جستجو در مقالات منتشر شده
۳ نتیجه برای بلیغ
دوره ۷، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده
ادبیات تطبیقی همواره فضایی فراهم کرده تا ادبیات ملل مختلف با همدیگر به گفتگو بنشینند و به تعامل و زایندگی بپردازند. بینامتنیت یا حضور قابل توجه عناصری از متون مشخص در اثری دیگر، از مواردیست که در گسترۀ ادبیات تطبیقی جای می گیرد. صادق هدایت از پیشگامان ادبیات مدرن در ایران و از جمله نویسندگانی که آشنایی عمیق با ادبیات غرب و به ویژه ادبیات فرانسه داشته، در بسیاری از آثار خود متأثر از نویسندگان صاحبسبک خارجی بوده است. داستان کوتاه گرداب که در فضایی تلخ و ناتورالیستی رخ می دهد، یکی از آثار هدایت است که به شدت تحت تأثیر مکتب ناتورالیسم و به ویژه رمان ناتورالیستی پیر و ژان گی دو موپاسان به نظر می رسد. مضمون خیانت که به فروپاشی خانواده ای به ظاهر خوشبخت منتهی می شود و ساختاری که این مضمون در قالب آن روایت می شود، حلقۀ اتصال این دو اثر هستند. این مضمون در دو اثر، با استفاده از قوانین مکتب ناتورالیسم که به ترسیم بی پروای هر آن چه که در جامعه و در میان بشریت به انحطاط می انجامد، پرورانده می شود. مسئلۀ اصلی در مقالۀ حاضر یافتن ریشه ها و مصادیق خیانت در دو اثر با تکیه بر ساختار روایی و تحلیل رفتار شخصیت ها در مواجهه با این بحران خانوادگی خواهد بود. در نهایت سعی بر این خواهد بود تا از این رهگذر به هدف اصلی این مطالعۀ تطبیقی که توضیح عناصر ناتورالیسم در داستان گرداب و هم ارزی آن با عناصر ناتورالیستی رمان موپاسان می باشد، دست یابیم.
دوره ۹، شماره ۲ - ( خرداد و تیر ۱۳۹۷ )
چکیده
یکی از خصوصیات بوف کور صادق هدایت که قابلیت تحلیل آن را از جنبهای غیر از گفتمان نوشتاری فراهم میآورد، استفادۀ نویسنده از تصاویر در لایههای مختلف داستان است. تصاویری که با ویژگیهای خاص خود در خدمت گسترش داستان هستند و بر ابهام آن میافزایند. واکاوی این تصاویر برای دستیابی به معنای نهفتۀ آنها، تحلیلی روشمند ایجاب میکند که قابلیت درک بار معنایی ضمنی تصاویر و رمزگان آنها را داشته باشد. نشانهشناسی دیداری روشی کارآمد در رمزگشایی تصاویر بوف کور بهنظر میآید. روشی که با تکیه بر رابطۀ میان دال و مدلول و بهرهگیری از سازوکارهایی تخصصیتر در نشانهشناسی تصاویر که تصویر را بهمثابۀ یک گفتمان در نظر میگیرد، تصاویر موجود در اثر هدایت را دستمایۀ مطالعۀ خود قرار میدهد. تجزیۀ دالهای تصویری در بوف کور در مرحلۀ نخست به بیان ویژگیهای نظامهای دیداری موجود در اثر میپردازد و در مرحلۀ بعدی دلالتهای ضمنی و رمزگانی آنها را از خلال مطالعۀ موازی گفتمان دیداری و نوشتاری مورد واکاوی قرار میدهد. در نهایت، نیز نقش انعکاسی گفتمان دیداری جهت توضیح در تبانی یا رقابت بودن آن با گفتمان نوشتاری مورد بررسی قرار میگیرد.
خسرو پیرائی، نفیسه بلیغ،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۴ ۱۳۹۴ )
چکیده
مطالعه حاضر، به بررسی رابطه توسعه مالی و نابرابری درآمدی در ایران با استفاده از دادههای سالیانه سری زمانی طی دوره ۸۹-۱۳۵۲ میپردازد. در این تحقیق از رویکرد آزمون کرانه ها برای بررسی روابط میان متغیرها بهره گرفته شده و از دو شاخص متفاوت نسبت اعتبارات اعطایی به بخش خصوصی به تولید ناخالص داخلی و نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی برای توسعه مالی استفاده گردیده است. نتایج نشان می دهد که رابطه خطی و منفی میان توسعه مالی و نابرابری درآمدی وجود دارد و توسعه مالی به طور معنی دار، نابرابری درآمدی را در ایران کاهش داده است؛ اما شواهدی مبنی بر وجود رابطه به شکل U معکوس میان توسعه مالی و نابرابری درآمدی که توسط گرینوود و جوانویک ارائه گردیده، یافت نشد و همچنین نتایج حاکی از آن است که کیفیت نهادی بهتر منجر به کاهش نابرابری درآمدی در ایران شده است.