همچنین از تورم به نقدینگی، در کوتاهمدت و بلندمدت است. طبق نتایج آزمون رابطه علّی، از رشد پایه پولی به تورم در بلندمدت برقرار بوده، درحالی که در کوتاهمدت، این رابطه علّی از تورم بود و همچنین، رابطه علّی از طرف رشد ضریب فزاینده بر تورم در بلندمدت برقرار بوده، درحالی که رابطه علّی، از تورم به ضریب فزاینده، هم در کوتاهمدت و هم در بلندمدت، برقرار بوده است. بنابراین مطابق با نتایج این مطالعه، علت تورم در کوتاهمدت و بلندمدت، متفاوت بوده است.
دکتر هادی امیری، دکتر مصطفی مبینی دهکردی، دکتر علیرضا کمالیان، دکتر مهدی کارنامه حقیقی،
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۰ ۱۴۰۰ )
چکیده
یکی از وظایف مهم اقتصادی-اجتماعی دولت ها، انجام تنظیمگری است. ادبیات تنظیمگری بر دخالت دولت در بازار، تعیین ساختار و قواعد حاکم بر آن، به منظور تنظیم میزان تولید و توزیع یک کالا، تمرکز دارد. بورس کالا، از مهمترین نهادهای تنظیمگری است که به طور متعارف، با فراهم نمودن یک سیستم دادوستد مناسب، شفاف و قابل رصد، موجب جریان تنظیمات موردنظر بر کالاها میشود. مزیت بورس کالا، حضور نهادهای نظارتی و تنظیم گری است که تمامی تولیدکنندگان، مصرف کنندگان و تجار، با حضور این نهادها، از مزایای مترتب بر مقررات بورس کالا برخوردار می شوند؛ ولی با این وجود، موانع نهادی رقابت پذیری، می تواند مانع اثرگذاری تنظیم گری برقیمت ها شود. هدف این پژوهش، آزمون نتایج تنظیمگری ورود کالاها در بورس کالا بر نوسان قیمت ها میباشد. بدینمنظور، نوسانات قیمت ۲۰ کالایی که در بورس کالا دادوستد میشوند، با ۲۰ کالای خارج از بورس، با استفاده از ضریب تغییرات آنها با روش مچینگ ضریب تمایل مقایسه گردید. طبق نتایج به دستآمده، عرضه محصولات در بورس کالا، موجب افزایش نوسانات قیمت آنها در مقایسه با کالاهای مشابه خارج از بورس گردیده است، به عبارت دیگر، با عرضه محصولات در بورس کالا، از نوسانات قیمت آنها جلوگیری نشده است، زیرا موانع نهادی رقابت پذیری، اثر تسهیل گری تنظیم گری را تحت الشعاع قرار داده و باعث می شود، اثرگذاری مورد انتظار را نداشته باشد.
دوره ۲۳، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۸ )
چکیده
ارزشیابی فرصت های کارآفرینی از مصادیق مهم تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان است. این ارزشیابی ها اغلب در محیطی پیچیده، پویا و تحت عدم اطمینان حقیقی صورت می گیرند. در عدم اطمینان حقیقی بر خلاف ریسک و ابهام، نه تنها نتایج ممکن و احتمال وقوع هر یک از نتایج از پیش شناخته شده نیست بلکه برآورد احتمالات و کسب شناخت براحتی امکان پذیر نمی باشد. در این شرایط ارزشیابی کارآفرینان از فرصت ها بر اساس اطلاعات حداقلی و نادقیق بوده و با متغیر های کلامی بیان می شود که مرز روشنی ندارند و فازی هستند. از این رو، هدف از این پژوهش ارائه مدلی برای ارزشیابی فرصت های کارآفرینی در شرایط عدم اطمینان با رویکرد فازی است. برای این منظور، محققان ارزشیابی فرصت را در قالب یک مسأله تصمیم گیری چند معیاره-چند خبره طرح نموده و با استفاده از روش غربال گری فازی به بررسی آن پرداخته اند. پژوهش متشکل از دو بخش است: بخش اول از طریق مرور سیستماتیک ادبیات به توصیف راهکارهای رایج کارآفرینان برای ارزشیابی فرصت در شرایط عدم اطمینان می پردازد و بخش دوم، به ارائه راهکار و مدلی برای ارزشیابی فرصت ها در شرایط مذکور متمرکز شده است. جهت آزمون مدل پیشنهادی، دوازده فرصت کارآفرینی در یک شرکت متوسط توسط پانزده خبره مورد ارزشیابی قرار گرفت که در نتیجه آن دو فرصت (O۶, O۱۱) در میان سایر فرصت ها از ارزشیابی بالاتری برخوردار شده و کاندیدای مناسبی برای پیگیری می باشند.