جستجو در مقالات منتشر شده
۳ نتیجه برای درگاهی
دوره ۴، شماره ۴ - ( پاییز ۱۴۰۳ )
چکیده
تمایز نهادن میان ذهنیها و غیرذهنیها نیازمند ملاک و نشانه است. این مقاله به هدف بررسی یکی از دیدگاهها در مورد نشانه امر ذهنی نگاشته شده است. توماس پِرنو، دیدگاهی «خوشهای» درباره نشانههای امر ذهنی عرضه کرده است و برای تمایز نهادن میان امر ذهنی و امر فیزیکی، که راهنمای او در یافتن نشانههای امر ذهنی است، «التفاتیبودن»، «آگاهی»، «اراده آزاد»، «غایتمندی» و «هنجارمندی» را مطرح کرده است. در این مقاله پس از بیان دیدگاه پرنو، به بررسی آن پرداخته شده است؛ نسبت این رویکرد با ذاتکاوی ذهن سنجیده شده و برخی پرسشها و نقدها درباره این دیدگاه مطرح و به آنها پاسخ داده شده است. فهرستی که پرنو عرضه کرده است، نیازمند تکمیل است. نیز بررسی شده است که به چه معنا سه نشانه آخر در فهرست پرنو میتوانند ویژگیهای امور ذهنی باشند و در آخر، پیشنهادی روشی برای دقیقترشدن فرآیند کشف ویژگیهای حالات ذهنی عرضه شده است.
دکتر حسن درگاهی، خانم مریم محمدزاده،
دوره ۱۹، شماره ۳ - ( پاییز ۹۸ ۱۳۹۸ )
چکیده
خانوارها برای بیشینه کردن مطلوبیت خود، نیازمند داشتن سطح همواری از مخارج مصرفی خود هستند. یکی از عوامل تأثیرگذار بر هموارسازی مصرف، داشتن بازار سرمایه کامل، نبود محدودیت نقدینگی و دسترسی به منابع مالی است تا افراد قادر باشند با وامگرفتن و وام دادن، از مصرف پرنوسان جلوگیری کنند. مقاله حاضر، به بررسی موضوع بیشحساسیت مصرف خانوار با تأکید بر محدودیت نقدینگی در ایران، با استفاده از دادههای ترکیبی مربوط به دو دوره ۱۳۹۱-۱۳۸۹ و ۱۳۹۴-۱۳۹۲ میپردازد. نتایج تحقیق براساس دادههای کل نمونه و دادههای طبقهبندیشده در دو دوره، حاکی از تأیید پدیده بیشحساسیت مصرف نسبت به درآمد جاری در اقتصاد ایران است. این یافته، فرضیه درآمد دائمی مبتنی بر انتظارات عقلایی را در ایران رد میکند. همچنین نامتقارن بودن اثرات نرخهای رشد مثبت و منفی درآمد بر مصرف، تأییدی بر وجود محدودیت نقدینگی خانوارها است. شناسایی مشخصههای اجتماعی- اقتصادی خانوارهای با بیش حساسیت بالا، بویژه در دوره رکودی ۹۴-۱۳۹۲، حاکی از آن است که خانوارهای با عدم دسترسی و یا دسترسی ناکافی به وامهای بانکی، خانوارهای با سرپرست مسن، خانوارهای با سرپرست شاغل غیردولتی، خانوارهای کمدرآمد و خانوارهای روستایی، بیش از سایر خانوارها، با مساله بیش حساسیت مصرف مواجه هستند.
آقای کاظم بیابانی خامنه، دکتر رضا نجارزاده، دکتر حسن درگاهی، دکتر لطفعلی عاقلی،
دوره ۲۲، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۱ ۱۴۰۱ )
چکیده
امروزه همگام با افزایش ادغام تجاری کشورها و گسترش پراکندگی بینالمللی تولید، زنجیرههای جهانی ارزش (GVCs) حجم بزرگی از تجارت را بهخود اختصاص دادهاند و مشارکت در شبکهای از شرکای تجاری در بالادست و پاییندست، زنجیره ارزش ظرفیتهای قابلتوجهی از جمله بهبود جریان ورود دانش، روشها و تکنولوژیهای تولید پیشرفتهتر، بویژه برای کشورهای درحالتوسعه داشته است. از این رو، دور از انتظار نیست که GVCs و مشارکت در آن از منظر زیستمحیطی نیز برای کشورها دارای ظرفیتهای بالقوه مفید باشد. در همین راستا، تحقیق حاضر به مطالعه نقش GVCs در عملکرد زیستمحیطی کشورها پرداخته است. به این منظور، با استفاده از نمونهای شامل ۶۵ کشور درحالتوسعه و ۳۶ کشور توسعهیافته و بهروش اقتصادسنجی دادههای تابلویی فضایی، خودهمبستگی فضایی، همگرایی شرطی و اثرات مستقیم و سرریز مشارکت در GVCs برای کشورها در قالب تجارت دوجانبه ارزشافزوده جنوب - جنوب، شمال- جنوب و شمال- شمال برآورد شده است. نتایج تحقیق، نشان میدهد که برای تمام کشورها، همگرایی شرطی و خودهمبستگی فضایی مبتنی بر GVCs وجود دارد، اگرچه برای تجارت شمال- شمال کشورهای توسعهیافته با شدت بیشتری برقرار است. همچنین مطابق برآوردها، مشارکت در GVCs در صورتی که تجارت دوجانبه ارزشافزوده شامل کشورهای توسعهیافته باشد، اثرات سرریز بر کشورهای شریک تجاری دارد، اما در تجارت جنوب - جنوب کشورهای درحالتوسعه، این اثر از نظر آماری، قابل پذیرش نیست. بنابراین، برقراری روابط تجاری تحت GVCs با کشورهای توسعهیافته، میتواند یک سیاست بالقوه مفید برای بهبود عملکرد زیستمحیطی کشورهای درحالتوسعه، تلقی شود.