جستجو در مقالات منتشر شده
۶ نتیجه برای صادقی سقدل
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده
بین رشد، توسعه اقتصادی و مصرف انرژی رابطه تنگاتنگی وجود دارد. یکی از پارامترهای مؤثر در میزان تقاضا و مصرف انرژی قیمت آن است. بنابراین بررسی عوامل مؤثر بر قیمتگذاری انواع مختلف حاملهای انرژی از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. هدف این مطالعه شناسایی و رتبهبندی مهمترین عوامل مؤثر بر قیمتگذاری انرژیهای نو در ایران میباشد. تعرفه خرید تضمینی برق کنونی در ایران برای همه فناوریهای تجدیدپذیر بر مبنای تولید برق از طریق انرژی باد و بدون در نظر گرفتن توجیه و ترغیب مشارکت سرمایهگذار خصوصی محاسبه شده است؛ از این رو در پژوهش حاضر به بررسی و رتبهبندی مهمترین عوامل مؤثر بر قیمتگذاری انرژیهای نو بهصورت کلی و نه برای هر فناوری تجدیدپذیر و با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل شبکهای پرداخته شده است. روش در نظر گرفته شده در این تحقیق، توانایی ترکیب جنبههای اجتماعی و اقتصادی و زیستمحیطی و... با استفاده از فرایند تحلیل شبکهای، به منظور ارائه یک دیدگاه جامع درباره عوامل تأثیرگذار بر انرژیهای نو در ایران را دارد. نتایج حاصل نشان داد که در سال ۱۳۹۲ مهمترین عواملی که بر قیمتگذاری انرژیهای نو در ایران تأثیر میگذارند، عوامل اقتصادی، مالی و فنی و تکنیکی میباشند.
بهرام سحابی، حسین صادقی سقدل، ولی اله خورسندی طاسکوه،
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( بهار ۹۳ ۱۳۹۴ )
چکیده
این مطالعه به محاسبه ارزش در معرض ریسک (VaR) دو صنعت استخراج کانههای فلزی و دارو در بازار بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از دو رویکرد پارامتریک (مدلهای GARCH) و شبهپارامتریک (روش ترکیبی آنالیز موجک- GARCH) میپردازد.نتایج محاسبات و ارزیابی دو رویکرد فوق، تأییدکننده فرضیه تحقیق مبنی بر عملکرد بهتر و کاراتر رویکرد شبهپارامتریک نسبت به روش پارامتریک است. در واقع رویکرد شبهپارامتریک ارائه شده از نظر دقت و اطمینان در مقایسه با روش پارامتریک GARCH، در سطوح اطمینان بالا، میانگین مجذور خطا و نرخ شکست کمتر و واقعیتری را نشان میدهد. از سوی دیگر، سرمایهگذاری در صنعت دارو به دلایلی چون افزایش نیازهای بهداشتی جامعه، افزایش سن امید به زندگی و اثر آن بر سالمتر شدن جمعیت نسبت به صنعت کانههای فلزی از ریسک کمتری برخوردار است.
آقای آزاد عباسجویی، دکتر علیرضا ناصری، دکتر حسین صادقی سقدل،
دوره ۱۸، شماره ۴ - ( زمستان ۹۷ ۱۳۹۷ )
چکیده
هدف این پژوهش، مطرح نمودن ایده تشکیل "بازار سقف انتشار و مبادله[۱]" به عنوان یک ابزار نوین و مبتنی بر بازار، جهت کاهش انتشار گازهای گلخانه ای در صنعت آهن و فولاد کشور است. به همین دلیل، به عنوان نخستین گام در تشکیل این برنامه و در راستای پیوستن ایران به تعهدات کنفرانس پاریس در سال ۲۰۲۰، به امکان پذیری تشکیل این برنامه در صنعت آهن و فولاد پرداخته شده است. در این بررسی، ۱۰ کارخانه به عنوان نمایندگان موجهی از تمام واحدهای تولیدی آهن و فولاد در کشور که در حال حاضر، بیش از نیمی از ظرفیت اسمی محصولات فولادی را دارا هستند، برگزیده شده اند. علاوه بر بررسی امکان پذیری تشکیل برنامه سقف انتشار و مبادله در صنعت آهن و فولاد ایران، برای ارزیابی اقتصادی ایجاد این برنامه، بازاری فرضی برای واحدهای منتخب تشکیل شد. نتایج حاصل از بررسی انجام شده، نشان می دهد که امکان تشکیل بازار سقف انتشار و مبادله به عنوان یک ابزار نوین اقتصادی و زیست محیطی، در این صنعت میسر نمی باشد و یا حداقل اینکه انگیزه چندانی برای تشکیل بازار در این صنعت وجود ندارد، و تشکیل بازار با صرفه جویی اقتصادی ناچیزی همراه خواهد بود.
[۱]. Cap and trade market
آقای فرامرز خلیقی، دکتر حسین صادقی سقدل، دکتر بهرام سحابی، دکتر سجاد فرجی دیزجی،
دوره ۲۳، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۲ )
چکیده
یافتههای حاصل از مطالعات و پژوهشهای سازمان جهانی کار و سازمان جهانی مهاجرت[۱] (۲۰۲۲)، نشان میدهد که در سراسر دنیا، بیش از ۴۰ میلیون نفر، قربانی[۲] انواعی از بردهداری نوین[۳] هستند. از طرف دیگر مطالعات (نهاد) شاخص جهانی بردهداری[۴] (۲۰۲۱)، بیانگر آن است که در کشور ایران، بیش از ۴۹۵ هزار نفر «برده نوین» وجود دارد. پیدایش چنین آسیبی، محرکی برای بررسی این آسیب و عوامل موجد آن است که با محاسبه شاخصهای آسیبپذیری آن برای ایران با روش فازی، میتوان هدف فوق را محقق نمود. شاخص آسیب پذیری بردهداری نوین به روش فازی در این مطالعه، در یک فرایند سه مرحلهای با استفاده از چهار مؤلفه ۱. حمایتهای سیاسی و مدنی؛ ۲. حقوق اقتصادی، اجتماعی و سلامت؛ ۳. امنیت شخصی و ۴. جنگ و پناهندگی[۵] به دست خواهد آمد. در بخش اول مطالعه حاضر، ضمن بررسی مفهوم بردهداری نوین و تشریح انواع آن، به تحلیل ادبیات موجود در این باب پرداختهایم؛ پس از آن، شاخص آسیبپذیری بردهداری نوین به تفکیک شهر و روستا و در نهایت، برای کل کشور محاسبه خواهد شد که با داشتن این شاخص، می توان شرایط بردهداری را در سالهای بین ۱۳۷۵ الی ۱۳۹۷ مورد بررسی قرار داد. یافتههای این پژوهش، نشان میدهد که شاخص فوق برای بازه زمانی مذکور، دارای روند نزولی بوده است.
خانم نجمه محمدی، دکتر بهرام سحابی، دکتر حسن حیدری، دکتر حسین صادقی سقدل،
دوره ۲۳، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده
با توجه به تهدیدهای فزاینده تغییرات آب و هوایی، نوآوری های فناورانه و کاهش آلودگی، به نیروهایی برای رشد اقتصادی بالاتر و محیط زیست بهتر تبدیل شدهاند. در این پژوهش به بررسی اثرات پیچیدگی اقتصادی به عنوان شاخص تولید پیشرفته مبتنی بر دانش و مصرف انرژی تجدیدپذیر و همچنین اثرات متقابل آنها بر آلودگی محیط زیست در کشورهای در حال توسعه در دوره زمانی ۲۰۱۹-۲۰۰۰ با استفاده از روش GMM پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که شاخص پیچیدگی اقتصادی، تأثیر منفی و معناداری بر انتشار دی اکسید کربن در کشورهای در حال توسعه دارد. متغیرهایی مانند باز بودن تجارت و شدت انرژی، باعث افزایش انتشار دی اکسید کربن میشوند و فرضیه منحنی کوزنتس برای کشورهای در حال توسعه تأیید، و همچنین پیچیدگی اقتصادی در این کشورها، به حرکت رو به بالا در منحنی کوزنتس منجر میگردد. مصرف انرژی تجدیدپذیر، تأثیر معنادار بر کاهش انتشار دی اکسید کربن دارد و همچنین در سطوح بالاتر پیچیدگی اقتصادی، مصرف انرژی تجدیدپذیر باعث کاهش بیشتری در انتشار دی اکسید کربن می شود و از این رو باید کشورهای در حال توسعه سهم انرژی های تجدیدپذیر را با استفاده از فرایندهای نوآوری در بخش انرژی به طور قابل توجهی افزایش دهند که این امر سبب کاهش آلودگی های زیست محیطی در این کشورها می شود.
خانم نجمه محمدی، دکتر بهرام سحابی، دکتر حسن حیدری، دکتر حسین صادقی سقدل،
دوره ۲۴، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده
تأثیر فناوری بر مصرف انرژی یکی از موضوعهای چالش برانگیز در حوزه سیاستگذاری اقتصاد انرژی است. پیچیدگی اقتصادی معیاری برای محاسبه میزان فناوری در یک کشوراست. فناوری فرصتی را برای اقتصاد فراهم میکند تا از منابع آلودهکننده پرمصرف و تجدیدناپذیر به منابع تجدیدپذیر برای تأمین نیازهای انرژی حرکت کند. در این مطالعه تأثیر پیچیدگی اقتصادی بر مصرف انرژی تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر در کشورهای توسعهیافته و درحال توسعه طی دوره زمانی ۲۰۰۰-۲۰۲۰ با استفاده از روش GMM بررسی شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که شاخص پیچیدگی اقتصادی بر توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در کشورهای درحال توسعه و توسعهیافته تأثیر میگذارد و همچنین باعث کاهش استفاده از انرژیهای تجدیدناپذیر و مصرف انرژی کل در کشورهای توسعهیافته و افزایش استفاده از انرژیهای تجدیدناپذیر و مصرف انرژی کل در کشورهای درحال توسعه میشود. در این پژوهش بازبودن تجارت تأثیر مثبت بر مصرف انرژی تجدیدپذیر در هر دو گروه کشورها داشته است و در کشورهای توسعهیافته بازبودن تجارت باعث کاهش مصرف انرژی تجدیدناپذیر و کل شده است و در کشورهای درحال توسعه عکس این نتیجه بهدست آمده است. در هر دو گروه کشورها مصارف انواع انرژی با سطح درآمد رابطه مثبت دارد. همچنین نتایج نشان میدهند که اگر رشد اقتصادی، همراه با فناوری بالاتر باشد، میتواند به افزایش کمتری در مصرف انرژی کل در هر دو گروه کشور منجر شود.