۹ نتیجه برای دهقانیان
دوره ۴، شماره ۱۰ - ( ۱۰-۱۳۹۵ )
چکیده
یکی از مهمترین ساکنان سرزمین ایران قوم ترکزبان قشقایی هستند. این قوم ادبیات و فرهنگ غنی دارند که به نظر میرسد در جریان یکسانسازی و فرایند مدرنیتۀ جامعۀ ایران در حال اضمحلال است. قصهها بخشی از ادبیات و فرهنگ شفاهی قشقایی است. تاکنون مطالعهای با رویکرد ساختاری بر روی قصههای قشقایی صورت نگرفته، لذا در این پژوهش ده قصه برای نمونه بررسی شده است. روش بررسی براساس خویشکاریهای پیشنهادی خدیش است که خود برگرفته از الگوی ریختشناسانۀ ولادیمیر پراپ، محقق فرمالیست روسی، است. برای این کار ابتدا قصهها تجزیه و تحلیل شدهاند و سپس الگوی هر قصه به همراه ترکیب حرکتهای آن ذکر شده است. این بررسی نشان میدهد که قصههای قشقایی قابلیت بررسی ساختاری را دارند و تا حد زیادی با الگوی دیگر قصههای ایرانی همخوانی دارند.
دوره ۸، شماره ۳۱ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۰ )
چکیده
این مقاله کوشیده است مهمترین داستان کلیله و دمنه، یعنی شیر و گاو را بازخوانی کند و بر پایه نشانههای درون متنی به قرائتی تازه از داستان دست یابد. از این دیدگاه در فرایند تحلیل و بازخوانی متن، مخاطب با این پرسش اساسی روبهروست که: «آیا میتوان به متن اعتماد کرد و آن را بر اساس قصد نویسندگانش خواند و پذیرفت؟» خوانشی که تاکنون در پژوهشهای ادبی رایج بوده بر درستی قرائت مؤلف تأکید داشته است. نگارنده بر این باور است که نشانههای فراوانی در این داستان هست که مخاطب را نسبت به روایت متن بی اعتماد می کند.
این داستان چهار شخصیت اصلی دارد که سهم همه آنها در پیشبرد جریان داستان یکسان نیست. بیشترین گفتوگو و کنش داستانی میان شیر، کلیله و دمنه به وقوع میپیوندد. شنزبه به نسبت کمتر از دیگران در جریان داستان نقش ایفا می کند و تقریبا شخصیتی منفعل است. به نظر میرسد با دقت در گفتگوی میان شخصیتها و کنشهای آنها، میتوان به برداشتی متفاوت از متن دست یافت.
در این خوانش جدید، تصویری تازه و متفاوت از شخصیتها و در نهایت روایت داستان به دست می آید. این تصویر میتواند الگویی از کارکرد قلب و دگرگونی واقعیت در نظام سنتی باشد و به بازخوانی متون دیگر نیز یاری رساند.
دوره ۸، شماره ۳۳ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده
یکی از بخشهای جالب توجه در تاریخ جهانگشا «ذکر خروج تارابی» است. تحلیل چگونگی پردازش روایت این بخش بخوبی روح حاکم بر این اثر را نشان میدهد. جوینی خود در مقدمه، هدف تاریخ خود را « تخلید مآثر مغول » دانسته است؛ این اعتراف بدان معناست که مخاطب با روایتی یکسویه روبهرو است؛ با این همه، نویسنده با به کار گرفتن ترفندهایی در درون متن میکوشد خود را در روایت تاریخ بیطرف نشان دهد و انتظار مخاطب را از
«تاریخ» براورده سازد. البته این هدف به دو دلیل امکانپذیر نمیشود: نخستین عامل به ذات روایت برمی گردد؛ چراکه روایت نمیتواند خنثی باشد. عامل دیگر هدف جوینی است که روایت تاریخ را نهایتا به اثری مدحی فرو کاسته است. «ذکر خروج تارابی» از جمله بخشهایی است که در رویکردی شالوده شکن، ساختارش شکسته میشود و نه تنها غرض نویسنده را از روایت ناکام میگذارد که حتی آن را به قیام علیه خود تحریک میکند. این مقاله میکوشد با بازخوانی خلاقانه این واقعه به خوانش جدیدی از متن و تصویری تازه از تارابی دست یابد؛ خوانشی که حتی میتوان آن را به کل متن تسری داد.
دوره ۱۱، شماره ۴۶ - ( زمستان ۱۳۹۳ )
چکیده
«هزار و یک روز» یک اثر ادبی شرقی، متشکل از مجموعه قصههای عامیانه با شیوۀ روایت در روایت است. همانطور که از نام کتاب برمیآید، این کتاب به تقلید از کتاب هزار و یک شب نوشته شده است. این کتاب برای نخستین بار در سال ۱۷۱۰ میلادی به وسیله پتیس دلاکروا از زبان فارسی به زبان فرانسوی ترجمه شد. در زمان مظفرالدین شاه قاجار، دو مترجم به نام محمدحسن میرزا کمالالدوله و محمدکریمخان قاجار آن را از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کردند. هزار و یک روز به دلیل داشتن بنمایههای اسطورهای جزء روایتهایی به شمار میرود که میتوان نظریه روایی تودوروف را در آن به بوته آزمایش گذاشت. تودوروف این نوع قصهها را از جنبههای مختلفی از جمله وجوه روایتی مورد بررسی قرار میدهد. وجوه روایتی به شخصیتهای قصه میپردازد و از روابط درونی شخصیتهای داستان پرده برمیدارد و بدین ترتیب عوامل بنیادین شکلگیری قصه و روند آن را شناسایی میکند. وجوه روایتی تودوروف در دو دستۀ «اخباری» و «غیراخباری» قابل تحلیل است. وجه غیراخباری خود به دو دستۀ «خواستی» شامل الزامی و تمنایی و «فرضی» شامل شرطی و پیش بین تقسیم میشود.
این مقاله ابتدا به معرفی کتاب هزار و یک روز و سپس به نظریات تودوروف و بویژه وجوه روایتی مورد نظر او میپردازد و در نهایت براساس شکل و کارکرد وجوه روایتی،هزار و یک روز را مورد بررسی قرار میدهد. در این بررسیمعلوم شد که وجه اغلب گزارههای روایی این کتاب، وجه اخباری است. کاربرد محدودتر وجه شرطی بدین معناست که قطعیت بر روابط اشخاص این اثر حاکم است.
دوره ۱۲، شماره ۵۸ - ( مهر و آبان ۱۴۰۳ )
چکیده
هدف از این مطالعه بررسی ساختار مفهومی استعارههایی است که مقولۀ عاطفی خشم را در گویش روزمرۀ منطقۀ دشتی مفهومسازی میکنند. بنیانهای نظری این مطالعه در بررسی و تحلیل استعارهها رویکردی است که لیکاف و جانسون (۱۹۸۰) دربارۀ ساختار مفهومی استعارهها و همچنین کوچش (۲۰۰۵) درخصوص نقش الگوهای فرهنگی در مفهومسازی استعاری مطرح میکنند. این مطالعه از روشی بهره میگیرد که استفانویچ (۲۰۰۶) تحت عنوان تحلیل الگوی استعاری پیشنهاد میدهد. بدین منظور از طریق گفتوگو با تعداد ۴۵ نفر از گویشوران (۴۰ ساله و بالاتر) منطقۀ دشتی و همچنین مشاهدۀ طبیعی رفتارهای زبانی گویشوران این منطقه، عبارتهای زبانیای که ساختار مفهومی حوزۀ مقصد خشم را به دست میدهند، فراهم شد و مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. دادههای بهدست آمده از این مطالعه نشان میدهد که هر چند ساختار مفهومی خشم در گویش دشتی عمدتاً تحت تأثیر عواملی است که مربوط به زمینههای مشترک همگانی است، با وجود این، کاربرد حوزههای مبدأ متفاوت و تفصیلهای متمایزی که در موارد قابل توجهی از مفهوم خشم در این گویش به دست داده میشود، تأثیر عواملی را به روشنی نشان میدهد که از تجارب اقلیمی و فرهنگی گویشوان این منطقه برمیخیزد.
دوره ۱۳، شماره ۵۴ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده
در این مقاله براساس خوانش پساساختارگرایانه به تجزیه و تحلیل رمان شوهر آهو خانم اثر علی محمد افغانی پرداخته شده است. و اینکه هریک از عناصر داستانی اصلی، نماد و نماینده کدام گفتمان حاکم در داستان هستند. این رمان بشدت تحت تأثیر گفتمان مردمسالار قرار دارد و زن آرمانی داستان، فاقد وجهه اجتماعی فعال و پویاست و به همین دلیل ایدئولوژی مسلط بر رمان، تجاوز و تخطی نیروهای نوگرا را مطلقا برنمیتابد؛ بنابراین فرد خاطی را سرکوب میکند و از وی شخصیتی لاابالی، افسونگر و در نهایت، عنصری ضد اجتماعی میسازد و جایگاه وی را تا سطح کنشگر «ضد قهرمان» تنزل میدهد.
دوره ۲۰، شماره ۸۰ - ( ۲-۱۴۰۲ )
چکیده
مسألۀ اصلی این مقاله تبیین نقش نهاد ادبیات در ظرف مناسبات قدرت و به صورت مشخص، عملکرد آن در ظهور و بروز حاکمیت پهلوی است. این نوشتار با روش تحلیل محتوا در چارچوب کاربست نظریات ارنست کاسیرر انجام شده است. آن بخش از آرای کاسیرر، که بر مفهوم بینش اسطورهای ناظر، و نیز رویارویی با متون به مثابۀ مجموعهای از پراکتیسها که ظرفیت و توان قرارگرفتن در جایگاه عاملیت را دارا است در این مقاله بهکار گرفته شده است. بر همین مبنا برخی از آثار ادبی اواخر دورۀ قاجار تا روی کار آمدن حکومت پهلوی نخست، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفتهاست. نتایج دریافت و تشریح این آثار بازگوکننده این است که ادبیات در این دوره با بهرهگیری از ظرفیتها و امکانات خود با گسترش و توسعۀ بینش اسطورهای و به صورت مشخص با خلق نوع خاصی از اسطورههای معطوف به قهرمانپروری، ذهنیت و زمینۀ ظهور حاکمیت پهلوی نخست را فراهم کرده است.
خانم سکینه دهقانیان، دکتر کاظم یاوری، دکتر مهدی حاج امینی،
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۰ ۱۴۰۰ )
چکیده
وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی، شرایط را برای اعمال تحریمِ شدیدتر فراهم کرده است. یکی از راههایی که برای رفع محدودیتهای حاصل از تحریم مطرح شده، دریافت درآمدهای نفتی بر حسب پولی غیر از دلار است. در همین راستا، پژوهش حاضر، به ارزیابی ریسک جایگزین کردن پول ملی دریافتکنندگانِ نفت ایران به جای دلار میپردازد. یوان و روپیه برای دوره زمانی ۲۰۱۹:۰۵-۱۹۹۰:۰۱ و یورو برای دوره زمانی ۲۰۱۹:۰۵-۱۹۹۹:۰۱ با روشهای خودتوضیح جمعی میانگین متحرک (ARIMA) و خودتوضیح آستانهای (SETAR) مدلسازی شده و سپس، سود و زیان این راهکار برای دوره زمانی ۲۰۱۹:۰۶ تا ۲۰۲۱:۱۲ بر اساس درآمد صادرات نفت ایران به چین، هند و اروپا محاسبه شد. نتایج پیشبینیها، حاکی از این است که به دلیل تقویت ارزش دلار در صورت عدم پوشش ریسک، راهکار فروش نفت به چین و هند و دریافت پول ملی آنها موجب زیانی به اندازه ۵ تا ۲۳ درصد ارزش صادراتی نفت ایران به این دو کشور خواهد شد که قابل توجه است. پس اولاً، می باید با دیپلماسی مناسب، امکان این فراهم شود که ریسک کاهش ارزش پول ملی واردکنندگانِ نفت ایران، در قراردادهای فروش نفت، لحاظ شود. ثانیاً، به عنوان نمونه، نشان داده شد که تصمیمات سیاسی، تا چه اندازه میتواند آثار اقتصادی به همراه داشته باشد. بنابراین انتظار میرود، ملاحظات اقتصادی به طور جدی و شفاف در فرایند تصمیم گیری سیاسی، مدنظر قرار گیرد.
دوره ۲۱، شماره ۸۴ - ( ۲-۱۴۰۳ )
چکیده
با توجه به اهمیتی که جوایز ادبی و کتابهای برگزیده در پرورش ذهن مخاطب و جهت دهی جامعه ادبی دارد در این مقاله معیارهای تعیین شده از سوی شورای کتاب کودک و میزان تطبیق آنها با آثار برگزیده در دهه پنجاه به روش تحلیل محتوای کیفی بررسی شده است؛ بدین ترتیب از سویی عملکرد و کارنامه شورا در این دهه تأثیرگذار نقد می شود و از سوی دیگر، مقطع مهمی از تاریخ ادبیات کودک و نوجوان و در پی آن، تاریخ نقد شعر فارسی مورد ارزیابی و بازنگری قرار می گیرد. در این دهه، سه اثر با عناوین طــوطی سبز هندی، نوک طلای نقره بال و باغ ستاره ها به قلم محمود کیانوش از سوی شورا انتخاب شد. انتخاب سه اثر از کیانوش در این دهه بدین معناست که شورا هم از جنبه نظری و هم در تطبیق عملی معیارهای تولید و آفرینش شعر، تحت تأثیر آرا و اندیشه های این شاعر بوده است. بر اساس نقدهای شورا و یافته های این پژوهش، معیارهای نقد شعر در این دهه نسبت به دهه گذشته تغییر چشمگیری یافته است. تکیه بر اصالت هنری و جوهره شعری و توجه به زاویه نگاه کودک از مهمترین ویژگیهای مورد توجه این دهه به شمار میرود. این رویکرد به شعر کودک در تحولات دهه های بعد نقشی اساسی ایفا می کند.